عکس رهبر جدید
۰
سبد خرید شما خالی است.

شعر نوجوان

شعر نوجوان

سلام سبز / عبدالرضا صمدی

پیش پای تو زمین
نور باران می
‌شود
سبزه
‌ها سر می‌زند
غنچه خندان می
‌شود

می
‌شود نرم و لطیف
سنگ
‌ها در راه تو
چشمه می گیرد بغل
عکس روی ماه تو

کوه
‌ها هم پیش تو
می
‌شود هموار و صاف
باد دور خیمه
‌ات
می کند سعی و طواف

خنده لب
‌های تو
توی شب
‌ها ماه ماست
آفتاب چشم تو
چلچراغ راه ماست

پس بیا تا روشنی
سهم چشم ما شود
با سلام  سبز تو
زندگی زیبا شود


زندگی، مرگ، درخت /  علی اصغر نصرتی

زندگی، مرگ، هوا، جنگل، تاک*

حسرت لذت یک سایه پاک

رنج بی‌برگی باغ

درد خاموشی آواز کلاغ

داغ خط خوردن گنجشک و گل از صفحه خاک

مرگ آرام زمین

 

کاش امواج بزرگ بشری

مرد و زن

پیر و جوان

وخلاصه همه کس

بنویسند درخت

و بخوانند نفس

 

*درخت انگور

 

خورشید / بیوک ملکی

گاه

ابرها تورا کنار می‌زنند

این طرف

تیره می‌شوی، ولی

آن طرف هنوز روشنی

 

ابرها

هرچه تیره، هرچه تار

عاقبت

کنار می‌روند

 

باز این تویی که می‌رسی

روی دوش آسمان آبی‌ات

با همان نگاه گرم‌وآفتابی‌ات

 

شکفتن بهار / طاهره شهابی

از جهان ابرها

بر زمین رسیده است

روی سنگ‌های سرد

بی‌صدا چکیده است

می‌دهد به دست عابران

بسته‌های رنگی ترانه را

در پیاده‌رو

پخش می‌کند

حرف‌های عاشقانه را

عطر نان تازه در اجاق‌هاست

شادمانی تمام اتفاق‌هاست

 فرصت شکفتن بهار اندک است

بیشتر بمان

نام تو سلام

نام تو مبارک است...

 

نیایش بهاری / مسعود طاهری عضد

نوروز رسید و روی شاخه

شیپور شکوفه را گشودند

سجاده سبزه را دوباره

بر پای درخت‌ها گشودند

 

در باغچه‌ها دهان غنچه

مانند لب من و تو وا شد

احوال درخت خوب و خوش شد

رخت تن باغ نو نوا شد

 

در پاسخ نغمه‌های بلبل

بی چاره کلاغ در سکوت است

دستان درخت رو به خورشید

انگار به حالت قنوت است

 

همراه درخت و بلبل و گل

ما رو به خدا نماز خواندیم

گل‌های نیایش زمین را

بر بال فرشته‌ها نشاندیم

 

تازه شد / هلالی جغتایی ( قرن دهم هجری)

گل شکفت وشوق آن گل چهره از سر تازه شد

وای جان من! که بر دل داغ دیگر تازه شد

 

گرد آن رخسار گلگون خط زنگاری دمید

همچو اطراف چمن کز سبزه تر تازه شد

 

آمد از کویت نسیمی، غنچه دل‌ها شکفت

گلشن جان زان نسیم روح پرور تازه شد

 

تا گذشتی همچو آب خضر بر طرف چمن

هر خس وخاشاک چون سرو وصنوبر تازه شد

 

زخم‌های تیر مژگان سر به سر آورده بود

چون نمک پاشیدی از لب‌ها، سراسر تازه شد

 

تازه شد جان هلالی، تا به خون عاشقان

رسم خونریزی از آن شوخ ستمگر تازه شد

۹۵۳
کلیدواژه (keyword): رشد نوجوان،شعر نوجوان،شاعرانه، سلام سبز،عبدالرضا صمدی،زندگی،مرگ،درخت، علی اصغر نصرتی،خورشید،بیوک ملکی،شکفتن بهار،طاهره شهابی،شکفتن بهار،طاهره شهابی،
نام را وارد کنید
ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید

۲۱۰ نفر
۳۴,۳۱۳,۱۸۲ نفر
۷۰,۴۰۸ نفر
۲۵,۲۹۶ نفر
۲۳,۹۰۷,۴۱۳ نفر