عکس رهبر جدید
۰
سبد خرید شما خالی است.

قصه کوچولو

قصه کوچولو

سیاه منم / مریم عاطفی

 

قرمز گفت: «من می‌روم پیش اَنار و آلبالو.»

سبز گفت: «چه خوب! من هم می‌روم پیش کلم و کاهو.»

کلاغ بالای سرشان بلند قار قار کرد.

سبز ترسید. پرید توی بغل قرمز.

قرمز گفت: «چرا من سیاه شدم!؟» سبزگفت: «من هم سیاه شدم!»  باهم گفتند: «حالا کجا برویم!؟» کلاغ گفت: «پیش خودم.»

سیاه را برداشت و گذاشت روی بال خودش. سیاه بود، سیاه‌تر شد.

خندید و گفت: «نه آلبالو، نه انار، سیاه منم، قار قار.»

 

 

قطار پیر / فرزانه فراهانی  

 

قطار یک‌عالمه بچّه را سوار کرد ببرد گردش. از جنگل گذشت. به دشت رسید. یک دفعه یک‌خرگوش پرید جلو. قطار یک سوت بلند کشید. ایستاد و گفت: «بدو برو تا زیرت‌ نکرده ام!»

خرگوش پرید و رفت. قطار خواست دوباره راه بیفتد. به چرخ‌هایش فشار آورد. واگن‌هایش را این‌وری‌کرد، آن‌وری‌کرد. هرکاری‌کرد، نشد که نشد.»

از ریل بیرون آمد. گفت: «بهتراست همین‌جا بمانم.» یکی از بچّه‌ها گفت: «این‌جا که خیلی قشنگ است!» بچّه‌ها دویدند بیرون و گفتند: «از همه‌جا بهتر و قشنگ‌تراست!» این‌طوری شد که قطارپیر همان‌جا ماند و مسافرخانه‌ی بچّه‌ها شد.

۱۱۰۰
کلیدواژه (keyword): رشد کودک، قصه کوچولو
نام را وارد کنید
ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید

۳۰۴ نفر
۳۴,۴۳۵,۶۷۲ نفر
۶۸,۲۸۴ نفر
۱۵,۷۹۳ نفر
۲۴,۰۰۲,۹۹۸ نفر