عکس رهبر جدید

طعم گس تلواسه

 ۱۴۰۰/۰۸/۰۱
  فایلهای مرتبط
طعم گس تلواسه
برداشتی آزاد از استرس آزمون‌های مهم با نگاهی به کنکور ۱۴۰۰

اندر احوالات یک داوطلب در روز واقعه، هنگام رویارویی با پدرِ پدرِ آزمونها، یعنی کنکور، چنان بود که جزو افتخارات مشاورش و سخنان منقول از او که خیلی بر آن تأکید داشت، آن است که شما قبل از کنکورتان چندین بار کنکور میدهید. رأس ساعت بیایید که چشمتان به ساعت عادت کند. همان لباس روز کنکور را بپوشید. همان ساعت مچی را بیاورید. همان کشمشی را که سر جلسه به خندق بلا میدهید، باید چندین بار قبل از کنکور فرو بلعیده باشید. خلاصه چیزی نباید جدید باشد. به جایش همه چیز باید نرم باشد؛ از سَرِ مداد تا دوتای جامه؛ اگر کهنه است، اگر از نو2. خیلی آرام باشید. شما قبل از کنکورتان بارها این حال و هوا را تجربه کردهاید.

آن روزها هر کاری را مثل سه نقطه نجیب، مو به مو انجام میدادم. تمام مغزم را کامل در اختیار سؤالات آن روز قرار میدادم. اتاق خالی در مغزم نداشتم که به حرفهای مشاور فکرکنم، ولی امروز نهتنها مغزم، بلکه تمام قلبم پر از اتاقهای خالی است. کاش این استرس و مشتقاتش، همچنان که در مدخلهای فرهنگ لغت فارسی هیچ ریشه لغتشناسی ندارد، در اعماق روح ما نیز بیریشه بود!

در عصر خوانش کتابهای غیر درسی، مستتر در لابهلای کتابهای درسی خوانده بودم، تنیـدگی روان و دردهای مزمنِ غم و اندوه میتواند به تولید و فعال شدن سلولهای سرطانی منجر شود و در محیطهای پر دلهره، نرخ ابتلا به سرطان بیشتر است. دارم به هر یک از تشویشهای آزمون که از دل گذشته و شده یک سلول سرطانی فکر میکنم. دارم به اتحادیه بیقراری کوییزهایی که غم سرطانی شدهاند، فکر میکنم. دارم به حافظه هر سلول سرطانی در تکتک آزمونها فکر میکنم و میاندیشم در هسته این سلولها چند تراژدی حاصل از استرس آزمون بنا شده است و در این میان سؤال آنجاست که چند تا سلول سهم کنکور است؟ من، شما و استرس و مشاور و سه نقطه را با جواب تنها میگذارم.

ما همه کارهای آقای مشاور را کردیم، اما دلمان آرام نشد. صبحی که هیچ فرقی با تمام روزهای عمرمان نداشت، برای ما حالتی بین مردن و نمردن و کلی حال بد دیگر شد. نماز صبحمان «حالتی رفت که محراب به فریاد آمد»3؛ آنگونه که در هر حرف، با تلفظ حلقی، نزدیک بود مدیون خدا و پیغمبر شویم. حرفزدن هم کار خطرناکی بود. بیشتر با ایما و اشاره و لبخند ژکوندوارِ مسخره، درحالیکه:

بد کمانچه میکشد، کان تیر او (کنکور)

در دل عشاق (داوطلبان گرامی!) دارد استرس4

راهی حوزه امتحان شدیم. جمله روی کارت: حضور داوطلــــبان قبل از ساعت 8 الـــزامی است. دل بیطاقت ما این تَنِ بیتابتر ما را از 6:30 روی صندلی نشانده بود؛ صندلیای که دوستانمان یعنی دستشویی و آبخوری را یافته بود و تازه سه دقیقه از رسیدنمان گذشته بود! اولین رویارویی با چهره واقعی کنکور آن بود که آزمون اصلاً ساعت هشت شروع نمیشد و از آنجا که ما «وابسته یک دمیم و آن هم هیچ است»5، در هنگامه خلأ کور زمان و هیچاهیچ عقربهها، ما دو ساعت منتظر بودیم تا فرایند آزمون شروع شود.

شما بگویید، سوختن بد است یا خوب؟ درد چطور؟ در این دنیا بعضی چیزها مطلق نیست و بعضی چیزها نسبی است. ما هم بر مبنای همین اصلِ اثبات شده، سر جلسه، بین ساعت 8 تا 8:30، وقتی به اولین رویارویی با زبان و ادبیات فارسی میاندیشیدیم، حالتی آمد چنان که حافظ فلــک را شکافته بود6، اما پس از آن، سرگرم ساختن با ساقی و لشکر براندازی شده بود و آه این سقفِ سختِ سیاهِ افتاده است بر دل ما.7

سوختن را میگفتم! من به کارش گرفتم. زیر همه فشارهای درونی، گفتم حالا وقتش است. باید بسوزم. دست کردم در جیبم، یک آبنبات زنجبیلی بیرون آوردم و باز کردم و روی زبانم انداختم و انصافاً خوب سوختم؛ فارغ از آنکه سوختنی از هر شـش جهت انتظارم را میکشید. لحظاتی را بالبالزنان از زیر بار سقف فلک شانه خالی کردم؛ اما فقط لحظاتی. بعد از آن هم دنیایی بر ما گذشت، ولی از آنجا که دستم از انقباض جلسه هنوز درد میکند، سخن کوتاه میکنم. صدای مردی از پشت بلندگو مدام با ما حرف میزد. این بار گفت شروعکنید، اول اطلاعات خود را روی پاسخنامه بنویسید. اطلاعات نوشتنِ من خود داستانی است، ولی چون شامل شماره همراه و نشانی منزل است، از ذکر آن معذورم.

و اما بعد، من خواستم دفترچه را از زیر پاسخنامه بیرون بیاورم که ناگهان شتاب دست من و نیروی مقاومت شارّه، تکانه و کلی اصول فیزیکی دیگر، پاسخنامه را به پرواز درآورد. من مثل یک کبوتر زمینگیر بدبخت پروازش را نظاره میکردم که رفت دقیقاً زیر پایم فرود آمد. راستش هیچ اتفاقی نیفتاده بود، اما این لحظه برای من مثل ایستادن زمین، مثل سقوط یا لحظه تصادف دردناک بود. با آن حال فلکیام، خم شدم زیر صندلیام، برگه پاسخنامه را از زیر پایم بردارم. کنکوری که باشی، هر حرکت اضافی به منزله از دست دادن تعدادی تست است. پس از اینجا به بعدش را سریع میگویم تا برسیم به نکات مدنظر شما و خودمان.

حافظ جان کمکم بساط فلک را از دوش ما برداشت و در دفترچه عمومی همهچیز بهخوبی و با کمال انسانیت پیش رفت. هنوز پنجدقیقه از تهمانده دفترچه آدموار مانده بود که آن یکی را گذاشتند زیر دستمان. گفتنی است، در این وانفسا، لحظهای از خیالمان گذشت که خدایا شکرت! عمومیها که عالی بود! انشاءالله اختصاصیها را هم مثل همیشه بزنیم. امیرکبیر منتظر ماست. اما چشمتان روز بد نبیند و دعای بهتر اینکه، بعد از انسانیت دچار نبود آزاردهنده آن نشویم. ما باز کردیم دفترچه را و از آنجا که:

من پیشهام ریاضی است

ذرههوشی دارم

خردهفهمی

سرِ سوزن ایده8

و اینکه طبیعتاً دانشآموز ریاضی آمده است که برود سراغ 55 سؤال ریاضی. با این وصف، پیش از این، مرغ سحر، هر بار با دیدن موجودی حسابم ناله سر میکرد، اما این بار موجودی آموختههای ریاضیام ناله که نه، به درد خفهمرغی دچار شد. سخن نگفته، هر که هستی و این دستخط را میخوانی، خودت برو و از سؤالات گسستهاش یک سؤال انتخاب کن. کل هفته به آن فکر کن. آخر هفتهام اگر جواب سؤال را نیافتی، بدان و آگاه باش، سؤال خیلی سخت بوده. در ذکر جزء و اراده کل، همینقدر بدانید، علامتی در آن بود که ما اصلاً در کتاب نداشتیم. ریاضیات زد به مغز و دلمان و آنگونه که میخواستیم به فیزیک و شیمی هم درست و حسابی نرسیدیم و اینجا بود که داوطلب در خلسه عمیق خودش بود و هیچکس.9 بنده به خدایی که قبل و بعد و وسط امتحان شکرش را کردم، قسم میخورم که زخمخورده کنونی و داوطلبِ سنوات گذشته، در بازگوکردن دفترچه دوم از نفس برید10 و حافظ هم همان اوایل دفترچه دوم، دوباره سقفِ فلکِ شکافته را روی شانه من انداخت و رفت و هنوز هم که هنوز است، پیدایش نیست.

ما در این عسر و حرج از روزگار سراسر جافی باقی ماندیم، تا چند روز بعد که طشت رسوایی پدرجدِّ آزمونِ پشت سر نهاده، از پشتبام سازمان سنجش زیر آمد. آنچنان که دانستیم نه فقط جامعه مهندسانِ خسته از هندسه و حساب کنکور که اهل امعا و احشای جسمی (علوم تجربی) و ایضاً روحی (علوم انسانی)، همگی به یک میزان از این محک شکارند. این را نه من با این تتمه سواد نمکشیدهام، بلکه منابع موثق اظهار داشتند که طبق اعلام رسمی، از مجموع 55 سؤال ریاضی رشته ریاضی، 8 سؤال خارج از کتاب، 13 سؤال خارج از اهداف کتاب درسی، 1 سؤال اشتباه (که به خوبی خودتان میبخشید) و 1 سؤال خارج از کتاب و بدون گزینه صحیح و بقیه سؤالات نیز «خیرشو ببینی» بودهاند. همچنین، نماینده محترم در ادامه خاطرنشان کرد که در آزمونِ سراسری تجربی نیز از 30 سؤال ریاضیشان، 2 سؤال خارج از کتاب درسی، 9 سؤال خارج از اهداف کتاب درسی، 2 سؤال بدون گزینه صحیح، 3 سؤال منطبق با کتاب درسی (بهطوریکه از شدت سختی داغ به دل گذارده)، 1 سؤال دارای محاسبات نجومی و بقیه سؤالات نیز علیهالسلام بودهاند. در این میان سؤالات ریاضی گروه فرار از زندان ریاضی و پناهبرده به هر چه غیــــر از او، از مجموع 20 سؤال ریاضیِ علوم انسانمحور که آدمی را سالهاست به فراموشی سپرده، 6 سؤال خارج از اهداف کتاب درسی، 8 سؤال دشوار و 6 سؤال نیز فقط بوده است تا عریضه خالی نباشد.

داستان این آش چون هر سال ادامه دارد؛ چنانکه وی هرچه خاطره در اذهان را نشان رفته که ما پای لنگان در گِل و دست دراز بر نخیل، در انتظار پاسخ وزارت علوم و سازمان سنجشیم و قطعاً از طریق ابزار نظارتی مجلس و کمیسیون اصل 90 پیگیر موضوع خواهیم بود.

بعد از تجربه آزمون پشت سر نهاده، فهمیدم که در همه لحظات زندگیام، بهخصوص سر جلسه کنکور که معلوم نیست چه بازیای برایت تدارک دیدهاند، باید مثل یک «مش بالِ ضد استرس»11 منعطف باشی، حرفهای آقای مشاور که میگفت سر جلسه کارهای جدید نکنید، درست نبود. هر کس که بر سر این کنکور کارهای جدید کرده و در باتلاق ریاضی نیفتاده و خود را بهسرعت به درس بعدی رسانده بود، برنده شد.

گرچه احوال رعبانگیز آغاز و میانه و پایان کنکور را بارها در لابهلای اوراق زندگیِ ورقخوردهمان دیده بودیم و یا سر سفره دنیا، طعمِ گسِ تلواسهاش را زیر دندان چشیده و سرکشیده بودیم، اما بعضی چیزها سخت است؛ حتی اگر صد بار هم تجربه کرده باشی!

 

 

 

 

پینوشتها

1. دهخدا، تلواسه [ت َ ل ْ س َ / س ِ] (اِ) اضطراب، بیآرامی، بیقراری و اندوه.

2. دخل و تصرفی از رباعی ابن یمین فریومدی.

3. مصرعی از غزلیات حافظ.

4. بیتی از دیوان شمس مولانا ( با دخل و تصرف)

5. مصرعی از رباعیات خیام (با دخل و تصرف)

6. مصرعی از غزلیات حافظ (با دخل و تصرف)

7. برداشتی از کلام هوشنگ ابتهاج

8. بخشی از شعر سهراب سپهری (با دخل و تصرف)

9. حمیدرضا برقعی.

10. همان، با دخل و تصرف.

11. Mesh Squishy Ball.

12. دیوان شمس، مولانا، با دخل و تصرف

۲۶۵
کلیدواژه: رشد مدرسه فردا، تأمل،کنکور،اضطراب امتحان،
نام را وارد کنید
ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید