عکس رهبر جدید

بزغاله چی گفت؟ هیچی

 ۱۴۰۰/۰۷/۰۱
  فایلهای مرتبط
بزغاله چی گفت؟ هیچی

بهـار بود. باد شاخـههـای درختان را تکان مـیداد. قورباغهای لب چشمه نشسته بود. باد، یک گلبرگِ بنفش روی سرِ قورباغه انداخت. قورباغه به عکس خودش در آب نگاه کرد.

ـ چه کلاهِ قشنگی! چه بنفشِ خوش رنگی!

دستش را روی کلاه گذاشت و سرش را به اینطرف و آنطرف تکان داد. گلبرگ بنفش بود و یک خطِّ زردِ مخملی داشت. سنجاقکی از بالای درخت قورباغه را دید و داد زد: «وای، چرا فرشِ خانهی من را روی سرت گذاشتی؟»

قورباغه گفت: «فرش؟»

یک ملخ از لای شاخهها جیغجیغ کرد: «نه، این رومیزی خانهی من است.»

قورباغه گفت: «رومیزی؟»

 گنجشکی گفت: «نه، این، پیشبند من است.»

قورباغه گفت: «پیشبند؟»

سنجاقک و ملخ و گنجشک با عصبانیت به طرف او آمدند. قورباغه نفس عمیقی کشید و گفت: «نه، این کلاهِ من است. مال خودم است. خودِ خودم.»

دستش را روی کـلاه گذاشت و بـپر بـپر فرار کرد. سنجاقک و ملخ و گنجشک، دنبال قورباغه جست زدند و پریدند. قورباغه میرفت و همه به دنبالش میرفتند.

ـ فرش من، فرش من...

ـ رومیزی من، رومیزی من...

ـ پیش بند من، پیش بند من...

بزغالهای روی درخت ایستاده بود و برگها را میخورد. بزغاله، قورباغه را دید که میرفت و ملخ و سنجاقک و گنجشک هم به دنبالش:

ـ قورباغه، فرش من را برده.

ـ نه، رومیزی من را برده.

ـ نه، پیش بند من را برده.

بزغاله چی گفت؟ هیچی؛ فقط از بالای درخت پرید پایین، و چهکار کرد؟ هــــــــــام ... کلاه بنفش قورباغه را خورد. قورباغه ایستاد و فریاد زد: «چرا کلاهم را خوردی؟»

سنجاقک داد کشید: «چرا فرشم را خوردی؟»

ملخ جیغ جیغ کرد: «رومیزیام را خوردی.»

گنجشک گفت: «پیشبندم را یک لقمه کردی.»

بزغاله چی گفت؟ هیچی؛ فقط شروع کرد به دویدن. بدو بدو  دوید و همه به دنبالش دویدند. رفت و رفت تا به بالای تپّه رسید.

آن طرف تپّه، یک گلزار بنفش بود. زمین پر از گل‌‌های زنبق بود. قورباغه و ملخ و سنجاقک و گنجشک، بالای تپّه ایستادند و به گلزار نگاه کردند.

ـ چه قشنگ! تا حالا اینجا را ندیده بودیم.

باد آمد و یک مُشت گلبرگ زنبق، روی سر همه ریخت. گلبرگ زنبق، بنفش بود و یک خطّ زردِ مخملی داشت.

ـ چهقدر کلاه!

ـ چهقدر فرش!

ـ چهقدر رومیزی!

ـ چهقدر پیش بند!

همه خوشحـال بودند. بزغاله چـی گفت؟ هیچـی؛ فقط نشست و شروع کرد به خوردن یک ناهار خوشمزه.

 

 

۷۴۱
کلیدواژه: رشد نوآموز، قصه،قصه کودک،
نام را وارد کنید
ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید