از جمله منابع اصیل شناخت محیط زیست، متون ادبی کهن هر قوم است. ایرانیان از دیرباز در ثبت و ضبط دانستهها و تجارب زندگی در قالب آثار ادبی (نظم و نثر) به شکل داستانی، تاریخی و عرفانی پیشقدم بودهاند. از جمله منابع مهم در این زمینه، شش دفتر مثنوی مولوی است که از روز خلق، محل رجوع اهل فکر و نظر و عام و خاص بودهاند.
هدف اصلی این پژوهش آن است که به روش تحلیل محتوا، ضمن تأمل بر مختصات تنوع محیط زیست در شش دفتر مثنوی به این سؤال اصلی پاسخ گوید: گستره تنوع زیستی در این متن کهن فارسی چیست؟ و بسامد اشارتهای محیط زیستی در آن تا چه میزان است؟ از نتایج قابل پیشبینی در این تحقیق، اشاره به کثرت شرح و بیان عناصر عدیده از محیط و زیست انسان و تعامل او در این کره خاکی است. مولانا، بهعنوان انسانی خردورز، با اعتقاد به دستورهای وحیانی قرآن همواره مخاطبان را به لذت بردن از این فضا دعوت کرده و درباره حفظ و حراست از آن هشدار داده است.
۱. مقدمه
هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَکم مَّا فِی الأَرْضِ جَمِیعًا (بقره/ ۲۹)
آنچه آدمی را از سایر موجودات ساکن در کره زمین متمایز میکند، داشتن استعداد ثبت و ضبط تجربه و تاریخ خویش است. مهمترین ابزار این کار زبان گفتاری و سپس زبان نوشتاری است.
بر طبق آموزههای دینی، این جهان را خدا برای انسان آفریده است تا در آن با آسایش و رفاه زندگی کند. لذا توان شناخت انسان و محیط اطراف را به او داده است تا در طول هزاران سال زندگی در این کره خاکی پیوسته در فضای شناخت خود و محیط زندگی سیر کند و البته روز به روز کیفیت این تعامل را تعالی بخشد.
ثبت و ضبط تجربههای فردی و گروهی از عجایب شگفتآفرین این عرصه است که با قدرت زبان و بیان شکل میگیرد، بهطوری که از نخستین روزهای زندگی در زمین همواره سعی داشته است به هر نحو ممکن اثری از خود ثبت و ضبط کند. بهترین شاهد این تلاش وجود نقاشیهای صحنه شکار در درون غارهاست که در اقصینقاط جهان، از جمله در ایران، کشف و ضبط شده است.
۲. ضرورت تحقیق
مطالعه و سیر در متون کهن ادبیات فارسی به قصد شناخت عناصر زیستمحیطی موضوعی میانرشتهای است که کمتر در مدار توجه محققان و پژوهشگران قرار گرفته است. در این راستا پژوهش حاضر از جمله نخستین گامهایی است که در این وادی برداشته میشود. لذا پرداختن به این موضوع نه تنها ضرورت دارد، بلکه میطلبد از متون کهن زبان فارسی، که ذخیرهای ارزشمند از تجارب مدنی بشری است، استفاده بهینه شود.
آثار ادبی بزرگی چون شاهنامه فردوسی و دیوان اشعار حافظ و سعدی و مولانا اعتبار جهانی دارند. این آثار علاوه بر ارزشهای هنری و ادبی از بُعد علمی و زیستپژوهی نیز قابل تحقیق و مطالعهاند.
۳. پیشینه تحقیق
با نگاه شناخت عناصر زیستمحیطی در متون کهن فارسی، از جمله در شش دفتر مثنوی مولوی، سابقه و نمونه قابل ذکری ملاحظه نمیشود و به صورت تلفیقی و تطبیقی و میانرشتهای نیز نمونه این پژوهشها بسیار نادر بلکه نایاب است.
برخی پایاننامههای موجود در سایت ایرانداک که به موضوع شش دفتر مثنوی مولوی پرداخته و تحتعنوان فرهنگنامه عناصر فرهنگی و اجتماعی، دفترهای ششگانه را استخراج کردهاند، در بخش عناصر فرهنگی و اجتماعی به برخی از عناصر زیستمحیطی اشاره شده است.
۱. عناصر فرهنگی و اجتماعی در دفتر پنجم مثنوی، استاد راهنما، فاطمه کوپا؛
دانشجو اعظم اسماعیلی خاصوان، ارشد، دانشگاه پیام نور تهران (تاریخ دفاع ۲۳/۱۲/۸۷)؛
۲. عناصر فرهنگی و اجتماعی در دفتر ششم، استاد راهنما، علیمحمد پشتدار؛
دانشجو، مصطفی شهروی، ارشد، دانشگاه پیامنور تهران (تاریخ دفاع ۴/۲/۸۶)؛
۳. عناصر فرهنگی و اجتماعی در دفتر چهارم، استاد راهنما، علیمحمد پشتدار؛ دانشجو، عبدالله زندی، ارشد، دانشگاه پیام نور تهران (تاریخ دفاع ۲۳/۶/۸۷)؛
۴. عناصر فرهنگی و اجتماعی در دفتر دوم، استاد راهنما، علیمحمد پشتدار، دانشجو، احدالله گلگلاب طهماسبی، ارشد، دانشگاه پیام نور تهران (تاریخ دفاع ۲۹/۱۱/۸۶)؛
۵. عناصر فرهنگی و اجتماعی در دفتر اول، استاد راهنما، علیمحمد پشتدار، دانشجو، حسن رنجبر، ارشد، دانشگاه پیامنور تهران (تاریخ دفاع ۲۴/۴/۸۷)؛
۶. عناصر فرهنگی و اجتماعی در دفتر سوم، استاد راهنما، علیمحمد پشتدار، دانشجو، معصومه دارابی، ارشد، دانشگاه پیامنور تهران (تاریخ دفاع ۱۳/۶/۸۷).
یادآوری میشود پژوهشهای فوق بیشتر با رویکرد ادبی و هنری به مثنوی و عناصر اجتماعی آن پرداختهشده و جنبههای زیستمحیطی و دانش بومشناسی مدنظر نبوده است.
۴. روش تحقیق
این پژوهش به شیوه تحلیل محتوا و با ابزار کتابخانه انجام پذیرفته و در نهایت با تحلیل دادهها و مدخلهای استخراج شده از شش دفتر مثنوی، موارد به صورت فرهنگنامه، الفبایی شده است. بیشترین عناصر استخراج شده زیستی و زیستمحیطی هستند. بعضاً نام بیماریها و عناصر آبوهوا و جغرافیا (خاکی و آبی) و جانوران و جمادات (شامل کوهها و صخرهها) در این مجموعه گرد آمده است.
۵. عناصر زیستمحیطی در مثنوی مولوی
۱.۵. مقدمه
لازم مینماید قبل از ورود به ذکر عناصر زیستمحیطی در مثنوی، عناصر زیستمحیطی با استناد بر نظریات دانشمندان زیستشناسی تا حدودی معرفی شود. انسان بهعنوان تنها موجود زنده تأثیرگذار و تاریخمند و تمدنساز در کره زمین بیش از یک میلیون سال است که زندگی میکند. آدمی در طول این دوران به طرز زندگی خود و دیگر جانداران توجه خاص مبذول داشته و پیوسته در تلاش بهرهبرداری از منابع موجود در اطراف خود بوده است.
اگر انسان از آنچه در خود و اطراف خود میبیند، در حد متعارف و طبیعی و به شیوه عقلی، سود جوید و این بهرهبرداری به نحو مثبت باشد و به افراط نگراید، هم خود به سلامت زیست خواهد کرد و هم دیگر موجودات در کنار او امکان رشد و سلامت خواهند یافت. این راهبرد هم در گروه انسانی کوچک (خانواده) هم در سطح بزرگ یک شهر یا کشور صدق میکند.
۲.۵.کلیدواژههای محیطزیست
محیط (فضای) زندگی انسانی متشکل از هوا و خاک و آب است و این سه عنصر نقش اصلی دارند. در حقیقت این عناصر در تعامل با انسان، بهعنوان یک عامل هوشمند است، که در این عرصه و محیط در سه بعد رخ مینماید:
بُعد اول جمعیت و شمار افراد انسانی است که چگونه با خود و محیطزیست برخورد میکنند. بُعد دیگر الگوی مصرف است که در چگونگی برخورد با محیط و نحوه استحصال و استعمال مواد موجود در محیط ریشه دارد. بُعد سوم فناوری و پیامدهای آن است. یعنی راهها و روشهای انسان در اجرای الگوی مصرف و شناخت صحیح خود و محیطزیست، اعم از فناوری در الگوی مصرف انرژی، در حملونقل و جابهجایی، در مسکن و خوراک و پوشاک در ابعاد زندگی (بوتکین و همکار، ۱:۱۳۸۲، با تصرف).
۱.۲.۵. جمعیت
هر چه شمار انسانها بر روی زمین بیشتر شود تأثیر آنان بر محیطزیست شدیدتر میشود. بیش از یک میلیون سال است که انسان بهصورت کنونیاش (هوشمندانه) بر روی این کره زندگی میکند و در بیشتر این زمان جمعیت و توانش آنقدر اندک بوده که آسیب چندانی به زمین نرسانده است. فقط در عصر جدید و عمدتاً در دو قرن گذشته به یمن پیشرفت بهداشت، تغذیه و استفاده از تدابیر پزشکی و به کمک منابع انرژی فسیلی ارزانقیمت، از شمار مرگومیر خود کاسته و در نتیجه بر جمعیت افزوده است (همان: ۱)
۲.۲.۵. الگوی مصرف
معادله پیامدهای فعالیت بشر بر محیطزیست اینگونه محاسبه میشود که تأثیر انسان بر محیطزیست مساوی است با آثار هر فرد ضرب در تعداد افرادش. در نتیجه هر چه جمعیت بیشتر باشد پیامدهای زیستمحیطی آن بیشتر است.
میزان و نحوه مصرف و سایر تأثیرات دیگر انسانی که به معیشت و شیوه زندگی او مربوط میشود نیز در این پیامد دخیل است: شیوه خوردن، آشامیدن، حملونقل، پوشاک، خریدوفروش و مصرف دیگر محصولات، همه در این جریان بهطور مستقیم دخالت دارند (همان: ۵)
۳.۲.۵. فناری و پیامدهای آن
نیز از جمله عوامل بسیار تأثیرگذار در احوال زیستمحیطی انسان و محیطزیست است. فناوری به مجموعه ابزار و راههای طراحی شده از سوی انسان گفته شده است برای بهرهبرداری از امکانات محیطزیست انسان، برای حفظ بقا و استمرار حیات و ارتقای کیفیت زندگی (خوراک، پوشاک، مسکن). به همین منظور ابزار و راههای روز به روز جدید و پیشرفتهای ابداع و اختراع شده است.
در مجموع، امروزه بیشترین عامل که در محیطزیست تأثیر همهجانبهای دارد انرژی است. الگوهای مصرف انرژی و استحصال انواع آن، بهویژه انرژیهای فسیلی که ارزان به دست میآید. (در کشورهایی مثل ایران با استخراج و استعمال فراوردههای فسیلی) و در نتیجه ارزان و فراوان مصرف میشود، پیامد الگوی مصرف افزایش آلایندهها و تولید بیش از حد صنایع مصرفی و انباشت زباله و نبود صنایع تبدیلی و صنایع لازم برای دفن زباله را در پی دارد و تهدیدهایی جدی برای محیطزیست محسوب میشود.
الگوی ساختوساز مسکن نیز از پیامدهای فناوری ناقص و مبتنی بر انرژی ارزانقیمت، عاملی جدی در نابودی محیطزیست و تهدید عناصر حیاتی برای انسان و برای دیگر جانداران ساکن کره خاکی است. بدترین شکل الگوی مسکن، تدابیر سرمایش و گرایش است که با دستودل بازی و بیتوجهی به عناصر محیطی و طبیعی طراحی میشود و این نکته هم شدیداً به منابع انرژی ارزان فسیلی ارتباط دارد (همان: ۵، با تصرف).
۳.۵. محیطزیست یا اکوسیستم (حیات و ممات طبیعی)
جوامع انسانی مانند یک فرد زنده دوران تولد، رشد و کهولت را سپری مینماید. فرق جامعه با فرد در این است که جوامع مرگ ندارد و از طریق گروههای گیاهان و حیوانات جایگزین دیگری صورت میگیرد... به این فرایند جایگزینی گروهها، که در محیطزیست اتفاق میافتد، توالی (ساکسشن: succession) گفته شده است (وات، ۱۹:۱۳۸۹).
اکوسیستم یک سطح سازمانی است و حتی از جامعه بالاتر است. اکنون نه تنها تمام گونههای گیاهان و حیوانات یک محیط، بلکه مادهای که در سیستم به گردش درمیآید و انرژی را به سیستم انتقال میدهد، موردتوجه قرار میگیرد.
نور خورشید و حرارت برای گیاهان انرژی فراهم میآورد، گیاهان را حیوانات میخورند و این حیوانات خود خوراک دیگر حیوانات میشوند. درنهایت تمام بافتهای زنده به وسیله جمع سیار متنوعی از تجزیهکنندگان از هم پاشیده میشود و یکبار دیگر به خاک تبدیل میشود و آماده مصرف مجدد در سازمان اکوسیستم میگردد (همان: با تصرف).
۴.۵. محیطزیست و مبانی آن در قرآن
وَ مِنْ آیاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافُ أَلْسِنَتِکمْ وَ أَلْوَانِکمْ (روم/ ۲۲)
محیطزیست و تعامل آن با انسان و سایر جانوران ساکن در کره زمین از نگاه علمی واقعیتگرا و مبتنی بر تجربه آزمون و مطالعات دقیق گونه شناسی و متکی بر آزمایشگاههای عظیم در شناخت ژنتیک انواع جانوران و حیوانات است.
در دو قرن اخیر، این مطالعات و روشهای پیچیده تحقیقات، پیشرفت حیرتآوری داشته است. اما برخلاف انتظار، با ابداع و اختراع وسایل رفاه، دستدرازی به منابع طبیعی و محیطزیست بیشتر شده، لذا آسیبهای وارده به محیطزیست جبرانناپذیر و بسیار وحشتآور شده است.
از نگاه قرآن همه موجودات ساکن در زمین خیر (=مفید) هستند و بدترین موجودات انسانهایی هستند که به قدرت خداوند ایمان نمیآورند:
إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللّهِ الَّذِینَ کفَرُواْ فَهُمْ لاَ یؤْمِنُونَ (انفال/ ۵۵)
انسان درگذشتههای دور در تلاش کسب غذا و ساخت سرپناه و استحصال پوشاک برای نگهداری خود از سرما و گرما بوده است. او بهقدر نیاز در محیط اطراف خود جستوجو کرده و ضمن رفع نیازهای خود، در حد وسع در محیط نیز عملیات جبرانی انجام داده است. اگر درختی را بریده تا با آن خانه بسازد، درختی دیگر در زمین کاشته است. یا وقتی طعمهای را شکار کرده تا بخورد، شکار او محدود و طبق چرخه غذایی حیات صورت گرفته و شکار بیرویه و خسارتبار بر عهده او نبوده است (میلر، ۳۷:۱۳۹۰، با تصرف).
از نظر قرآن موجود شر انسانی است که دستورات الهی را در زندگی صحیح در دوران حیات به کار نمیبندد؛ کسی که به نعمتهای خدا و آنچه خدا برایش فراهم کرده کافر شده است.
در منظومه فکری قرآن خدا قادر مطلق است:
• خدا به آنچه در زمین و آسمان است آگاهتر است:
وَرَبُّک أَعْلَمُ بِمَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ (اسری/ ۵۵)
• خداست که به باد فرمان میدهد تا کشتی بر روی دریا حرکت کند:
رَّبُّکمُ الَّذِی یزْجِی لَکمُ الْفُلْک فِی الْبَحْرِ لِتَبْتَغُواْ مِن فَضْلِهِ إِنَّهُ کانَ بِکمْ رَحِیمًا (اسری/ ۶۶)
• مثل دنیا مانند آبی است که از آسمان فرود میآید و با نباتات ترکیب میشود. سپس آن گیاه خشک میشود و این خداست که بر هر چیز اقتدار کامل دارد:
مَثَلُ الْحَیوئِ الدُّنْیا کمَاء أَنزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِیمًا تَذْرُوهُ الرِّیاحُ وَکانَ اللَّهُ عَلَى کلِّ شَیءٍ مُّقْتَدِرًا (کهف/ ۴۵)
• خداست که شما را از شکم مادرانتان بیرون آورد، شما هیچ نمیدانستید، پس برای شما توان شنیدن و دیدن و ادراک قرار داد تا شاید سپاسگزار او باشد:
وَاللّهُ أَخْرَجَکم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِکمْ لاَ تَعْلَمُونَ شَیئًا وَجَعَلَ لَکمُ الْسَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَئَ لَعَلَّکمْ تَشْکرُونَ (نحل/ ۷۸)
• خداست که در آسمان پرندگان را نگاه میدارد و این برای مؤمنان آیتی الهی است:
أَلَمْ یرَوْاْ إِلَى الطَّیرِ مُسَخَّرَاتٍ فِی جَوِّ السَّمَاء مَا یمْسِکهُنَّ إِلاَّ اللّهُ إِنَّ فِی ذَلِک لَآیاتٍ لِّقَوْمٍ یؤْمِنُونَ (نحل/ ۷۹)
• خداست که توان خانهسازی و تهیه لباس و چادر از پوست حیوانات و اثاث خانه از پشم و کرک به شما عطا کرد:
وَاللّهُ جَعَلَ لَکم مِّن بُیوتِکمْ سَکنًا وَ جَعَلَ لَکم مِّن جُلُودِ الأَنْعَامِ بُیوتًا تَسْتَخِفُّونَهَا یوْمَ ظَعْنِکمْ وَ یوْمَ إِقَامَتِکمْ وَ مِنْ أَصْوَافِهَا وَ أَوْبَارِهَا وَ أَشْعَارِهَا أَثَاثًا وَ مَتَاعًا إِلَى حِینٍ (نحل/ ۸۰)
علاوه بر عناصر فوقالذکر عناصر زیستمحیطی و آفرینش در قرآن بهوفور یاد شده که پرداختن به همه آنها در محدوده این مقاله نیست. اما به منظور تذکر و مرور گذرا فهرستوار به عناوینی مختصر اشاره میشود: ـ هر آنچه در زمین آفریده شده است برای انسان است (بقره/ ۲۹). خداوند برای آدم(ع) همسری آفرید پس از این دو، زنان و مردان بسیاری متولد شد (نساء/۱). اوست که حرکت شب و روز و خورشید و ماه را آفرید (انبیا/ ۳۳). خداوند همه چیز را به اندازه آفرید (فرقان/ ۲) آیا در خلقت شتر درنگ نمیکنید (غاشیه/ ۱۷). خداوند باران از آسمان نازل کرد تا زمین زنده شد (بقره/ ۱۶۴).
از موضوعات و عناوین تنوع زیستی در قرآن موارد زیر قابل اشاره است:
۱. اثاث و الوان و البسه، کالاها و رنگها و پوشیدنیها (۷۲مورد)/ ۲. اجتماعیات (۳۲ مورد)/ ۳. امتها و انبیا (۲۰ مورد)/ ۴. انسان (۱۶مورد)/ ۵. حیوانات، اعم از چهارپایان و وابستهها (۸۸ مورد)/ ۶. نباتات (۵۰ مورد)/ ۷. آسمان و کیهان (۱۶ مورد) (رامیار، ۳۱۷ـ۳۱۴). نکته دیگر اینکه در قرآن کریم انسان و اجتماع انسانی (خانواده، روستا، شهر، کشور) مهمترین کلیدواژه است.
میتوان نتیجه گرفت که اساس تنوع زیستی در قرآن و از نظر عالمان زیستمحیط همانا جمعیت و ابعاد وابسته به آن است.
۵.۵. فرهنگنامه محیطزیست در مثنوی مولوی (دفتر اول)
جلالالدین محمد بلخی (۶۷۲ـ۶۰۴ه.ق) فرزند بهاءالدین محمدبن حسین خطیبی بزرگترین شاعر عارف ایران به سال «۶۰۴ه.ق» در بلخ، که از مراکز مهم فرهنگ و ادبیات ایرانی بود، به دنیا آمد (رضازاده شفق: ۴۴۴).
پدر مولوی از فضلا و مشایخ عهد علاءالدین خوارزمشاه بود. نخستین معلم جلالالدین پدر اوست. پس از او سید برهانالدین محقق ترمذی تربیت مولوی را بر عهده گرفت و نه سال تمام تحت ارشاد او بود.
بعد، به عزم سیاحت و اخذ معرفت و درک مجلس اصحاب طریقت، مسافرت شام اختیار کرد و مدتی در حلب و دمشق اقامت گزید و تحصیل معالی کرد و با تجارب معنوی و مکتسبات علمی باز به قونیه برگشت و در آنجا در پایان عمر به تعلیم و تربیت و ارشاد پیروان خود پرداخت (رضازاده شفق: ۴۴۵).
۱.۵.۵. مثنوی معنوی
بزرگترین اثر فکری و حکمت عملی و بهترین جلوه اشعار جلالالدین بلکه کاملترین اثر منظوم صوفیانه در زبان فارسی مثنوی معنوی است که در شش دفتر و با ۲۶ هزار بیت عرضه شده است.
محتوای اصلی مثنوی
از معانی اساسی در مثنوی اینگونه حاصل میشود که هستی جهان یکی است و آن ذات خدای ـ تعالی ـ ست که جز او نیست و هر چه هست در حقیقت اوست. عالم همه جلوهگاه خداوند است.
روح ما نیز از اشعه هستی اوست که از مبدأ جدا افتاده و به این جهان نزول یافته است و همواره با حسرت دیدار و شوق و عشق به دلدار به سر میبرد و میخواهد حجابهای ظلمانی این نشئه جسمانی را کنار زند و به اصل خود برگردد؛ یعنی «انا لله و انا الیه راجعون» (همان: ۴۵۲)
۲.۵.۵. عناصر زیستمحیطی در مثنوی
از آنجا که مثنوی ساختاری داستانی دارد و مولانا اغلب برای بیان مقصود خود و شرح مفاهیم اخلاقی و عرفانی از شگرد تمثیل سود میجوید، در مثنوی صدها داستان و داستانک آمده است، که به نحوی انواع حیوان و پرنده در آن شرکت دارند و نقشآفرینی میکنند. تعداد واژههای مرتبط با محیطزیست، اعم از انسانی، حیوانی و نباتی بیش از پنج هزار مورد است.
بهکارگیری این واژهها، که ارتباط وثیقی با محیط زندگی و عقاید و آموزههای دینی دارند، در مثنوی دارای دو رویکرد است:
الف. رویکرد زیستمحیطی و طبیعی
ب. ابعاد آموزشی و تعلیمی در القای مفاهیم تربیتی و عرفانی
برای نمونه در دفتر اول مثنوی در حوزه واژهها، نمونههای زیر قابل ذکر است:
نی، نیستان، مرد و زن، آتش، نای، باد، جان، تن، عشق، می، روز، سوز، ماهی، خام، پخته، آب، سخن، پسر، شکار، شاه، کنیزک، پالان، خر، کوزه، کنج، در، مرجان، سرکنگبین، روغن، بادام، خشکی، صفرا، هلیله، قبض، نفت، مسجد، محراب، فنا، گریه، خواب، پیری، آفتاب، شرق، اختر...
نمونه داستانهایی که حیوانات با انسانها تعامل دارند و نقشآفرینی میکنند (از دفتر اول):
• حکایت مرد بقال و طوطی/ قصه باد که قوم هود را نابود کرد/ حکایت نخجیران با شیر/ قصه هدهد و سلیمان/ مگس و بول خر/ قصه بازرگان و طوطی/ رفتن گرگ و روباه در خدمت شیر/ دزدیدن مارگیر ماری را از مارگیری دیگر/ شیر در تاریکی و روستایی و گاو/ فروختن صوفیان بهیمه مسافر را/ گرفتار شدن باز میان جغدان/ وفای خرس/ موش و مهار شتر را کشیدن.
مولوی از عناصر زیستمحیطی برای القای مفاهیم عقیدتی و معرفتی استفاده کرده و شعر را بهعنوان ابزاری در انتقال مفاهیم معرفتی و باطنی به کار گرفته و به آن صبغهای معناگرایانه داده است. برای نمونه در یکی از غزلیاتش با مجموعه کلماتِ خاک، گندم، نان، پختن، خمیر و نانوا مسئله مرگ و معاد را، که از اصول اعتقادی ادیان آسمانی است، بیان کرده است:
ز خاک من اگر گندم بر آید
از آن گر نان پزی مستی فزاید
خمیر و نانبا دیوانه گردد
تنورش بیت مستانه سراید (مولانا، ج۲۵۴:۱)
۲.۵.۵. فهرست موضوعی برخی از عناوین زیستمحیطی (در مثنوی دفتر اول)
بهطور اخص سه گروه از عناصر زیستمحیطی در مثنوی قابل تشخیص است:
الف) جمادات و اشیا: آب، آتش، آفتاب، اختر، اصطرلاب، بیل، در، روغن، داس، خوان، طبق، کسوف، قلم، گل، سرکنگبین، نان، هیزم، نور...
ب) نباتات: بادام، بوستان، برگ، رزان، جو، جوز، خرما، دانه، چمن، گل سرخ، گلزار، حشیش، سیب، گلستان، گندم، غنچه، نخیل، مغیلان، میوهدار، نیشکر، سرو، هلیله،...
ج) حیوانات: آهو، اسب، اشتر، پیل، پری، بلبلان، بوزینه، پرنده، خر، زنبور، سیمرغ، سگ، شکار طاووس، طوطی، کژدم، گوسفند، گوساله، موش، مار، ماهی، ...
۳.۵.۵. نقد و تحلیل عناصر زیستی در دفتر اول مثنوی
در نگاه کلی به سه گروه از اسامی عناصر زیستمحیطی در مثنوی خواننده به نکاتی پی میبرد که با فکر و جهانبینی و اراده آفریننده اثر ـ جلال محمد بلخی ـ کاملاً مرتبط است:
۱. مولانا به عنوان انسانی تحصیل کرده و تربیت شده در مکتب قرآن، نسبت به خود و اطرافیان اعم از همنوعان و اشیا و حیوانات، احساس وظیفه و تکلیف میکند. او برای انسان در فضای این کره خاکی مسئولیت زندگی قائل است و پیوسته او را به ادب و عدالت دعوت میکند:
بیادب تنها نه خود را داشت بد
بلکه آتش در همه آفاق زد (د۱ب۷۹)
۲. ناسپاسی و کفران نعمت و ندیدن نعمتهای الهی در محیطزیست موجب از دسترفتن نعمتها و قحطی آب و نان و روزی میشود:
در میان قوم مولی چند کس
بیادب گفتند کو سیر و عدس؟
منقطع شد خوان نان از آسمان
مانْد رنجِ زرع و بیل و داسمان (د۱ب۸۱، ۸۲)
۳. باران چمن و سبزه و بوستان را شاد و خرم میکند، معلم و مرشد هم باید از حیث معنوی با شاگردان خود شادیبخش و حیاتافزا باشد:
شاد باش و فارغ و ایمنِ که من
آن کنم با تو که باران با چمن (د ۱ ب ۱۷۲)
۴. راز سرسبزی زمین، پنهان شدن دانه گیاهان در زیر خاک است:
دانه چون اندر زمین پنهان شود
سِرّ آن سرسبزی بستان شود (د۱ب۱۷۷)
۵. هر نوع از انواع حیوانات، از جمله انسان، رفتار و کردارشان بستگی فراوانی به تغذیه و نوع موادی دارند که میخورند. گاه دو حیوان از یک منبع تغذیه میشوند، ولی در فعل. کار و کردارشان متفاوت است. زنبورها ممکن است از شهد گلها تغذیه کنند، اما یک زنبور شهد و انگبین تولید میکند و زنبور دیگر گوشتخوار و زهرآلود میشود. یا آهوانی که در یک مرغزار تغذیه میکنند، یکی سرگین تولید میکند و دیگری مشک خوشبو:
هر دو گون زنبور خوردند از محل
لیک شد زان نیش و زین دیگر عسل
هر دو گون آهو گیا خوردند و آب
زین یکی سرگین شد و زان مشک ناب
هر دو نی خوردند از یک آب خُوَر
این یکی خالی و آن پر از شَکَر (د۱ ب۲۷۰، ۲۶۹، ۲۶۸)
۶. ابزار شناخت این جهان مادی عبارتاند از: آب، باد، خاک، آتش، جماد، نبات، حیوان و حواس صوری و ظاهری و ابزار شناخت امور معنوی و دینی، ادراک حسی قلبی و باطنی:
حس دنیا نردبان این جهان
حس دینی نردبان آسمان (د۱ ب۳۰۳)
۷. هر موجود زنده در محیط خاص خود زندگی میکند. ماهی باید در آب باشد و خشکی با همه تنوع رنگهایی که دارد، برای ماهی مرگآور است. برعکس، برای حیوانی که در خشکی زندگی میکند، آب مایه ممات و مرگ اوست:
گرچه در خشکی هزاران رنگهاست
ماهیان را با یبوست جنگهاست (د۱ ب۵۰۳)
۸. اگر همه جهان ـ روی زمین ـ پر از برف گردد، در مقابل تابش خورشید ذوب میگردد:
گر جهان پر برف گردد سر به سر
تاب خور بگدازدش با یک نظر (د۱ ب۵۴۳)
۹. در امور تغذیه و تناسب غذایی، هر موجود زنده فیزیولوژی خود را دارد و همیشه در طبیعت هماهنگی برقرار میکند. طعمه و غذای حیوان گوشتخوار، با حیوان علفخوار یا آنکه دانهخوار است و آنها، همواره متفاوت است:
دانه هر مرغ اندازهیْ وی است
طعمه هر مرغ انجیر کی است (د۱ ب۵۸۰)
کودک شیرخوار که دندان ندارد، فقط میتواند شیر مادر یا مایعات مناسب لب و دندان و گوارش خود بخورد و آنکه بالغتر است البته به فراخور فیزیک بدنی، غذای مناسب خود:
چون که دندانها برآرد بعد از آن
هم به خود گردد دلش جویای نان (د۱ ب۵۸۲)
۱۰. از جمله اصول اساسی در عالم ـ خاکی یا ملکوتی ـ تناسب میان اشیا و موجودات است. اولاً هر شی یا موجود زنده جنس خود را جذب میکند، ثانیاً همه اشیا و موجودات این عالم، حرکتی از جزئی به سوی کلی دارند.
جزوها را رویها سویِ کل است
بلبلان را عشق با روی گل است (د۱ ب۷۶۳)
۱۱. عناصر اربعه باد و خاک و آتش و آب از مخلوقات پروردگارند، این موجودات به ظاهر مرده و بیجان هستند، اما از بُعد هستیشناسانه زنده و گویایند:
باد و خاک و آب و آتش بندهاند
با من و تو مرده با حق زندهاند (د۱ ب۸۳۸)
۱۲. تناسب دیگر در عالم طبیعت، تناسب موجودات زنده، اعم از نباتی و حیوانی است، گندم از گندم حاصل میشود و اسب از اسب، و خلاف این در طبیعت ممکن نیست:
هیچ گندمکاری و جو بر دهد؟
دیدهای اسبی که کره خر دهد (د۱ ب۱۶۴۶)
۱۳. در طبیعت، حوادث به ظاهر برای برخی موجودات آسیبآور و زیانزننده است، اما در عین حال برای دیگر موجودات، همان حادثه مفید و مایه حیات و زندگی است. مثلاً باد صرصر (=طوفان) درختان را ریشهکن میکند، اما با دیگر نباتات و گیاهان لطف و احسان میکند:
گرچه صرصر بس درختان میکَنَد
با گیاه تر ولی احسان میکُند (د۱ ب۳۳۲۵)
۱۴. نمک در طبیعت موجب استحاله و تغییرات مواد میشود، خر مردهای که در نمکزار افتاده است، پس از مدتی، خری او کاملاً کنار میرود و به مواد سادهتری در طبیعت تبدیل میشود:
در نمک لان چون خر مرده فتاد
آن خری و مردگی یک سو نهاد (د۲ ب۱۳۴۴)
نتیجهگیری
جستوجوی عناصر زیستمحیطی در مثنوی، بهعنوان یکی از متون کهن و اصیل زبان فارسی، پژوهشی دو بُعدی است. مولانا بهعنوان معلم و مرشدی که قصدش از بهکارگیری عناصر زبانی، انتقال معنا و مفاهیم اخلاقی و عرفانی است، ناخواسته به شناسایی محیطزیست و اجزای موجودات اطراف خود نیز پرداخته است.
اشارات مستقیم و غیرمستقیم سراینده در ضمن متن نسبتاً وسیع مثنوی، شناخت عمیقی از عناصر زیستمحیطی به دست داده است. مولانا، بهعنوان انسانی تحصیل کرده و آگاه به نیازهای انسان و مخاطبان خود، علاوه بر بهکارگیری اسامی و عناوین زیستمحیطی، در بسیاری اوقات به مبانی بنیادی و حقوق متقابل انسان با محیط و بالعکس اشاره کرده و حتی در این زمینه نظریهپردازی نموده است، از جمله:
کفران نعمتهای دنیایی موجب از دست رفتن این نعمتها میشود، هر جنس در طبیعت، جنس را میرباید، لزوماً حرکات و رفتار هر موجود زنده، که از یک آب و خاک رشد کردهاند، یکسان نیست، هر موجود زنده در فضای مناسب با خود زیست میکند. ماهی در آب و آهو در خشکی و عکس آن امکان ندارد.
مطالبی از این دست، موارد قابل اشاره در چهارده عنوان، محض نمونه یادآوری شد و به تحقیق و بررسی در مثنوی دفتر اول از شش دفتر بسنده گردید.
منابع
۱.قرآن کریم (۱۳۵۲)، ترجمه الهی قمشهای، ناشر صالحی، تهران.
۲. بلخی، جلالالدین (۱۳۸۴)، کلیات شمس تبریزی، دو جلدی با مقدمه فروزانفر، ثالث، تهران.
۳. بلخی، جلالالدین (بیتا) مثنوی معنوی، ۶جدی، نشر مولی، تهران.
۴. بوتکین، دانیل و همکار (۱۳۸۲)، شناخت محیطزیست، ترجمه عبدالحسین وهابزاده، جهاد دانشگاهی مشهد، چ هفتم، مشهد.
۵. رامیار، محمود (۱۳۴۲)، فهرست موضوعات قرآن، ضمیمه قرآن، ترجمه محمدکاظم معزی، تهران.
۶. رضازاده شفق، صادق (۱۳۵۲)، تاریخ ادبیات ایران، دانشگاه شیراز.
۷. عبدالباقی، فؤاد (۱۳۵۴)، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن کریم، اسماعیلیان، تهران.
۸. میر، جی.تی (۱۳۹۰)، زیستن در محیطزیست، ترجمه مجید مخدوم، سازمان چاپ دانشگاه تهران، تهران.
۹. وات، کنت (۱۳۸۹)، مبانی محیطزیست، ترجمه عبدالحسین وهابزاده، جهاد دانشگاهی مشهد، مشهد.
۵۹۴
کلیدواژه (keyword):
آموزشی,تحلیلی, فرهنگ نامه,تنوع زیستی,مثنوی مولوی,متون کهن,زبان فارسی,