عکس رهبر جدید

نگاه قرآن به جنگ های ایران و روم

 ۱۳۹۷/۱۲/۲۱
  فایلهای مرتبط
نگاه قرآن به جنگ های ایران و روم
یکی از موارد قابل توجه در قرآن کریم، توجه به تاریخ و سرگذشت پیشینیان است، و یکی از جنبه‌های اعجاز قرآن نیز خبر دادن از امور غیبی است. منظور از امور غیب، امور مخفی و پنهانی است که با وسایل عادی در اختیار بشر، اطلاع از آن‌ها ممکن نیست و از طریق اندیشه و فکر و محاسبات، نمی‌توان آن را کشف نمود. قرآن در موارد متعددی، اخبار غیبی را بیان داشته است که بخشی مربوط به زمان گذشته و بخشی مربوط به زمان نزول قرآن و بیان حال افراد و بخشی نیز مربوط به آینده است. یکی از موارد خبر قرآن از آینده که مرتبط با تاریخ ایران در دوره ساسانی است؛ پیشگویی نتیجه نهایی جنگ‌های ساسانیان با رومیان در زمان سلطنت خسروپرویز است، که در آ‌یات ۱-۷ سوره روم بدان پرداخته شده است. در این مقاله با بهره‌گیری از آیات قرآن کریم، تفاسیر و متون و منابع تاریخی، ابتدا پیشینه روابط سیاسی ـ نظامی ایران و روم و چالش‌های موجود در روابط این دو ابرقدرت از ابتدای دوره‌ اشکانیان تا پایان عصر ساسانیان به صورت گذرا مورد بررسی قرار گرفته، آنگاه به جنگ‌های ایران و روم در زمان خسروپرویز اشاره شده است و سپس نگاه قرآن به جنگ‌های ایران و روم مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.

جنگهای ایران و روم در زمان خسروپرویز

قدرت تازهای که با پیروزی نهایی اردشیر بابکان بر اردوان پنجم در سرزمین پارس جای دولت اشکانیان را اشغال کرد، واکنشی در مقابل نظام ملوکالطوایفی بود که پادشاه نوخاسته پارس، آن را میراث اسکندر میدانست و بدون رهایی از آن احیای مجدد حیثیت ایران قبل از مقدونی را، که وی به جد خواستـار آن بـود، غیرممکن میساخت. (زرینکوب، 1387: 183) طول دوره سـاسانـی کماکان دشمن اصلی ایرانیان، امپراتوری روم بود و بلندپروازیهای نخستین پادشاه سـاسانی آتـش ایـن دشمنی را همواره شعلهور نگاه میداشت تا نوبت به خسروپرویز رسید.

خسرو پرویز پس از غلبه بر بهرام چوبین و دستیابی مجدد به قدرت، کسانی را که یاریاش کردند پاداش داد و دشمنانش را کیفر مرگ چشاند. مناطقی که خسرو به موریس، امپراتور روم، در قبال حمایتی که موریس از وی در مقابله با شورش بهرام چوبین ـ وعده داده بود، با قراردادی که در پاییز سال 591 میلادی میان آنها بسته شد به بیزانس واگذار گردید و میان دو امپراتور صلح برقرار شد. رویدادهایی که در بیزانس میگذشت مسائل داخلی امپراتوری ساسانی را نیز تحتالشعاع قرار میداد. در سال 602 میلادی سپاه بیزانس در سرزمینهای بالکان سر به شورش برداشت و به رهبری یکی از افسران به نام فوکاس راهی پایتخت گردید. موریس که پشتیبانی در میان مردم نیافت راه فرار در پیش گرفت اما وی را دستگیر کردند و همراه با پنج تن از پسرانش به قتل رساندند. (تاریخ ایران کمبریج، 1373، ج3: 262 و 264)

این واقعه بهانه به دست خسرو داد تا جنگی جدید با روم را شروع کند. سپاه ایران به ارمنستان و بینالنهرین تاخت و در طی سالهایی اندک سردار خسرو به نام شهربراز اُدسا، انطاکیه، دمشق و سپس شهر اورشلیم را فتح کرد و صلیب مقدس را به تیسفون انتقال داد. شهربراز پس از این پیروزی، مصر را نیز متصرف گردید. در آسیای صغیر شاهین سردار دیگر خسرو وارد کیلیکیه شد، و قیصاره (قیصریه) را گرفت و کاکسدون را که شهری در برابر قسطنطنیه بود به محاصره درآورد، اما به روایتی، در همان حال از چشم خسرو افتاد و به فرمان او به قتل رسید و شهربراز تسخیر این شهر را به پایان برد. اگر ایرانیان ناوگان جنگی میداشتند قسطنطنیه را هم تصرف میکردند. (هوار، 136:1366؛ کریستنسن، 1367: 438)

وقتی کوششهای هراکلیوس ـ هرقلـ که جانشین فوکاس شده بود، برای برقراری صلح بینتیجه ماند و ایرانیان به گشودن دیگر شهرهای گوناگون آناتولی ادامه دادند، کلیسا به پراکندن زر و سیم پرداخت و هراکلیوس علیه دشمن اعلان جهاد داد؛ و چون بیزانسیها بر دریا مسلط بودند این امتیاز هراکلیوس را قادر ساخت که در آوریل سال 622 میلادی با سپاهی از طریق دریای سیاه به ارمنستان لشکر بکشد و بدین ترتیب از پهلو به ایرانیان حمله کند. (تاریخ ایران کمبریج، 1373، ج3: 364 ـ 366) عاقبت هراکلیوس موفق شد از پیشرفت سپاه فاتح ایران جلوگیری کند. او افواج ساسانی را باز پس راند، آسیای صغیر و ارمنستان را فتح کرد و به آذربایجان درآمد و در سال 623 میلادی شهر کنزک را تسخیر و آتشکده بزرگ آذرکشسپ را ویران کرد. (کریستنسن، 1367: 469)

مقارن این احوال سپاه ایران در کاکسدون هم شکست خورد و قسطنطنیه از تهدید محاصره نجات یافت (626 میلادی). بدینگونه در طی شش سال که جنگ تعرضی بیزانس ادامه یافت هراکلیوس موفق شد سپاه خسرو پرویز را از قلمرو خویش تدریجاً خارج یا در جنگ مغلوب سازد. او با جلب توجه طوایف شمالی تا حدود نصیبین پیش تاخت. از جمله، در حوالی نینوا ـ موصلـ با دستهای از سپاه خسرو رو در رو شد و پیروزی یافت. به دنبال این پیروزی «دستگرد خسرو» که مقر پادشاه و محل خزائن وی بود به دست روم افتاد. ـ627 میلادی ـ خسرو به تیسفون گریخت. او در تیسفون پیشنهاد صلح را که از جانب امپراتور روم رسیده بود و مبنی بر بازگشت طرفین به مواضع قبل از جنگ بود با لجاجتی دیوانهوار رد کرد. با آنکه قیصر دست به محاصره تیسفون نزد، خسرو در تیسفون با مخالفت عام و شورش سرداران خود مواجه شد. در پی آن خسروپرویز از سلطنت خلع و زندانی شد و شیرویه با نام قباد دوم سلطنت خود را آغاز نمود ـ 628 میلادیـ چندی بعد هم خسرو در زندان کشته شد. (زرینکوب، 1387: 255)

 

جنگهای ساسانیان و رومیان از نگاه قرآن

یکی از موضوعات مهم و مرتبط با تاریخ سیاسی ساسانیان پیشگویی قرآن کریم از نتیجه جنگهای ایران و روم در زمان سلطنت خسروپرویز است، چنان که یکی از طرق اثبات اعجاز قرآن، خبرهای  غیبی است که یک نمونه روشن آن در آیات نخستین سوره مبارکه روم آمده و در طی چند آیه با انواع تأکیدات از پیروزی بزرگ یک ارتش شکستخورده ـ روم ـ در چند سال بعد خبر داده و آن را بهعنوان یک وعده تخلفناپذیر الهی معرفی میکند. خداوند در آیات 7 - 1 سوره روم میفرماید:

بسمالله الرّحمن الرّحیم

اَلّم* غُلِبَتِ الرُّومُ* فی اَدْنَی الْاَرْضِ وَ هُمْ مِنْ بَعدِ غَلَبِهِمْ سَیغْلِبونَ*

فِی بِضْعِ سِنینَ لِلهِ الْاَمرُ مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ بَعْدُ وَ یؤمَئِذٍ یفْرَحُ الُمُؤمِنُونَ*

بِنَصْرِاللهِ ینْصُرُ مَنْ یشَاءُ وَ هُوَ العَزیزُ الرَّحِیمُ*

وَعدَ اللهِ لا یخْلِف ُ اللهُ وَعْدَهُ وَلٰکنَّ اَکثَرَ النَّاسِ لایعْلَمُونَ*

یعْلَمُونَ ظَهِراً  ٰ     مِّنَ اَلْحَیوئِ الدُّنیاَ وَ هُمْ عَنِ الْاَخِرَئِ هُمْ غَٰفِلُونَ*

بنام خداوند بخشنده بخشایشگر

«الم، رومیان مغلوب [ایرانیان] شدند - و این شکست - در سرزمین نزدیکی رخ داد، اما آنها بعد از مغلوبیت به زودی  [بر ایرانیان] غلبه خواهند کرد در چند سال. همه کارها از آن خداست، چه قبل و چه بعد از این شکست و پیروزی، و در آن روز مؤمنان خوشحال خواهند شد به سبب یاری پروردگار. خداوند هر کس را بخواهد نصرت میدهد و او عزیز و حکیم است. این چیزی است که خدا وعده کرده و وعده الهی هرگز تخلف نمیپذیرد ولی اکثر مردم نمیدانند. آنها تنها ظاهری از زندگی دنیا را میدانند و از آخرت ـ پایان کارـ بیخبرند.»

در آیات ذکر شده خداوند از یک سو خبر از اصل پیروزی میدهد ـ و هم من بعد غلبهم سیغلبون ـ و از سوی دیگر خبر از پیروزی دیگری برای مسلمانان بر کفار مقارن همان زمان ـ و یومئذ یفرح المؤمنون بنصرالله ـ و از سوی سوم تصریح میکند که این امر در چند سال آینده به وقوع خواهد پیوست ـ فی بضع سنین ـ و از سوی چهارم با دو بار تأکید، قطعی بودن این وعده الهی را مسجل میکندـ وعد الله لا یخلف الله وعدهـ (مکارم شیرازی و همکاران،1371، ج16: 365و366)

صاحب تفسیر المیزان در شرح سوره روم مینویسد: «این سوره با وعدهای از خدا آغاز شده و آن این است که به زودی امپراتوری روم، که در ایام نزول این سوره از امپراتوری ایران شکست خورده، بعد از چند سال بر آن امپراتوری غلبه خواهد کرد؛ و بعد از ذکر این وعده منتقل میشود به وعدهگاه اکبر که قیامت و «یومالوعدش» گویند. روزی که تمام افراد و اقوام در آن روز به سوی خدا باز میگردند، پس معلوم شد که غرض سوره وعده دادن قطعی خدا به یاری دین است، و اگر قبل از بیان این غرض مسئله وعده غلبه روم را در چند سال بعد ذکر کرد برای این بود که مؤمنین وقتی دیدند که وعده غلبه روم عملی شد، یقین کنند که وعده دیگر خدا نیز عملی خواهد شد و نیز یقین کنند، وعده آمدن قیامت هم مانند سایر وعدههایش عملی میشود.» (طباطبائی، 1367، ج16: 245)

و اما مسئله مهمی که در سوره روم جلب توجه میکند این است که برخلاف بسیاری ازسورههایی که با حروف مقطعه آغاز می شود - 29 سوره از قرآن- و پشت سر آن سخن از عظمت قرآن است، در اینجا بحثی از عظمت قرآن نمییابیم. بلکه سخن از شکست رومیان و پیروزی مجدد آنها در آینده است، ولی با کمی دقت روشن میشود که این بحث نیز بیان عظمت قرآن است، چرا که خبر غیبی مربوط به آینده از نشانههای اعجاز و عظمت این کتاب آسمانی محسوب میشود.

شیخ طبرسی در تفسیر آیات اولیه سوره روم می نویسد:«غلبت الروم. مفسرین میگویند که یعنی اهل فارس بر رومیان غالب شدند و آن در زمان حیات رسول خدا (ص) بوده1 و به منظور این پیروزی قریش خوشحال و ابراز احساسات مینمودند چون فارس (به زعم آنان) در آن زمان کافر بودند و اما مسلمانان اظهار تأثر میکردند. چون بیتالمقدس قبله مسلمین بوده و به دست کفار [خسروپرویز] افتاده از این جهت ناراحت بودند؛ چنان که کعبه قبله مسلمانان است.«فی ادنی الارض» «زجاح گوید: یعنی در نزدیکترین سرزمین به زمینهای عرب و گفتهاند: نزدیکترین شهر از شام به سوی فارس ـ و مقصود البته همان جزیرئ العرب ـ و مکرمه گوید: مراد «اذرعات» و «کسکر» میباشد.» (طبرسی، 1356، ج19: 95و96)

در تفسیرهای دیگر آمده است: منظور از «و این شکست در سرزمین نزدیکی واقع شد نزدیک به شما مردم مکه»، در شمال جزیره عرب، در اراضی شام، در منطقهای میان «بُصری» و «اذرعات». از اینجا معلوم میشود که منظور از «روم» روم شرقی است ونه روم غربی. بعضی از مفسران مانند مرحوم شیخ طوسی در تبیان احتمال دادهاند که منظور نقطه نزدیکی به سرزمین ایرانیان بوده است یعنی در محلی واقع شد که نزدیکترین نقطه میان ایران و روم بود. (تفسیر تبیان، ج8، ص206) تفسیر دیگری وجود دارد و آن این است که منظور از زمین، زمین روم است، یعنی آنها در نزدیکترین سرحداتشان با ایران گرفتار شکست شدند و این اشاره به اهمیت و عمق این شکست است. چرا که شکست در نقطههای دور دست و مرزهای بعید، چندان مهم نیست، مهم آن است که کشوری در نزدیکترین مرزهایش به دشمن که از همه جا قویتر و نیرومندتر است گرفتار شکست شود. بنابراین ذکر جمله «فی ادنی الارض» اشارهای خواهد بود به اهمیت این شکست و طبعاً پیشگوئی از پیروزی طرف مغلوب ظرف چند سال آینده واجد اهمیت بیشتری خواهد بود که جز از طریق اعجاز قابل پیشبینی نیست. (مکارم شیرازی و همکاران،1371، ج16: 361و362)

به اعتقاد علامه طباطبائی: «ظاهراً مراد به کلمه «ارض» سرزمین حجاز و مراد «ادنی الارض» نزدیکیهای این سرزمین است و لام در کلمه «الارض» لام عهد است.» (طباطبائی، 1367، ج16: 245)

 

نگاه قرآن به جنگ های ایران و روم

 

صاحب تفسیر مجمعالبیان در ادامه مینویسد: «و هم من بعد غلبهم سیغلبون و ایشان در فارس پس از پیروزی به زودی مغلوب میگردند.» (طبرسی، 1356، ج19: 95و96) در توضیح این آیه در تفسیر نمونه آمده است: «با این که جمله «سیغلبون» - به زودی غالب میشوند- برای بیان مقصود کافی بود ولی مخصوصاً تعبیر «من بعد غلبهم» - بعد از مغلوبیتشان- بر آن افزوده شده است تا اهمیت این پیروزی آشکارتر گردد، چرا که غالب شدن یک جمعیت مغلوب آن هم در نزدیکترین و نیرومندترین مرزهایش در یک مدت کوتاه غیرمنتظره است، و قرآن صریحاً از این حادثه غیرمنتظره خبر میدهد.» (مکارم شیرازی و همکاران،1380، ج16: 238و239)

سپس قرآن کریم حدود سالهای وقوع غلبه رومیان بر ساسانیان پس از شکست اولیه را با این عبارت بیان میکند: «فی بضع سنین» ـدر چند سال آینده ـ در مورد معنی «بضع» قول مشهور آن است که اعداد سه تا نه را با این تعبیر بیان میکنند. (طباطبائی، 1367، ج16: 245) سپس قرآن ادامه میدهد: «لله الامر من قبل و من بعد» و اگر میبینید خداوند از آینده خبر میدهد به خاطر آن است که «همه چیز و همه کار به دست اوست چه قبل از پیروزی و چه بعد از پیروزی این قوم شکست خورده.» (طبرسی، 1356، ج19: 96؛ طباطبائی، 1367، ج16: 246)

صاحب مجمعالبیان در تفسیر آیه «و یومئذ یفرح المؤمنون، بنصر الله ینصر من یشاء و هو العزیز الرحیم» نیز مینویسد: «در آن روز که سپاه روم بر سپاه فارس پیروز شد، مؤمنین خوشحال گردیدند که رومیان سپاه فارس را از بیتالمقدس بیرون نموده و شادمانی آنان از آن جهت بوده که سپاه فارس شکست خورده نه آنکه بیتالمقدس به دست روم افتاده است؛ و شادمانی مؤمنین علل دیگری نیز داشت از قبیل افسردگی مشرکین مکه از این جریان و دیگر، صحت گفتار پیامبر(ص) که قبلاً پیروزی آنها را خبر داده بود و دیگر اینکه این پیروزی مقدمهای برای پیروزی مؤمنین است. خداوند هر کس را بخواهد یاری مینماید تا بدان وسیله حق را ظاهر نماید و بالنتیجه بندگان او مدد شوند و آن خداوند عزیز و همیشه غالب و پیروز در انتقام دشمنان خویش میباشد. رحیم است نسبت به آنکه ـ او را پرستش کند ـ و از او حاجات خود را بخواهد.2»

به اعتقاد برخی از مفسرین معنای آیه «و یومئذ یفرح المؤمنون بنصر الله ینصر من یشاء و هو العزیز الرحیم» این است که روزی که روم غلبه میکند مؤمنان به نصرت خدا ـ که وعده دیگر اوست خوشحال میشوند - و با خود میگویند خدا دو وعده داده بود، یکی پیشگوئی غلبه روم بود و دوم یاری شدن مؤمنان که اولی صورت خارج به خود گرفت، پس معلوم میشود آن دیگری هم خواهد شد.3

اما در مورد دلایل خوشحالی مسلمانان در آن روز نظرات مختلفی وجود دارد: «جمعی گفتهاند منظور خوشحالی از پیروزی رومیان است هرچند آنها در صف کفار بودند، اما دارای کتاب آسمانی بودند .... و بعضی افزودهاند، مؤمنان از این خوشحال شدند که این حادثه را به فال نیک گرفتند و دلیلی بر پیروزی آنها بر مشرکان بود یا اینکه شادی آنان از این بود که عظمت قرآن و صدق پیشگوئی قاطع آن که خود یک پیروزی مهم معنوی برای مسلمین محسوب میشد درآن روز ظاهر گشت. این احتمال نیز بعید به نظر نمیرسد که پیروزی رومیان مقارن بود با یکی از پیروزیهای مسلمین بر مشرکان، به خصوص اینکه در بعضی از کلمات مفسران بزرگ آمده است که این پیروزی مقارن پیروزی «بدر» و یا مقارن «صلح حدیبیه» بود، که آن نیز در نوع خود یک پیروزی بزرگ محسوب میشد. مخصوصاً تعبیر «بنصر الله» نیز تناسب با این معنی دارد. خلاصه، مسلمانان در آن روز از جهات مختلفی خوشحال شدند؛ که: از پیروزی اهل کتاب بر ساسانیان، از پیروزی معنوی به خاطر ظهور و اعجاز قرآن، و از پیروزی مقارن آنکه احتمالاً «صلح حدیبیه» یا یکی دیگر از فتوحات مسلمین بود.4»

در اینجا بیمناسبت نیست اشارهای هم به نحوه روابط ایرانیان و اعراب داشته باشیم:

اگرچه از روزگار دیرین ایران به درجات مختلف با اعراب نزدیکی و مناسبات دوستانه داشته اما در دوره مورد بحث ما ـ زمان پادشاهی خسرو پرویز در ایران و رسالت پیامبر(ص) در مکه ـ اکثر اعراب حجاز نسبت به ایرانیان نظر خوشی نداشتند و این خود به دلائل اقتصادی و اجتماعی گوناگونی بود. اصولاً سیاست رومیها در عربستان براساس جلب قلوب و مدارا با امرای محلی و تهیه وسایل اتحاد بر ضد ایران استوار بود و سیاست ایران برعکس، براساس ایجاد ترس و وحشت در اعراب و مسلمانان نخستین. این احساس میل به روم و دوری از ایرانیان را عامل دیگری نیز تقویت میکرد: به گفته طبری: «ایران و روم در شمال مشغول جنگ بودند و روم شکست خورد. این خبر بر پیامبر(ص) و یاران او گران آمد، زیرا رسول خدا دوست نداشت که «مجوس» بر «رومیان اهل کتاب» پیروز شوند.» ـ همچنین همانطور که آیات 7-1 سوره روم درباره خسروپرویز و هرقل امپراتور روم و آنچه میان آن دو گذشت نازل شده استـ علیرغم تمام این عوامل و این آیات که در آنها صریحاً از شکست روم اظهار تأسف شده، ملاحظه میکنیم که گروهی از کفار قریش نسبت به ایرانیان میل بیشتری نشان میدادند و طالب پیروزی آنان بودند. ظاهراً این کفار در مقابل حمله حبشیان مسیحی که پیوسته یمن و حجاز را تهدید میکردند تنها ایران را حامی خود میشمردند. روایت دیگری که به وضوح میل کفار قریش را نسبت به ایرانیان بازگو میکند، داستان شرطبندی ابوبکر یا ابیبن خلف جمحی است. طبری مینویسد: «هنگامی که ایران بر روم پیروز شد، کفار قریش شادمان شدند و چون به مسلمانان برخورد کردند، گفتند، شما نیز مانند مسیحیان اهل کتابید؛ اما ما «امّیان»ایم. دیدید که یاران امّی ما از اهل فارس بر یاران اهل کتاب شما چیره شدند. شما نیز اگر با ما بجنگید چنین خواهد شد.» پس ابوبکر نزد آنان میرود و میگوید: تردید نیست که روم پیروز خواهد شد. زیرا پیامبر(ص) این خبر را به ما داده است. ابیبن خلف او را دروغگو میخواند. شاید بتوان تصور کرد که کفار امیدوار بودند ایرانیان در مقابل مسلمین نیز از ایشان حمایت کنند. (ن .ک. آذرنوش، 242:1374ـ240)

شیخ طبرسی نیز در تفسیر مجمعالبیان در شأن نزول سوره روم روایت مشابهی دارد و مینویسد: «زهری گوید که مشرکین و بتپرستان مکه با مسلمانان به جدال پرداخته و میگفتند: دیدید ملت روم اهل کتاب بوده و آیین آسمانی ـ مسیحیت ـ داشتند و ملت فارس بر آنان پیروز شدند؟ اکنون شما مسلمانان که خود را اهل کتاب یعنی قرآن میدانید که بر پیامبر شما نازل آمده به زودی ما بتپرستان مکه بر شما پیروز خواهیم شد؛ همانطور که سپاه فارس بر سپاه روم پیروز شدند. در این وقت خداوند «الم* غلبت الروم فی ادنی الارض و هم من بعد غلبهم سیغلبون» را نازل فرمود.» (طبرسی، 1356، ج19: 97و98)

نظر مرحوم دکتر شریعتی هم در این مورد قابل تأمل است که ضمن رد نظرات برخی مفسرین در مورد علت خوشحالی مؤمنین، اعتقاد دارد: «اولاً، زرتشتیها در عصر پیغمبر، مثل مسیحیها اهل کتاب تلقی میشدند و ثانیاً، این چه افتخاری است برای مؤمنینی که در زیر ضربات شکنجه امّیه بن خلف جان میدهند؟ و چرا باید از پیروزی امپراتور روم شادمان بشوند؟ این چه جور خوشحالی است؟ و...» (شریعتی، 1389: 48 و49)

نکته مهم و قابل ذکر در مورد نزول آیات نخستین سوره روم و مسائل مطرح شده در آنها، تطبیق زمانی پیشگوئی قرآن با وقایع تاریخی آینده است. شریعتی میگوید: «در این قسمت مسئلهای وجود دارد به نام پیشبینی، آیندهبینی، خبر از آیندهای که همه کس از آن بیخبر است؛ ولی قرآن خبر میدهد. با آن دقت و قاطعیت اعلام میکند. در کی؟ و در چه وقت؟ در موقعی که رومیها شکست خوردند. پیغمبر از قول وحی، نه از اظهار نظر شخصی، بدون تردید، همان آیهای را که به او وحی شده است اعلام میکند که در مدت اند سال دیگر، یعنی کمتر از نه سال، حتماً رومیهای شکستخورده پیروز خواهند شد و این یک پیشبینی است که کوچکترین تردیدی در آن نیست. زیرا اگر کوچکترین تردیدی میداشت، پیغمبر اعلام نمیکرد ...» (شریعتی، 1389: 14)

پیامبر اسلام حضرت محمد(ص) در سال 570 میلادی متولد و در سن چهل سالگی یعنی در سال 610 میلادی از سوی خداوند به رسالت مبعوث شد. از سوی دیگر همانطور که قبلاً اشاره کردیم بعد از خلع موریس از سمت امپراتوری روم و سپس قتل وی، خسروپرویز پادشاه ایران برای اعلان جنگ به بیزانس بهانهای مناسب پیدا کرد و از سال 604 میلادی نبردهایی را با بیزانس آغاز کرد که به مدتی طولانی، یعنی بیست و چهار سال، تا سال 328 میلادی، ادامه یافت. در واقع این جنگها را به دو مرحله میتوان تقسیم کرد: در مرحله اول جنگها عمدتاً پیروزی با سپاه ایران بود و سرداران سپاه خسروپرویز یعنی شاهین و شهر براز شکستهای سختی بر رومیان وارد کرده و در نواحی شامات و مصر و آسیای صغیر پیشروی کردند. دوره فتوحات و پیروزیهای سپاه ساسانی بر لشکر بیزانس از سال 604 تا 622 میلادی بود، اوج پیروزیهای خسروپرویز در سال 616 میلادی بود که تقریباً منطبق با سال هفتم بعثت میباشد، یعنی زمانی که مسلمانان در شرایط بسیار سخت و بحرانی در مکه به سر میبردند. اما مرحله دوم این جنگها زمانی است که هرقل- هراکلیوس- امپراتور روم که جانشین فوکاس شده بود. هراکلیوس وقتی دید تلاشهایش برای وادار کردن خسروپرویز به مصالحه نتیجهای ندارد، با استفاده از برتری دریایی، به قلمرو ساسانیان حمله برد که نهایتاً این دوره از جنگها با شکست خسروپرویز و خلع وی از سلطنت پایان یافت. این مرحله از جنگهای ایران و روم که با برتری قابل توجه رومیان همراه بود سالهای 628 ـ 622 میلادی را در بر میگیرد که منطبق با سالهای اقامت پیامبر(ص) و مسلمانان در مدینه است، و شکست قطعی خسروپرویز و برکناری او از سلطنت مطابق با سالهای پنجم یا ششم هجری قمری است که طی آن دو موفقیت بزرگ نصیب مسلمانان شد، یکی پیروزی در غزوه خندق و دیگری صلح حدیبیه ـ که آن هم پیروزی بزرگی برای مسلمانان بود ـ و این مسئله دقیقاً با پیشگوئی اعجازآمیز قرآن تطابق دارد.

 

 

 

پینوشتها

1. در تفسیر المیزان نیز آمده است: «در ایام نزول این سوره جنگی بین امپراتوری روم و امپراتوری ایران در سرزمین میانه شام و حجاز درگرفته و روم از ایران شکست خورده بود.» (تفسیر المیزان، ج16، ص345)

2. تفسیر مجمع البیان، ج19، صص96 و 97

3. تفسیر المیزان، ج16، صص 246 و 247؛ جهت اطلاع بیشتر در مورد نظرات مختلف و برداشتها و تفاسیر دیگر از این آیه نگاه کنید به ادامه توضیحات علامه طباطبائی در صفحات 247 و 248 همان کتاب؛ در کتاب تفسیر نمونه هم در شرح این آیه آمده است: «امروز که رومیان شکست خوردند، مشرکان خوشحال شدند و در آن روز که رومیان غالب شدند مؤمنان خوشحال خواهند شد. (و یومئذ یفرح المؤمنون) آری خوشحال میشوند به نصرت الهی (به نصرالله) خداوند هر که را بخواهد یاری میکند و او شکستناپذیر و مهربان است.«ینصر من یشاء و هو العزیز الرحیم» (تفسیر نمونه، ج16، ص363)

4. تفسیر نمونه، ج16، صص363 و 364؛ همچنین، ن.ک. به روایتهای مختلف صاحب تفسیر مجمعالبیان در مورد دلایل سرور و خوشحالی مسلمانان که در یکی از این روایتها آمده است: «عطیه گوید: از ابی سعید خدری راجع به تفسیر و شأن نزول آیه سؤال کردم، پاسخ داد که سپاه اسلام و رسول خدا(ص) با لشکر مشرکین روبرو بودند و اتفاقاً در همان زمان رومیان با سپاه فارس درگیری داشتند و خداوند در حجاز مسلمانان را پیروز نمود و در روم، رومیان را فاتح گردانید و بدین جهت مسلمین خوشحال شدند.»(تفسیر مجمعالبیان، ج19، ص98)؛ همچنین، ن.ک. معارف1و2: 170- 172.

 

منابع

1. قرآن کریم، سوره روم

2. آذرنوش، آذرتاش؛ راههای نفوذ فارسی در فرهنگ و زبان عرب جاهلی، تهران: توس، چ دوم. 1374.

3. بیات، عزیزالله؛ کلیات تاریخ ایران، تهران: مؤسسه میراث ملل. 1370.

4. پروکوپیوس؛ جنگهای ایران و روم، ترجمه محمد سعیدی، تهران: علمی و فرهنگی، چ سوم. 1365.

5. جوادیان، مسعود؛ خیراندیش، عبدالرسول و همکاران؛ تاریخ ایران و جهان1، تهران: شرکت چاپ و نشر کتابهای درسی ایران.1389.

6. جمعی از نویسندگان؛ معارف اسلامی1و2، تهران: سمت، چ پانزدهم. 1377.

7. زرینکوب، عبدالحسین؛ روزگاران (تاریخ ایران از آغاز تا سقوط سلطنت پهلوی)، تهران: سخن. 1387.

8. شریعتی، علی؛ سوره روم، مشهد: ایران جوان. 1389.

9. طباطبایی، سیدمحمد حسین؛ تفسیر المیزان، جلد 16، ترجمه سید محمدباقر موسوی، تهران: بنیاد علمی و فکری علامه طباطبائی، چ سوم. 1367.

10. طبرسی، شیخ ابوعلی الفضل بن الحسن؛ تفسیر مجمعالبیان، جلد 19، ترجمه ضیاءالدین نجفی، تهران: فراهانی. 1356.

11. کریستینسن، آرتور؛ ایران در زمان ساسانیان، ترجمه رشید یاسمی، تهران: امیرکبیر، چ پنجم. 1367.

12. گروه تاریخ دفتر برنامهریزی و تألیف کتابهای درسی، تاریخ ایران1، (ایران از آغاز تا صفویه)، تهران: شرکت چاپ و نشر ایران.1372.

13. مکارم شیرازی، ناصر و همکاران؛ تفسیر نمونه، جلد 16 تهران: دارالکتب الاسلامیه، چ نهم. 1371.

14. مکارم شیرازی، ناصر و همکاران؛ تفسیر جوان (منتخب تفسیر نمونه)، جلد 16، به اهتمام محمد بیستونی، تهران: دارالکتب الاسلامیه.1380.

15. مؤدب، سیدرضا؛ اعجاز قرآن در نظر اهل بیت عصمت(ع) و بیست و یک نفر از علمای بزرگ اسلام، قم: احسنالحدیث.1379.

16. هوار، کلمان؛ ایران و تمدن ایرانی، ترجمه حسن انوشه، تهران: امیرکبیر.1363.

17. یار شاطر، احسان، بیوار و همکاران؛ تاریخ ایران (پژوهش دانشگاه کمبریج)، جلد سوم، قسمت اول، گردآورنده احسان یارشاطر، ترجمه حسن انوشه، تهران: امیرکبیر، چ دوم. 1373.

 

 

۶۱۱۵
کلیدواژه: جنگ های ایران و روم، خسرو پرویز، پیشگویی، رومیان
نام را وارد کنید
ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید