عکس رهبر جدید
۰
سبد خرید شما خالی است.

نگاهی به فصل ادبیات پایداری در کتاب فارسی دهم

در این جستار، نویسنده کوشیده است تعریفی درست و مناسب از ادبیات پایداری ارائه دهد. سپس با استفاده از کتاب فارسی دهم دوره متوسطه دوم با توجه به صفحه آغازین و فرجامین فصل ادبیات پایداری کتاب، این نوع از ادبیات را از نظر محتوایی تبیین کند و در ادامه، متون ارائه شده در این فصل کتاب را نقد و تحلیل نماید. نتایج حاکی از آن است که متون برگزیده‌ای چون شعر علی موسوی گرمارودی با عنوان «در سایه‌سار نخل ولایت» و ادامه همین درس، متنی از سیاست‌نامه خواجه نظام‌الملک توسی، با عنوان «دیوار عدل»، همچنین درس بعد شعری از سیف فرغانی با عنوان «غرّش شیران» و ادامه آن، شعر تأثیرگذار محتشم کاشانی، با عنوان «باز این چه شورش است» با وجود اینکه ارزش و ارجمندی ادبی‌شان را نمی‌توان منکر شد، متأسفانه آن‌گونه که باید و شاید قادر نیستند دانش‌آموزان را به سوی درکی شفاف و روشن از ادبیات پایداری رهنمون باشند.
 

1. مقدمه

بی‌شک تمامی جهانیان به صرف داشتن اندک آگاهی نسبت به ادبیات ایران، معترف خواهند بود که ادبیات فارسی یکی از غنی‌ترین و پربارترین جلوه‌های ادبیات جهان است. در ادبیات فارسی کوچک‌ترین نکته‌ای از اخلاق، حکمت، دانش و ... وجود ندارد که فرو گذاشته شده باشد. «تعلیمات اخلاقی و انسانی پیشوایان فرهنگی ما از قبیل فردوسی، غزالی، خواجه عبدالله انصاری، ناصرخسرو، سنایی، عطار، مولوی، سعدی و حافظ می‌تواند برای روشن کردن هدف‌های تربیتی ما بزرگ‌ترین منبع الهام باشند» (ادبیات فارسی سال دوم، 1394: 101؛ به نقل از محمود صناعی، آزادی و تربیت).

«یکی از این جلوه‌های بارز ادبیات فارسی در قالب ادبیات پایداری قرار می‌گیرد. روح مبارزه و قیام ایرانیان طی قرن‌ها ثابت کرده که این نوع ادبیات آمیخته با گوشت و خون ایرانی است. در شاهنامه به‌عنوان مهم‌ترین سند ملیت ما، همواره آزادی و آزادگی ستایش شده و درون‌مایه اصلی آن اطاعت نکردن از زور و طغیان در برابر بیدادگری است. آزادگان برگزیده در شاهنامه با صفت پهلوانی، همواره مرگ را بر ننگ ترجیح می‌دهند و دلیری، رادمردی و آزادگی را به بهترین وجه می‌ستایند. یکی از مسائل مهم در شاهنامه، کین ستاندن و انتقام از دشمنان است (سرامی، 1388: 648). انتقام خون کشته‌شدگان بر ایرانیان فرض بوده و اصولاً حس انتقام محرک اساسی تمامی جنگ‌ها و اعمال جنگجویان ایرانی است» (صفا، 1390: 245).

با این پیشینه تاریخی از مقاومت و مبارزه، آشکار است که پایداری جزء لایفنک زندگی هر ایرانی است و آشنایی با جلوه‌های گوناگون مقاومت و پرداختن به ادبیاتی مربوط به این حوزه در حیطه وظایف هر ایرانی قرار دارد. برای انجام دادن این رسالت، لازم است آنچه را از پایداری به دانش‌آموزان، به‌عنوان فراگیرندگان جوان، یاد می‌دهیم، دربردارنده مفهوم واقعی آن باشد.

در این راستا، نویسنده مقاله حاضر کوشیده است به روش تحلیل محتوا با نگاهی دقیق فصل ادبیات پایداری از کتاب فارسی پایه دهم دبیرستان را بررسی و بازبینی کند و دریابد که تدوین‌کنندگان تا چه اندازه برای تبیین و تفهیم ادبیات پایداری کوشیده‌اند و آیا متون ارائه شده در این فصل با ادبیات پایداری همخوانی دارند.

 

2. بحث و بررسی

2ـ1. ادبیات پایداری

«یکی از جلوه‌های متعهد در ادبیات جهان، ادبیات پایداری است. ادبیات پایداری «نوعی از ادبیات متعهد و ملتزم است که از طرف مردم و پیشروان فکری جامعه در برابر آنچه حیات مادی و معنوی آن‌ها را تهدید می‌کند، به وجود می‌آید» (بصیری، 1388: 1/26). صرف‌نظر از ویژگی‌های کلی ادبیات پایداری، وجه ممیزه این نوع ادبیات از سایر مقوله‌های ادبی در پیام و مضمونش نهفته است. بدین معنا که آثار موجود در حوزه ادبیات پایداری اغلب آیینه دردها و مظلومیت‌های مردمی هستند که قربانی نظام‌های استبدادی شده‌اند. این آثار ضمن القای امید به آینده و نوید دادن پیروزی موعود، دعوت به مبارزه و ایستادگی در برابر ظلم و ستم، ستایش آزادی و آزادگی، ارج نهادن به سرزمین مألوف و شهیدان و جان‌باختگان وطن را در بطن خود دارند» (سنگری، 1383: 26). در ادبیات پایداری، رسالت اصلی نویسنده این است که مقاومت و پایداری ملت‌ها یا افراد را در برابر تجاوز یا بیداد ستمگران داخلی یا خارجی به تصویر بکشاند و شکوه مقاومت آن‌ها را بستاید.

شایسته است که افراد در برابر هر جریانی که آزادی مشروع و قانونی آنان را سلب می‌کند، بایستند و مانع آن شوند. بنابراین، هر نوع نوشته‌ای که این نوع ایستادگی در برابر ظلم و بیداد را تبیین و تشریح کند، در حوزه ادبیات پایداری جای می‌گیرد.

با این تعریف، اکنون می‌توان به سراغ کتاب فارسی دهم فصل ادبیات پایداری رفت و درباره متون مطرح شده به‌عنوان زیرمجموعه‌هایی از ادبیات پایداری قضاوت کرد.

 

2ـ2. بررسی صفحه آغازین فصل

در ابتدای مبحث ادبیات پایداری در آغاز فصل چهارم کتاب فارسی سال دهم چاپ 95، صفحه 60، تدوین‌کنندگان کتاب با عنایت به محتوای ادبیات پایداری، تصویری از یک کبوتر اسیر را در کنار سیم‌های خاردار برای ورود به مبحث انتخاب کرده‌اند. کبوتر در فرهنگ جهانی علاوه بر صلح و دوستی، نماد آزادی و رهایی نیز هست. تصویر این پرنده در پشت سیم‌های خاردار این مفهوم را به ذهن می‌رساند که آزادی را از کبوتر گرفته‌اند. تصویر پرنده در پشت سیم‌های خاردار ـ که موانع آزادی‌اند ـ همراه با بال‌های برافراشته و نوکی که به سیم‌ها نزدیک شده است به زیبایی با زبان تصویر بیانگر تلاش این پرنده برای آزادی  است. نقاش هنرمند با خطوطی ساده مفهوم ادبیات پایداری را به تصویر کشانده است. جلوه این پرنده با نوکی درگیر با سیم خاردار، این اندیشه را به ذهن می‌آورد که این پرنده اسیر برای آزادی در سعی و تلاش است. کبوتر، تسلیم اسارت نشده و خود را به تقدیر و سرنوشت اندوه‌بار قفس نسپرده است. این نقاشی ساده اما پرمفهوم آن هم در اندازه بزرگ با نمایی از حرکت بال‌ها و نوکی که بیانگر تلاش و کوشش برای کسب آزادی و مبارزه است، یکی از متناسب‌ترین و شایسته‌ترین تصاویری است که می‌توان برای ورود به مبحث ادبیات پایداری انتخاب کرد.

 

2ـ3. بررسی صفحه فرجامین فصل

در صفحه تحلیل و گونه‌شناسی فصل، تدوین‌کنندگان کتاب به روشنی و همراه با ایجازی زیبا و متناسب، ادبیات پایداری را در صفحه پایانی این فصل برای دانش‌ آموزان و همکاران گرامی، تبیین نموده‌اند. در بند اول، ادبیات پایداری یا ادب مقاومت
به گونه
‌ای تعریف شده است. اما هنر نویسندگان در بند دوم نمود بیشتری دارد؛ چرا که آن‌ها با بیانی رسا وجوه ادبیات پایداری را تشریح کرده‌اند: «ایستادگی در برابر بیدادگری‌های اشخاص و حکومت‌های ظالم در تاریخ همه ملت‌ها دیده می‌شود. هنگامی که یک ملت یا جامعه به مبارزه با عوامل استبداد و استکبار داخلی یا تجاوز بیگانگان برمی‌خیزد، از سروده‌ها و یا نوشته‌هایی بهره می‌گیرد که موضوع اصلی آن‌ها، ستایش آزادی و آزادی‌خواهی و دعوت به مبارزه و پایداری در برابر بیدادگران است» (فارسی دهم، 1395: 73). این تعریف جامع و مانع از ادبیات پایداری و مصادیق آن، درک ادب پایداری را برای دانش‌آموز امکان‌پذیر می‌کند و این یکی از حُسن‌های درخور توجه این بخش از کتاب است.

همان‌گونه که گفته شد، مؤلفان کتاب به کمک یک نقاشی در ابتدای فصل و بیان مستقیم مفهوم ادبیات پایداری در پایان فصل، به خوبی توانسته‌اند مفهومی درست و مناسب از ادبیات پایداری در اختیار دانش‌آموزان و معلمان بگذارند. بنابراین، می‌توان به این برداشت رسید که در فصل ادبیات پایداری، صفحه سرآغاز و سرانجام فصل، به خوبی توانسته‌اند از عهده رسالت خود، یعنی تشریح و توضیح ادبیات پایداری برآیند.

 

2ـ4. دروس ارائه شده در فصل ادبیات پایداری

در فصل ادبیات پایداری، دانش‌آموزان و دبیران گرامی با دو درس، شامل چهار متن ادبی (نظم و نثر)، روبه‌رو هستند، که عبارت‌اند از:

1. درس هشتم شعری از علی موسوی گرمارودی با عنوان «در سایه‌سار نخل ولایت»؛

2. ادامه‌ درس، متنی از سیاست‌نامه خواجه نظام‌الملک توسی، با عنوان «دیوار عدل»؛

3. درس نهم شعری از سیف فرغانی با عنوان «غرّش شیران»؛

4. ادامه‌ درس نهم، شعرخوانی از شعر بسیار دلنشین و تأثیرگذار محتشم کاشانی، با عنوان «باز این چه شورش است».

در ادامه، این چهار متن از نظر محتوایی بررسی و تحلیل می‌شوند.

 

2ـ4ـ1. درس هشتم، شعر اول: «در سایه‌سار نخل ولایت»

«در سایه‌سار نخل ولایت» شعری با گرایش دینی از نوع شعرهای حماسی ـ روایی گرمارودی به‌صورت خطابی است و در آن جلوه‌هایی از ادبیات آیینی به تصویر کشیده شده است. در این شعر، شاعر درک بشری را برای شناخت شخصیت «حضرت علی(ع)»، کوتاه و ناقص می‌داند. او با استفاده از زبان روان و آشنای معاصر، که برای مخاطب به خوبی قابل درک و فهم است، سعی کرده است عظمت و بزرگی امام بزرگ شیعیان را توأم با مظلومیت ایشان به زبان شعر سپید به تصویر بکشد. یتیم‌نوازی، عبادت، وقار و شجاعت آن حضرت به گونه‌ای زیبا در این شعر توصیف شده است. شاعر با به‌کار بردن لحنی فاخر و اندوهناک، احساس لطیف مذهبی بودن را با حلاوتی از جنس ارادت به پیشوای بزرگ شیعیان جهان، در خواننده برمی‌انگیزد.

با این اوصاف و با ارجی که این شعر به یمن نام خجسته حضرت علی(ع) یافته، درج آن، در کتاب فارسی الزامی است اما نکته این است که این شعر دربردارنده محتوای پایداری نیست. هرچند که حضرت علی(ع)، سرور شیعیان جهان و فرزند گرامی‌اش، امام حسین(ع)، برای ما شیعیان و فرزندانمان، الگوهای برتر پایداری هستند، محتوای شعر «در سایه‌سار نخل ولایت» به این موضوع نمی‌پردازد و برخی وجوه زندگی یا سیرت حضرت علی(ع) را در جنبه‌های دیگر زندگی مطرح می‌کند.

«خجسته باد نام خداوند، نیکوترین آفریدگاران

که تو را آفرید.

از تو در شگفت هم نمی‌توانم بود.

که دیدن بزرگی‌ات را، چشم کوچک من بسنده نیست.

مور، چه می‌داند که بر دیواره اهرام می‌گذرد

یا بر خشتی خام

تو، آن بلندترین هرمی که فرعون تخیل می‌تواند ساخت

و من، آن کوچک‌ترین مور، که بلندای تو را در چشم نمی‌تواند داشت» (فارسي دهم، 1395: 62).

شاعر به نیکویی و شایستگی توانسته است امام اول شیعیان را بستاید اما مضمون شعر ستایش آزادی و آزادی‌خواهی نیست و در ده بند مطرح شده آن، دعوت به مبارزه و ایستادگی در برابر بیدادگران به چشم نمی‌خورد. در مجموع، اگر قرار باشد دانش‌آموزان به درک درست و روشنی از ادبیات پایداری برسند باید گفت این شعر دلپسند با همه هنرش نمی‌تواند بیانگر مقاومت و پایداری باشد. در این مورد، مؤلفان باید خود را به جای دانش‌آموزان تصور کنند و یک بار دیگر شعر را از نظر محتوایی بازبینی نمایند.

شاید بتوان پیشنهاد داد که جای این شعر را با شعر سپیده کاشانی با عنوان «خاک آزادگان» درج شده در همین کتاب در فصل ادبیات انقلاب، صفحه 83 عوض کرد؛ زیرا شعر سپیده کاشانی (که فاقد عنوان مناسب است) علاوه بر اینکه از نمونه‌های عالی اشعار ادبیات انقلاب اسلامی است، می‌تواند یکی از نمونه‌های برتر اشعار ادبیات پایداری نیز محسوب گردد؛ زیرا روح پایداری، استقامت و ایستادگی در برابر دشمن در آن موج می‌زند و با این اوصاف می‌تواند جزء ادبیات پایداری و مقاومت نیز باشد؛ هرچند در حوزه ادبیات انقلاب نیز خوش نشسته است.

در شعر «خاک آزادگان» اوج پایداری و تسلیم نشدن شاعر در برابر دشمنان از تک‌تک ابیات هویداست و این محتوا به صراحت در بیت ششم بر زبان شاعر جاری می‌شود.

نه تسلیم و سازش، نه تکریم و خواهش

بتازد به نیرنگ تو، توسن من

(فارسی دهم، 1395: 83)

شاعر با خشم و خروش در برابر دشمن ایستاده و تسلیم، خواهش و سازش با دشمن را ننگ می‌داند و خواهان مبارزه و نبرد است. او مردم را به سان دریایی خروشان به تصویر می‌کشد. آن‌ها سراپا خشم و خروش‌اند و حتی اگر با تیغ ستم گردنشان را بزنند، از اعتقاد و آرمان خود دست برنمی‌دارند.

کنون رود خلق است، دریای جوشان

همه خوشه خشم شد خرمن من

(فارسی دهم، 1395: 83)

البته شعر سپیده کاشانی می‌تواند عنوانی جامع‌تر و مانع‌تر از «خاک آزادگان» داشته باشد. به خاطر روح مبارز و سازش‌ناپذیر سراینده می‌توانیم آن را «نه تسلیم و سازش» بنامیم که بیشتر دربردارنده محتوای شعر است. درست است که شاعر «آزاده‌ای از خاک آزادگان» است اما محتوای دریافتی دانش‌آموزان و خوانندگان این شعر مبارزه و ایستادگی در برابر دشمن و ناامید نشدن از مقاومت در برابر اوست و شاعر کمتر به خاک آزادگان می‌پردازد. او مقاومت در برابر دشمن را می‌ستاید و معتقد است که اگر جسم او را بسوزانند و با تیر او را به هم بدوزند و یا حتی اگر سر از تنش جدا سازند، نمی‌توانند عشق و وطن را از قلبش بیرون کنند.

تنم گر بسوزی، به تیرم بدوزی

جدا سازی ای خصم، سر از تن من

کجا می‌توانی ز قلبم ربایی

تو عشق میان من و میهن من؟

(فارسی دهم، 1395: 83)

 

2ـ4ـ2. ادامه‌ درس هشتم، گنج حکمت، با عنوان «دیوار عدل»

این متن موجز نیز در شکلی تمثیلی نصایح ارزشمند فرد دانایی (خلیفه) به زیردست خود (عامل یکی از شهرها) است و از حکمت و دانایی گوینده آن حکایت می‌کند. متن بیشتر پند و موعظه‌ای عالمانه مبنی بر رعایت عدل و داد است. این نوشته دربردارنده ادبیات تعلیمی است.

«عامل شهری به خلیفه نبشت که دیوار شهر خراب شده است؛ آن را عمارت باید کردن. جواب نبشت که شهر را از عدل دیوار کن و راه‌ها از ظلم و خوف پاک کن که حاجت نیست به گل و خشت و سنگ و گچ» (فارسی دهم، 1395: 68).

با اندکی تأمل می‌توان دریافت که هرچند در این نوشته از اصطلاحاتی چون «دیوار کردن (ساختن) از عدل و راه ظلم را بستن» در متن استفاده شده، محتوای آن اخلاق و حکمت است و کوچک‌ترین جلوه‌ای از ادبیات مقاومت در آن یافت نمی‌شود؛ چه برسد به اینکه آن را در حوزه ادبیات مقاومت مطرح کنیم. در این نوشته، انسان به مبارزه و پایداری در برابر بیدادگران دعوت نمی‌شود و در آن ستایش آزادی و آزادی‌خواهی به چشم نمی‌خورد. در این متن عدل ستایش شده است اما ستایش عدل و داد در این مورد می‌تواند دربردارنده محتوای ادبیات تعلیمی این نوشته باشد؛ زیرا نویسنده ما را به رعایت اصول مهم انسانی، از جمله رعایت عدل و داد فرا می‌خواند؛ نه اینکه ما را به پایداری و استقامت دعوت کند.

 

2ـ4ـ3. درس نهم، شعری از سیف فرغانی با عنوان «غرّش شیران»

عنوان این شعر، یکی از بحث‌برانگیزترین مطالب در این درس است. نقاشی از مغولانی که با خشم و خروش وحشیانه می‌تازند، احساسی از نفرت و ترس را در مخاطبان برمی‌انگیزد اما عنوان درس که در آن مضاف‌الیه باعث تعظیم مضاف شده است، مفهومی مثبت را به ذهن می‌آورد. تصویر نقاشی‌شده در پایین صفحه و عنوان شوربرانگیز شعر، این توهم را ایجاد می‌کند که شیران شاید استعاره مصرحه از افراد پایین صفحه باشند؛ در حالی‌که محتوا دربردارنده مفهومی دقیقاً عکس آن است. طراحان کتاب، کسانی را شیر دانسته‌اند که در این صفحه تصویری از آن‌ها نیست و همین باعث اشتباه بزرگی در برداشت دانش‌آموزان از تصویر این صفحه از کتاب خواهد شد.

از سوی دیگر، اگر تک‌تک ابیات شعر را بارها بخوانید جلوه‌ای از این شیران (افراد مثبت) را نخواهید یافت.

هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد

هم رونق زمان شما نیز بگذرد

وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب

بر دولت آشیان شما نیز بگذرد

آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام

بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد

(فارسی دهم، 1395: 69)

شاعر شعر «غرّش شیران»، مأیوس و غم‌زده، خود را به تقدیر سپرده است. او دست از مقاومت کشیده و یارای مقابله و مبارزه در برابر بیداد ظالمان را ندارد. روح حماسی‌اش فروکش کرده و از اوضاع نالان است. در او جوش و خروشی برای مقابله نیست. او کنار آمدن را برگزیده و از اتفاقات ناگوار زمانه خود در حالتی از سوگ و عزاست. تنها یک چیز به او صبر می‌بخشد و آن هم امید به این است که جهان بر پایه عدل می‌چرخد و ظلم ظالمان هم مثل داد عادلان می‌گذرد.

چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد

بیداد ظالمان شما نیز بگذرد

در مملکت چو غرّش شیران گذشت و رفت

این عوعو سگان شما نیز بگذرد

(فارسی دهم، 1395: 69)

شاعر متأثر، غمگین و اندوه‌زده از حوادث ناگوار زندگی، خود را به دست تقدیر سپرده و با بینشی مخصوص به خود معتقد است که همان‌گونه که داد عادلان دوامی ندارد، ظلم و بیداد ظالمان نیز پایدار نخواهد ماند.

چون داد عادلان به جهان در، بقا نکرد

بیداد ظالمان شما نیز بگذرد

(فارسی دهم، 1395: 69)

اندیشه مکرر این «نیز بگذرد» او را به سکون و آرامش فرا می‌خواند. به این خاطر شاعر، ردیف شعر را «نیز بگذرد» انتخاب کرده است؛ گویی با تکرار مکرر این «نیز بگذرد» بر اندیشه طغیان و قیام خود افسار می‌زند.

شاعر دلخوش است به اینکه «این نیز بگذرد» در وی اندیشه‌ای از مبارزه و قیام نیست و این تباین عظیمی با ادبیات پایداری دارد. نفرین دشمنان و واگذار کردن آن‌ها به دستی قهار که سزای ظلم دشمنان را می‌دهد، بیشتر در ادبیات غنایی می‌گنجد؛ چرا که شاعر احساس و عواطف اندوهبار خود را از حادثه‌ای دردآلود با لحنی برخاسته از اندوه بیان نموده است.

زین کاروان‌سرای بسی کاروان گذشت

ناچار، کاروان شما نیز بگذرد

(فارسی دهم، 1395: 69)

به نظر می‌رسد جای این شعر در حیطه ادبیات پایداری نیست. نباید به دانش‌آموزان این‌گونه تفهیم گردد که کنار آمدن و خود را به تقدیر سپردن جلوه‌ای از ادبیات پایداری است. روح تسلیم و کنار آمدن و تحمل کردن در این بیت موج می‌زند و این با ادبیات پایداری منافات دارد.

بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم

تا سختی کمان شما نیز بگذرد

(فارسی دهم، 1395: 69)

به نظر می‌رسد واژه‌هایی چون «جور، تیر، سپر و سختی کمان» که واژه‌هایی حماسی‌اند، در این شعر مؤلفان کتاب را فریب داده‌اند.

 

2ـ4ـ4. شعرخوانی با عنوان: «باز این چه شورش است»

ترکیب‌بند معروف «محتشم» با سؤال آغاز می‌شود؛ استفهامی که شگفتی و اعجاب دربردارد. نوحه، عزا و ماتمی که پایان‌پذیر نیست و با آوردن قید «باز» تکرار آن را مکرر می‌توان دید. اشاره شاعر به رستاخیز عظیم و غوغایی که از زمین برخاسته و تا عرش اعظم امتداد یافته است، عظمت این شورش را بیان می‌کند. صبح تیره و غبارگرفته‌ای است که کار جهان و خلق جهان را در هم نموده است. اوضاع شگفت‌آوری که حیرت و سرگشتگی شاعر را در پی دارد. انگار اتفاق بسیار شگفت و عجیبی افتاده است؛ به سان طلوع خورشیدی از مغرب که در تمامی ذرات عالم آشوب افکنده است.

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

باز این چه رستخیز عظیم است؟ کز زمین

بی ‌نفخ صور، خاسته تا عرش اعظم است

گویا طلوع می‌کند از مغرب، آفتاب

کاشوب در تمامی ذرات عالم است...

(محتشم کاشانی، 1389: 405)

این شعر که یکی از زیباترین و تأثیرگذارترین مرثیه‌های ادب پارسی است، در رثای سرور و سالار شهیدان، امام حسین(ع) سروده شده است. شعر بیانگر احساس و عاطفه‌ای قوی است که انسان را متأثر می‌سازد و سوگوار بودن شیعیان جهان را در شهادت مظلومانه این امام ارجمند نشان می‌دهد. لحن اندوه‌بار شاعر توأم با احساس و عاطفه‌ای که بر فضای شعر حاکم است، آیینی بودن آن را فرا یاد می‌آورد. «ادبیات آیینی ستودن فضیلت‌ها و عظمت‌هاست یا سوز و سوگ و مرثیه در فقدان فضیلت‌های ادراک نشده و مظلوم است و البته در کنار این تحسین و آفرین، نفرین و گریز و پرهیز از رذیلت‌ها و زشت‌کاری‌ها و زشت‌کاران نیز هست» (محدثی، 1388: 11).

همین فضای حزن‌انگیز حاکم بر شعر بیانگر این واقعیت است که می‌بایست این شعر آیینی در ادبیات غنایی مطرح می‌شد نه در ادبیات پایداری. هرچند یک بار دیگر باید یادآوری نمود که امام حسین(ع) و پدر بزرگوارش حضرت علی(ع) هر دو برای ما نماد انسان‌هایی سازش‌ناپذیر و ظلم‌ستیزند اما در ابیات این شعر با عنوان «باز این چه شورش است» یا در بندهای شعر «در سایه‌سار نخل ولایت» به مقاومت و تسلیم‌ناپذیری این دو بزرگوار اشاره‌ای نشده است و همین نکته مانع آن می‌شود که این اشعار را در حیطه ادبیات پایداری بپذیریم.

لازم است مؤلفان این کتاب درسی یک بار دیگر با دقتی بیشتر و با در نظر گرفتن درک و دریافت دانش‌آموزان از انواع ادبی، هرکدام از این دو شعر را در نوع ادبی خاص خود قرار دهند. هرچند باید معترف بود شعر «باز این چه شورش است»، برای شعرخوانی و خصوصاً حفظ شعر به‌گزین شده و در آن بحثی نیست، سخن بر سر این است که این شعر مرثیه است و جزء ادبیات غنایی است و نمی‌توان آن را جزء ادبیات پایداری محسوب نمود؛ زیرا در آن ستایش آزادی و آزادی‌خواهی و دعوت به مبارزه و پایداری در برابر بیدادگری به چشم نمی‌آید. در حالی‌که محتوای پایداری و مقاومت را از درس «شیرزنان ایرانی» که در همین کتاب، فصل ادبیات انقلاب صفحه 86 آمده است، می‌توان برداشت کرد. کتاب «من زنده‌ام» که مأخذ متن درسی «شیرزنان ایرانی» است نه‌تنها محتوا بلکه حتی عنوانش نیز بیانگر مقاومت و مبارزه در برابر دشمن است.

«یاد یک نامه تاریخی افتادم که در آن یکی از سرداران و دلاوران وطن نوشته بود: هر کرکسی بدون اجازه از بام میهن ما بگذرد، باید پرهایش را به تربیت‌شدگان نسل ما باج دهد» (فارسی دهم، 1395: 92).

«افسر عراقی گفت: زن‌های ایرانی از مردهای ایرانی خطرناک‌ترند. از اینکه دو دختر ایرانی در نظر آن‌ها این‌قدر خطرآفرین بودند، احساس غرور و استقامت بیشتری کردم» (فارسی دهم، 1395: 89).

علاوه بر این‌ها حتی داستان گردآفرید از شاهنامه (ذکر شده در صفحه 103، درس سیزدهم) نیز که در بخش ادبیات حماسی مطرح شده و یکی از زیباترین جلوه‌های ادبیات حماسی است، نیز دربردارنده ادبیات پایداری نیز هست. باید در نظر داشت که داستان‌پردازان شاهنامه با وجود اینکه می‌دانسته‌اند صحنه‌های هولناک و هراس‌انگیز نبرد و مبارزه جایگاه زنان نیست، برای نشان دادن چشمه‌ای از هنرهای زنان ایرانی، نبرد این زن افسانه‌ای را در یکی از بهترین داستان‌های شاهنامه گنجانده‌ اند.

بی‌شک در ضمیر ناخودآگاه قومی و تباری ایرانیان تمایل به این احساس وجود دارد که هرگاه لازم باشد زنان نیز همانند مردان می‌توانند از این آب و خاک پاسداری کنند. «در داستان رستم و سهراب، حماسه شجاعت و حمیت و انعطاف‌پذیری زن ایرانی در برابر ترکان سروده می‌شود» (اسلامی ندوشن، 1358: 56). داستان گردآفرید و سهراب «تأکید شجاعت و شهامت ایرانیان و خصلت زن ایرانی و نظایر این است» (مرتضوی، 1369: 34).

همه ما زنان و مردان ایرانی به نوعی خود را مرهون عزم و اراده گردآفرید می‌دانیم؛ زیرا اگر گردآفرید پا به میدان نبرد نمی‌گذاشت، بزرگ‌ترین اثر حماسی ایرانی از حضور زن در میدان نبرد خالی می‌ماند و مردان در آن، تنها یکه‌تاز میدان جنگ و دفاع در تاریخ باستان ایران شناخته می‌شدند، اما او اثبات کرد که دفاع از میهن مرد و زن نمی‌شناسد و هرگاه لازم باشد زنان نیز به‌سان مردان از این آب و خاک محافظت می‌کنند.

در پایان باید گفت بدون اینکه ارزش و ارجمندی ادبی متون برگزیده در فصل ادبیات پایداری را منکر شویم، باید بگوییم که متأسفانه هیچ‌یک از چهار متن منتخب در این فصل آن‌گونه که باید و شاید قادر نیستند دانش‌آموز را به درکی شفاف و روشن از ادبیات پایداری یا ادب مقاومت رهنمون سازند. در حالی‌که در بخش‌های دیگر همین کتاب درس‌هایی وجود دارد که کاملاً با ادبیات پایداری همخوانی دارند و می‌توان در چینش درس‌ها یک بار دیگر با تأمل بیشتری عمل نمود

 

3. نتیجه‌گیری و پیشنهاد

در این جستار به نتیجه رسیدیم که متون برگزیده‌ای چون درس هشتم، شعری از علی موسوی گرمارودی با عنوان «در سایه‌سار نخل ولایت» و ادامه‌ درس هشتم، متنی از سیاست‌نامه خواجه نظام‌الملک توسی، با عنوان «دیوار عدل» همچنین درس نهم شعری از سیف فرغانی با عنوان «غرّش شیران» و ادامه درس نهم، شعر تأثیرگذار محتشم کاشانی، با عنوان «باز این چه شورش است» بدون اینکه بتوان ارزش و ارجمندی ادبی‌شان را منکر شد، متأسفانه قادر نیستند دانش‌آموزان را آن‌گونه که باید و شاید به سوی درکی شفاف و روشن از ادبیات پایداری رهنمون باشند.

در پایان، پیشنهاد می‌گردد در صورت امکان نمونه‌های برجسته و فاخری از ادبیات پایداری برای این فصل در نظر گرفته شود؛ به گونه‌ای که دانش‌آموزان با خواندن متن یا اندکی از آن به دریافتی روشن از ادبیات پایداری برسند. همان‌گونه که اشاره شد، اغلب آثار ادبی که در زمان انقلاب بزرگ اسلامی سروده شده‌اند، دربردارنده ادب پایداری نیز هستند. در ضمن، می‌توان از نمونه‌های ادبیات پایداری سایر کشورها در این بخش بهره برد، تا دانش‌آموزان این نوع ادبیات را به خوبی بفهمند. ادب پایداری مخصوص کشور ما نیست و همه مردم جهان، طالب آزادی‌اند و در برابر ظالمان تسلیم‌ناپذیر.

با وجود این بحث و بررسی، شاید بتوان این‌گونه برداشت کرد که لازم است یک بار دیگر در چینش درس‌های ارائه شده در سال دهم، به‌خصوص در مبحث ادبیات پایداری، بازبینی‌هایی صورت بگیرد؛ بدان امید که برداشتی درست و روشن از این نوع ادبی دست دهد.

 

منابع

1. اسلامی ندوشن، محمدعلی. (1358). آواها و ایماها. چاپ سوم. تهران: انتشارات توس.

2. بصیری، محمدصادق. (1388). سیر تحلیلی شعر مقاومت در ادبیات فارسی. جلد 1. کرمان: انتشارات دانشگاه شهید باهنر.

3. سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی. (1395). کتاب فارسی 1 سال دهم. دوره متوسطه دوم. تهران: شرکت نشر کتاب‌های درسی ایران.

4. ــــــــــ (1394). کتاب ادبیات فارسی 2، دوره متوسطه دوم. تهران: شرکت نشر کتاب‌های درسی ایران.

5. سرامی، قدمعلی. (1388). از رنگ‌ گل تا رنج خار، شکل‌شناسی داستان‌های شاهنامه. چاپ پنجم. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.

6. سنگری، محمدرضا. (1383). ادبیات پایداری. فصلنامه شعر. شماره 39. نیمه اول زمستان.

7. صفا، ذبیح‌الله. (1390). حماسه‌سرایی در ایران. چاپ پنجم. تهران: انتشارات فردوس.

8. محتشم کاشانی، علی‌بن احمد. (1389). کلیات محتشم کاشانی. به تصحیح مصطفی فیض کاشانی. چاپ اول. تهران: انتشارات سوره مهر.

9. محدثی خراسانی، زهرا. (1388). شعر آیینی و تأثیر انقلاب اسلامی بر آن. چاپ اول. تهران: مجتمع فرهنگی عاشورا.

10. مرتضوی، منوچهر. (1369). فردوسی و شاهنامه. تهران: مؤسسه مطالعات و تحقیقات ادبی.

 

 

۲۵۰۷۳
کلیدواژه (keyword): ادبیات، ادبیات پایداری، فارسی دهم، نقد کتاب فارسی
نام را وارد کنید
ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید

۱۵۴ نفر
۳۴,۲۰۶,۱۱۸ نفر
۳,۵۶۷ نفر
۱۱,۴۶۶ نفر
۲۳,۸۳۰,۹۴۳ نفر