دوشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۷ ۲۳:۴۳

سقوط سمرقند به دست مغولان: نگاهی تحلیلی ـ مقایسه ای به چند منبع تاریخی

فریده جهانگیری، دبیر تاریخ، شهرستان ایذه ؛ سید داریوش رضوی، دبیر زبان و ادبیات فارسی، شهرستان ایذه  ۱۳۹۷/۱۰/۲۹
سقوط سمرقند به دست مغولان: نگاهی تحلیلی ـ مقایسه ای به چند منبع تاریخی
یکی از مباحث مطرح شده در کتاب درسی تاریخ (۲) رشته ادبیات و علوم‌انسانی، مبحث هجوم مغول به ایران است که از جمله به فتح سمرقند انجامید. سمرقند شهری است واقع در دشت زرافشان که در آن عصر به دلیل قرار داشتن در مسیر جاده ابریشم حائز اهمیت بود. شهری بود که می‌توانست از ورود مغولان به خراسان جلوگیری کند و فتح این شهر مغولان را قدرتمندتر می‌کرد؛ چنانکه آن‌ها توانستند پس از تصرف آن، سی‌هزار صنعتگر سمرقندی را به خدمت بگیرند. در این مقاله به انعکاس فتح سمرقند در منابع مختلف پرداخته‌ایم.
قدرتگیری خوارزمشاهیان و هجوم مغول

ملکشاه به پاس خدماتی که انوشتکین در دولت سلجوقیان انجام داده بود، حکومت خوارزم1 را به او واگذار کرد. انوشتکین و پسرش قطبالدین نسبت به مخدوم خود سلطان سلجوقی وفادار و مطیع بودند تا اینکه این رویه با به قدرت رسیدن اتسز، پسر قطبالدین، تغییر یافت، زیرا او از هر فرصتی برای کسب استقلال استفاده میکرد. روند رو به رشد این دولت نوپا، یعنی دولت خوارزمشاهیان، با شکستی که سلجوقیان از قراختائیان خوردند شروع شد و با به حکومت رسیدن تکش و بهخصوص علاءالدین محمد و تصرف ماوراءالنهر، آذربایجان، فارس و... آنها فرمانروای ایران شدند.

همزمان با این تحولات در ایران، بین اقوام صحرانشین تاتار نیز تموچین [چنگیز] رقبای خود را کنار زده و مردمان صحرا را با هم متحد کرد. (اقبال، 405:1367). در سایه این اتحاد، همچون دیگر حکومتهای قبیلهای، میل به توسعهطلبی جزء اهداف این قوم قرار گرفت. با تصرف چین، نام چنگیز بلندآوازه شد و خبر فتوحاتش به دربار خوارزمشاه رسید. سلطان محمد برای کسب اطلاع بیشتر هیئتی را به دربار چنگیز فرستاد که مورد استقبال قرار گرفت. به هنگام برگشت، چنگیز کاروانی تجاری را به همراه آنان به ایران فرستاد، اما در اثر طمع و بیتدبیری، حاکم شهر اترار آنان را قتلعام کرد و زمینه لازم برای هجوم ویرانگر مغول به ایران را فراهم نمود. بدین ترتیب سیل جمعیتی از اقوام مهاجم مغول در پاییز سال 616 (قرن هفتم هجری) به سوی قلمرو خوارزمشاه سرازیر شد. آنان همچون طوفانی سهمگین، هرآنچه در مسیرشان بود، از آبادیهای کوچک و مزارع گرفته تا شهرهایی چون بخارا، سمرقند و ... را ویران کردند بهگونهای که اگر این حملات وحشیانه را بهعنوان یکی از علل بیرونی تأثیرگذار در عقبماندگی ایران لحاظ کنیم، در کنار دیگر عوامل درونی، سرآغاز دورهای از رکود در ایران محسوب میشود.

 

سمرقند در منابع جغرافیایی

سمرقند که به پهلوی «سمرکند» گفته میشده، معنای جزء اول آن تاکنون معلوم نشده ولی جزء دوم یعنی «کند»ـ از پارسی باستان «کنت»ـ مشتق از کندن میباشد. (دهخدا، 1373، ج8: 12128). این شهر در آسیای میانه نزدیک بخارا که اکنون یکی از شهرهای ازبکستان بهشمار میآید واقع شده است. در «مسالک و ممالک» ابنخردادبه آمده است که: «از بخارا تا سمرقند سیونه فرسخ راه میباشد» (ابنخردادبه، 27:1371). این شهر در بخش جنوبی دشت سُغد و در کنار رودخانه سغد واقع شده است (همان:59). در زمان حمله مغول، سمرقند از شهرهای بزرگ و مرکز سیاسی ایالت سغد2 محسوب میشد. این شهر در محل مرتفعی بنا شده و مساحت آن دوهزار و پانصد جریب بود و اطراف آن بارو و پیرامون بارو خندقی ژرف قرار داشت. (لسترنج، 494:1383ـ492). عمده روستاهای سمرقند، در جنوب شهر و پارهای نیز در شمال رود سغد جای داشتند (همان: 495). مقدسی تعداد روستاهای سمرقند را دوازده روستا ذکر کرده است که شش روستا در جنوب و شش روستا در شمال قرار داشتند (مقدسی، 386:1385).

 

سقوط سمرقند به دست مغولان

 

فتح سمرقند در تاریخ جهانگشای جوینی

با وجود تمام ویرانیهایی که مغولها به بار آوردند دوره آنان از لحاظ تاریخنگاری از دورههای پربار ایران محسوب میشود. یکی از کتابهای تاریخی این دوره «تاریخ جهانگشا»ست. در این کتاب، جوینی قبل از پرداختن به چگونگی تصرف شهر، با نثری مصنوع و متکلف از آبادانی و سرسبزی و آب و هوای سمرقند ـ که آن را همچون قطعهای از بهشت بر روی زمین میداند ـ سخن گفته است. (جوینی، 1367،ج1: 90).

با شروع حملات مغول و تصرف شهر اترار و پیشروی نیروهای چنگیز، سلطان محمد یکصد و ده هزار سپاهی، متشکل از شصتهزار ترک و پنجاههزار تازیک و همچنین بیست رأس فیل را برای محافظت از سمرقند در این شهر قرار داد. چنگیزخان، پس ازکسب اطلاعات لازم در مورد استحکامات شهر و برج و باروی عظیمی که از آن محافظت میکرد، بهتر دید که ابتدا نواحی اطراف چون بخارا را تصرف کند تا در محاصره سمرقند با مشکلی از سوی شهرهای اطراف مواجه نشود. به این ترتیب بعد از تصرف بخارا نوبت به سمرقند رسید (همان:91). در مسیر حرکت به سوی سمرقند، روستاهایی که ایل3 شدند از تعرض در امان ماندند، اما مناطقی چون سرپل و دبوسیه مقاومت کردند و چنگیز برای زودتر رسیدن به سمرقند، عدهای را مأمور محاصره این نواحی کرد و خود به راهش ادامه داد. سرانجام پس از رسیدن به «کوکسرا» اردو زدند و پسرانش هم که از فتح اترار فارغ شده بودند، در این محل به وی ملحق شدند.

چنگیز دو روزی را به اندیشه و تدبیر برای گشودن سمرقند سپری کرد و در همین زمان سیهزار نفر را برای دستگیری سلطانمحمد خوارزمشاه فرستاد. جوینی درباره روز سوم محاصره گفته است که تعداد لشکر و حَشَری4 که در اطراف سمرقند جمع شده بود قابل شمارش نبود. وی تعداد لشکر را به ریگ بیابان و نزول باران تشبیه کرده است. همچنین اشاره کرده است که تعدادی از مدافعین از شهر بیرون آمده و با سپاه مغول به مقابله پرداختند و در این بین تعدادی از دو طرف کشته شدند. (همان:92). مغولان با ایستادن بر دروازههای شهر، مانع خروج نیروهای سوارهنظام از میدان کارزار شدند و صفوف پیادهنظام را برهم زدند. بر اثر این نبرد، تشتت و بینظمی در میان مردم سمرقند حاکم شد و سرانجام گروهی برای حفظ جان خود به همراه قاضی و شیخالاسلام شهر، نزد چنگیز رفته و با او وارد مذاکره شدند و پیشنهاد آنها مبنی بر اینکه در مقابل حفظ جانشان دروازه را به روی مغولان باز کنند، از سوی چنگیز پذیرفته شد. با باز شدن دروازه، قوای چنگیز به قتل و غارت و ویران کردن دیوار شهر پرداختند و هرکه را یافتند کشتند و به صغیر و کبیر رحم نکردند.

آنها حتی مکانهایی را که احتمال داده میشد کسی در آنجا پنهان شده است میگشتند تا مبادا کسی از دم تیغ آنان جان سالم به در برد. جوینی با ذکر این مطلب که دستور داده شد فیلها را رها کنند تا از گرسنگی تلف شوند بیرحمی مغولان را نیز به تصویر کشیده است.

با باز شدن دروازه نوبت به قلعه (ارگ سلطانی) سمرقند رسید که در این بین گروهی هزارنفری از قلعه خارج شدند و خود را به سلطان محمد رساندند. در ادامه جوینی به توصیف فتح قلعه میپردازد (همان: 94ـ93). پس از تصرف قلعه، مغولان، با به آتش کشیدن مسجد جامع سمرقند، هرکس را که در آن پناه گرفته بود در آتش قهر خود سوزاندند. کسانی که از این هجوم جان به در برده بودند به صحرا رانده شدند تا میان سپاهیان تقسیم و از دم تیغ گذرانده شوند. کسانی هم که همراه قاضی و شیخالاسلام تسلیم شده بودند میبایست دویست هزار دینار به مغولان پرداخت میکردند. سرانجام شحنهای5 برای شهر تعیین کردند و جماعت حشر را با خود به سوی خراسان حرکت دادند. (همان: 95 و 96). براساس مطالب جهانگشا، سمرقند در ربیعالاول سال 618 زیر سم ستوران مغول گرفتار شد و نصف بیشتر مردم شهر در این هجوم از بین رفتند. نکته حائز اهمیت دیگری که در کتاب جهانگشا ذکر شده این است که میگوید: «از آن جماعت سیهزار مرد را به اسم پیشهوری تعیین کردند» (همان: 95). این مطلب نشان میدهد که با وجود تخریب و کشتار اهالی، پیشهوران از قتلعام در امان ماندند، چرا که مغولان به ارزشی که این گروه داشتند واقف بودند و به جای کشتن آنها از حرفه و دانشی که داشتند استفاده میکردند.

جوینی روند فتح سمرقند از زمان محاصره تا کشتار و تخریب را با تمام جزئیات بیان کرده و نگذاشته است فجایع مغول در سکوت قلم مدفون شود.

 

فتح سمرقند در جامعالتواریخ

از کتب دیگری که در دوره تسلط مغولان نوشته شده «جامعالتواریخ» تألیف خواجه رشیدالدین فضلالله وزیر ایلخانان مغول است. فتح سمرقند در جلد اول این کتاب و در قسمت فتوحات چنگیزخان آمده است. آنچه در این کتاب در مورد فتح سمرقند بیان شده، منقول از تاریخ جهانگشاست با این تفاوت که نثری روان دارد. روند محاصره شهر، تعداد مدافعانی که خوارزمشاه در آنجا مستقر کرد، رفتن قاضی و شیخالاسلام نزد چنگیز و گشودن دروازه شهر، تصرف قلعه و به آتش کشیدن مسجد جامع و جدا کردن سیهزار نفر پیشهور از مردم سمرقند، عیناً همان مطالب ذکر شده در تاریخ جهانگشاست. (رشیدالدین فضلالله، ج1: 364ـ362).

 

 

سقوط سمرقند به دست مغولان

 

 

 

فتح سمرقند در تاریخ گزیده

در کتاب «تاریخ گزیده»، که تألیف حمدالله مستوفی است، اشارهای به فتح سمرقند نشده و تنها این روایت آمده است که: «نخست در اترار جنگ کرد... پس دیگر بلاد ماوراءالنهر را مسخر کرد و در تمامت ولایات قتلعام برفت... تولیخان را بفرستاد تا بلاد خراسان مسخر کرد. توشیخان و جغتای و اکتایخان را بفرستاد تا خوارزم را مسلم کردند و بخویشتن از آب جیحون بگذشت و به بلاد خراسان آمد و تمامت ایران زمین را مسخر کرد و قتل و عام رفت.» (مستوفی، 582:1387).

مستوفی به ذکر جمله معروف «آمدند و کندند و سوختند و بردند و رفتند» که از زبان یکی از بازماندگان کشتار مغول در کتاب جهانگشا نقل شده بسنده کرده است (جوینی، 1367، ج1: 80) و این سخن را چنین نقل میکند: «آمدند و کشتند و بردند و رفتند» (مستوفی، 582:1387)

وی با بیان این جمله کوتاه و گیرا که از فصیحترین جملات در بیان هجوم مغول است، قصد نشان دادن عمق فاجعه را داشته است. البته ذکر این نکته لازم است که مستوفی کلیاتی در مورد برقراری رابطه تجاری با خوارزمشاه، واقعه اترار و حمله به ایران بیان کرده که در اشاره به این مطالب از جهانگشا بهره گرفته است و به درستی نام کتاب را «تاریخ گزیده» گذاشته است.

 

فتح سمرقند در نظامالتواریخ و تاریخ بناکتی

در بررسی روند فتح سمرقند، با مراجعه به منابع عصر مغول، به کتاب «نظامالتواریخ» میرسیم. مؤلف (بیضاوی) با وجودی که در قرن هفتم هجری میزیسته در کتابش هیچ اشارهای به فتوحات نمیکند و تنها به معرفی کوتاهی از سلاطین خوارزمشاهی بسنده کرده و با ذکر شکوه و بزرگی خوارزمشاهیان در عهد سلطان محمد، پایان فرمانروایی او را چنین توصیف میکند: «لشکر مغول از جانب مشرق بر وی خروج کردند. میان ایشان چند نوبت محاربت افتاد، آخر سلطان منهدم گشت» (بیضاوی، 130:1382).

بیضاوی در قسمت خوارزمشاهیان، تنها اشارهای گذرا به هجوم مغول دارد حال آنکه انتظار میرفت آنجا از فتوحات آنان در ایران هم سخن بگوید اما در این قسمت، مطلبی که اشاره به فتح سمرقند یا بهطور کلی فتوحات چنگیز باشد بیان نشده است. بیضاوی در این مبحث چنین میگوید: «در سنة اربع عشر و ست مائه، لشکر چنگیز بر خوارزمشاهیان خروج کردند و اولاد او اکثراً ممالک ایران زمین را گشودند و...» (همان: 132).

بیضاوی در کتاب خود نه تنها هیچ اشارهای به فتح سمرقند توسط مغولان نکرده بلکه در بیان مطالب از جهانگشا کمک گرفته است و کتابش تلخیصی از تاریخ جهانگشاست. روند گزیدهگویی بیضاوی در ذکر مطالب، در کتاب «روضة اولیالالباب فی معرفئ التواریخ و الانساب»، که به اختصار بر اساس نام مؤلف «تاریخ بناکتی» خوانده میشود، دنبال شده است. وی تصرف شهر سمرقند را چنین توصیف میکند: «در سال موافق شهور سنئ ثمان عشر و ست مائه بعد از قتل و نهیب بسیار در فصل تابستان سمرقند بگرفت....» (بناکتی، 366:1348). به این ترتیب مؤلف به ذکر جزئیات و چگونگی فتح شهر و فجایعی که در جریان فتح در این شهر رخ داده، نپرداخته است.

 

فتح سمرقند در طبقات ناصری

از دیگر منابع قرن هفتم هجری کتاب «طبقات ناصری» تألیف منهاج سراج جوزجانی است. صاحب طبقات فتح سمرقند را چنین توصیف میکند: «چنگیز بعد از حادثه بخارا، به جانب سمرقند رفت... سمرقند بعد از چند روز... بگرفت و جماعت خلق را شهید کرد» (جوزجانی: 312). نویسنده کتاب که در هنگام هجوم مغول در ایران میزیست با این جملات روشن و کوتاه، به ذکر واقعه پرداخته اما ارقامی را که ذکر کرده است با دیگر منابع مربوط به این عصر همچون جهانگشا اختلاف دارد. در ذیل به دو مورد از این اختلافات که در فتح سمرقند مشهود است اشاره میشود:

الف. جوزجانی تعداد مدافعینی را که خوارزمشاه برای دفاع از سمرقند قرار داده بود «شصت هزار سوار از جانب اصناف ترک و غوری و خراسانی...» ذکر کرده (همان). در حالی که جوینی یکصد و ده هزار نفر، شصت هزار نفر ترک و پنجاه هزار نفر تازیک، آورده است (جوینی، 1367، ج1: 91).

ب. همچنین جوزجانی مینویسد بعد از فتح سمرقند شصت هزار سوار مغول به فرماندهی یمه و سوده بهادر از آب عبور کردند در حالی که خوارزمشاه از نیشابور به سمت مازندران میرفت (جوزجانی:312). در صورتی که در جهانگشا آمده است که چنگیز بعد از اردو زدن درکوکسرا یمه و سبتای را با سی هزار سوار به عقب خوارزمشاه روانه کرد. (جوینی، 1367، ج19: 92). اکنون این پرسش مطرح میشود که کدام یک از این ارقام صحیحتر است؟ برای پاسخ به این سؤال باید ارزیابی دقیقی در منابع عصر مغول صورت گیرد که از حوصله این گزارش که به فتح سمرقند میپردازد خارج است. هرچند جوزجانی در زمان هجوم مغول میزیسته و از این لحاظ آماری که ارائه میدهد حائز اهمیت است اما با توجه به اینکه منابع استفاده شده در این گزارش اکثراً ارقام ذکر شده در جهانگشا را بیان کردهاند، ما هم قول جهانگشا را به واقعیت نزدیکتر میدانیم.

 

فتح سمرقند در روضةالصفا

کتاب دیگری که در آن به فتوحات چنگیز اشاره شده، کتاب «روضئالصفا» اثر میرمحمد سیدبرهانالدین خاوندشاه (میرخواند) است، اما با نگاهی به مورد زیر مشخص میشود که این کتاب هم تحتتأثیر تاریخ جهانگشا بوده است:

جوینی در وصف سمرقند گفته است:«...خوشترین رباع بهطیب بقعه و نزهترین بهشتهای دنیا به اتفاق از جمله جنان اربعه» (همان،1367، ج90:1). در حالیکه میرخواند همین توصیف را با زبانی ساده اینگونه بیان کرده است: «...مفتوح شدن آن بلده فردوس مانند» (میرخواند، 1373، ج93:5). میراخوند همین مطلب را برای جلب توجه بیشتر، عنوان مبحث خود قرار داده است. با این حال این کتاب در مورد فتح سمرقند برگرفته از جهانگشاست؛ حتی اشعاری که جوینی در مورد فتح سمرقند آورده، در این کتاب هم نقل شده است؛ مانند این بیت که بعد از بیرون آمدن خانان و امرا و سلطان از شهر، و درگیری با مغولان، در هر دو متن آمده است:

«چو نهان شد زبهر سود زمین

آتش آسمان ز دود زمین»

(جوینی، 1367، ج93:1 و میرخواند، 1373، ج94:5).

تنها مطلبی که در روضةالصفا به آن اشاره شده و در کتاب جوینی نیامده این مورد است که: «...و شهزادگان نوئینان از استخلاص اترار و سایر ممالک ترکستان و ماوراءالنهر فارغ شده با خلقی انبوه از لشکر و حشری بدو پیوستند...» (میرخواند:  1373، ج5: 93). در حالی که در جهانگشا آمده: «پسران چنگیر بعد از تصرف اترار در کوکسرا به او پیوستند» (جوینی، 1367، ج1: 93). و اشارهای به ممالک ترکستان و ماوراءالنهر نمیکند.

 

فتح سمرقند به نقل از حبیبالسیر

کتاب حبیبالسیر تألیف نوه میرخواند، خواندمیر است که در مورد فتح سمرقند مطلب تازهای مطرح نکرده و به دلیل اطمینانی که به کار جدش داشته همان مطالب ذکر شده در روضئالصفا را که تحتتأثیر جهانگشاست، با کم و زیادکردن و جابهجا کردن کلمات آورده است.

انتظار میرفت که در این باب به مطالب تازهای در روضئالصفا و حبیبالسیر دست پیدا کنیم؛ اما آنچه در این دو کتاب آمده بهخصوص در مورد فتح سمرقند، برگرفته از جهانگشاست و صرفاً به ذکر وقایع پرداخته شده است.

با بررسی مطالب گذشته، این نتیجه حاصل میشود که منابع مورد استفاده، همه در گزارش فتح سمرقند، دنبالهرو تاریخ جهانگشا بودهاند و هیچکدام جز تکرار گفتههای عطاملک، سخن تازهای نگفتهاند، هرچند که میان آنها اختلافات اندکی به چشم میخورد.

 

 

 

 

 پینوشت ها

1. منطقه بین رودخانه جیحون و کرانه غربی دریای خزر، دهخدا، 1373، جلد 6: 8798).

2. سغدیانای قدیم

3. اطاعت میکردند

4. پیشمرگ، یا به عبارتی سپری انسانی که از میان مردمان نواحی متصرفی در پیشاپیش لشکر حرکت میدادند.

5. داروغه، حاکم نظامی

 

منابع

1. ابنخردادبه؛ مسالک و ممالک. ترجمه سعید خاکرند. تهران: مؤسسه مطالعات و انتشارات تاریخ میراث ملل با همکاری مؤسسه فرهنگی حنفاء. 1371.

2. بناکتی، فخرالدین؛ تاریخ بناکتی. به کوشش جعفر شعار. تهران: انجمن آثار ملی. 1348.

3. بیضاوی، ناصرالدین؛ نظام التواریخ. به کوشش میرهاشم محدث. تهران: بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار. 1382.

4. پیرنیا، حسن؛ اقبال، عباس؛ تاریخ ایران از آغاز تا انقراض قاجاریه. تهران: انتشارات خیام. 1367.

5. جوینی، عطاملک؛ تاریخ جهانگشا، جلد اول. تهران: 1367.

6. جوزجانی؛ طبقات ناصری. به تصحیح و مقابله تحشیه عبدالحی حبیبی، تهران.

7. خواندمیر؛ حبیبالسیر فی اخبار افراد البشر. محمد دبیر سیاقی. تهران: انتشارات خیام. 1380.

8. دهخدا. لغتنامه (جلد ششم و هشتم). زیر نظر دکتر محمد معین. دکتر سیدجعفر شهیدی. تهران: انتشارات و چاپ دانشگاه تهران.

9. رشیدالدین فضلالله؛ جامعالتواریخ، جلد اول، بهمن کریمی.

10. گای لسترنج؛ جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی. ترجمه محمود عرفان. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی. 1383.

11. مستوفی، حمدالله؛ تاریخ گزیده. به اهتمام دکتر عبدالحسین نوائی. تهران: انتشارات امیرکبیر. 1387.

12. مقدسی، ابوعبدالله محمدبن احمد؛ احسن التقاسیم فی معرفئالاقالیم. ترجمه علینقی منزوی. تهران: انتشارات کومش. 1385.

13. میرخواند؛ روضةالصفا. تهران: انتشارات علمی. 1373.

۱۰۲
کلیدواژه: تاریخ ایران،مغول، سمرقند، تاریخ جهانگشا، چنگیزخان،

نام را وارد کنید
پست الکترونیک را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید