عکس رهبر جدید
۰
سبد خرید شما خالی است.

مدرسه در دست بچه ‌ها

مدرسه در دست بچه ‌ها
نظافت همه طبقات این دبیرستان پسرانه برعهده خود دانش‌آموزان است. نظافت، دانش‌آموز، دبیرستان، پسرانه! به نظر شما آیا در کنار هم قرار گرفتن این کلمات غریب نیست؟ می‌دانیم که در چند سال اخیر توجه به مسائل بهداشتی، محیط زیستی و ... با اقبالی بیش از گذشته رو به رو شده است. اگر چه در کنار برجسته شدن این مسائل، لوث شدن و نمایشی شدن بیش از حد آن‌ها هم جای تأمل دارد. به فاصله چند ماه در دو بازدیدی که از دبیرستان مذکور داشتیم، در جلساتی با مدیر، معاون، دانش‌آموزان و حتی خدمتگزاران مدرسه، اطلاعات به نسبت خوبی از شیوه شکل‌گیری ایده‌های آنان و فرایند عملی شدن و ثمربخشی این کار به دست آوردیم. آنچه در ادامه خواهید خواند، گزارشی از این جلسات است. «ایده‌های» تیم مدیریتی این مدرسه، از آنچه روی نقشه ـ در منطقه یک تهران ـ می‌بینید، به شما نزدیک‌تر است. از دستشان ندهید.

مدیر  مدرسه، علیرضا باقری: راه رسیدن به نگرشی مشترک

تلاش ما بر این بود که تمام ذینفعان مسائل انضباطی را در تدوین مقررات و اهداف مدرسه سهیم کنیم. از این رو با همراهی معلمان، اولیا، دانشآموزان و حتی فارغالتحصیلان، طی 12 مرحله به تصویب مقرراتی رسیدیم که از دغدغهها و نیازهای همه ما نشئتگرفته بودند. بهعلاوه، تشکیل هفتگی شورای 18 نفره دبیران عاملی شد بر پویایی این مقررات. بهویژه که هدف ما بیش از هر چیز این است که مدرسه را به محیطی برای زندگی تبدیل کنیم؛ محیطی که نظافت روزانه جزئی از آن است تا دانشآموزان مدرسه را «خانه خود» بدانند و مقررات برایشان از حالت دستوری یا نمایشی خارج و به بخشی از نگرش درونی آنها تبدیل شود.

 

چطور مدرسهای مفید بسازیم؟

به نظر من، آنچه در ساختن مدرسهای مفید اهمیت دارد، پیش و بیش از مسائل اجرایی، نگرش واحد مدیر، معلم، اولیا و دانشآموزان است، و گرنه کار سختی نیست که هر مدرسه 15 دقیقه از وقتش را به نظافت محیط مدرسه توسط دانشآموزان اختصاص بدهد. مهم این است که خود دانشآموزان و دبیران باید دغدغه، رغبت و همت لازم را برای این ساختن داشته باشند. در این چند سال، قدم اول ما رسیدن به ثباتی نسبی در این نگرش بود و حالا با توجه به همان نگرش، سعی در «پختهتر شدن» در ظرافتهای اجرایی داریم.

 

انعطاف فرهنگی

ما بر حسب شرایط محیطی و بستر فرهنگی دانشآموزان و توجه به آنچه در ذهن آنها و زندگی روزمرهشان رخ میدهد برنامهریزی میکنیم. بچههای مدرسه ما ممکن است در آینده برای تحصیل در کنار خانواده نباشند. از این رو، از هماکنون باید بتوانند در کنار تحصیل کارهای خودشان را انجام دهند. زمانی که نوجوان با توجه به زندگی شخصیاش «احساس نیاز» به انجام کاری را پیدا کند، به فرض در زمینه نظافت، نتیجه این میشود که اصلاً محیط را کثیف نمیکند تا نیاز به نظافت باشد و حفظ نظافت محیط زندگی برای او به نگرشی درونی تبدیل میشود. رفتار این دانشآموز حتی در اردوهای خارج از مدرسه نیز بهشدت تحتتأثیر قرار میگیرد. البته نقش معلم را نیز نباید در این قضیه نادیده گرفت. متاسفانه در اکثر مدرسهها «قدرت» بیش از اینکه در دست معلم باشد، در دست مدیر، اداره آموزشوپرورش و ساختارهای خشک رسمی و دور از بستر فرهنگی دانشآموزان است.

مدرسه سالم آن است که در آن نقش معلم پررنگ و نقش مدیر و ناظم کمرنگ باشد و ـ فرضاً برای گزارشهاـ مصاحبهکننده آزاد بتواند در فضای مدرسه و کلاس به مشاهده بنشیند. معناداربودن کنشها سبب میشود مدرسه از صوری و نمایشی شدن فعالیتهایش فاصله بگیرد.

 

اشتباههای جبرانناپذیر

یک نکته حائز اهمیت، به «رسمیت» شناختن اشتباههای دانشآموزان و عادی تلقی کردن آن است. همه ما در زندگی روزمرهمان اشتباههای بزرگ و حتی خطاهای جبرانناپذیر داریم. پس همراه داشتن تبلت، یا از زیر کار در رفتن دانشآموز قطعاً نمیتواند اشتباهی جبرانناپذیرتر از آنچه در زندگی خودمان رخ میدهد باشد! در این دبیرستان، ما به جای توبیخ دانشآموز و تحکم کردن به او که «چرا این کار را کردی؟»، میپذیریم که آن اشتباه رخ داده و تمام شده است. به اصطلاح خود بچهها به آنها «گیر» نمیدهیم.

ما با رسیدن به درکی مشترک با دانشآموز، درباره آنچه در ذهن او وجود دارد، تلاش میکنیم دانشآموزان با راهحلهای خودشان به اصلاح اشتباه خود بپردازند. وظیفه مدرسه این است که فرصت مورد نیاز برای یافتن این راهحل را برای دانشآموز فراهم آورد. پس از آن، داشتن «حق انتخاب» قطعاً مسئولیتپذیری و خلاقیت را به همراه خواهد داشت.

 

آقای وکیلی؛ معاون: مراحل شکلگیری ایده

این طرح در سالهای گذشته نیز در مدرسه انجام میشد؛ اما با صورتی متفاوت. اوایل چند نفر بهصورت چرخشی مسئولیت نظافت کلاس را بر عهده میگرفتند و فقط نظافت کلاسها بر عهده دانشآموزان بود؛ اما در حال حاضر، به جز قسمتهای اداری، نظافت 22 نقطه از مدرسه، که شامل سرویسهای بهداشتی نیز میشود، توسط دانشآموزان صورت میگیرد. آنچه امروز میبینید، با توجه به بازخوردها و رفع نواقص سالهای گذشته، به شکل و شمایل فعلیاش در آمده است. در حال حاضر 15 دقیقه به ساعات برنامه درسی مدرسه ما اضافه شده و معلم موظف است کلاس را تحویل بدهد، حتی اگر درسش تمام نشده باشد. با توجه به دوره دوم بودن این مدرسه، در ابتدا خانوادهها نگران بودند که مبادا برنامههای جانبی مدرسه، کنکور بچهها را تحتالشعاع قرار بدهد. اما پس از برنامهریزی و گفتوگوهای دوطرفه، این روزها شاهد استقبال خود والدین و مشارکت آنها در ایدهیابی و ارائه راهکارهایی نو نیز هستیم. برای مثال، خانوادهها در ابتدا با نظافت سرویسهای بهداشتی چندان موافق نبودند، اما یکی از والدین که پزشک بود، با آگاه کردن ما از خطرات احتمالی، توصیه کرد با تهیه لباسهایی ایمن از آسیبهای احتمالی این طرح پیشگیری کنیم.

 

شیوه اجرا

برنامه خدماتی دانشآموزان، تاریخهای آن و نقاطی که هر دانشآموز نظافت آن را در هر ماه بر عهده دارد، پشت در کلاس نصب شده و وظیفه ناظم هم نظارت بر برنامه است. در همان روز اول، از مدیر مدرسه، جناب باقری، درخواست کردیم خود ایشان نیز در نظافت شریک باشند و در دفترشان را باز بگذارند تا احساس نابرابری به دانشآموزان دست ندهد. شیوه تربیتی ما پلیسی و پادگانی نیست. دانشآموزان دوره دوم هم بچههای دبستانی نیستند. با توجه به نسبت قد و هیکلشان با معلم و ناظم بهراحتی میتوانند بگویند نه و از «دستور» تمرد کنند؛ اما ارتباط دوسویه آنها با مسئولان و اختیاری که به آنها داده میشود، گاهی آنها را تا ساعت هشت و نه شب در مدرسه نگاه میدارد. نوجوانهای ما در مدرسه «زندگی» میکنند. ما آنها را یک بزرگسال در مقیاس کوچک نمیبینیم بلکه متناسب با همان چیزی که هستند از آنها توقع داریم. ما نمیخواهیم با تنبیه بدنی یا داد زدن بر سر بچهها که در سالهای گذشته حتی در همین مدرسه هم رواج داشت، اشتباه دانشآموزان را با اشتباه پاسخ دهیم و به بازتولید غلط این رفتار دامن بزنیم. وظیفه معاونان در این طرح برقراری ارتباط مناسب بین دانشآموزان، دبیران و اولیا و تسهیلگری در پیشبرد برنامه است.

 

دستاوردها

شاید این طرح، در بعد شخصی، در رفتار خود من تأثیر داشت. من اعتراف میکنم که قبلاً فرد تندمزاجی بودم، ولی در حال حاضر، بهگونهای کاملاً درونی شده، از عصبانیت اجتناب میکنم. از دیگر نتایج طرح، جدای از مسئولیتپذیری دانشآموزان، رضایت والدین و کم شدن بار مالی مدرسه بود. ما هر ساله تعدادی شیشه شکسته و چاه گرفته داشتیم، اما خوشبختانه امسال همه در حفظ مدرسه سهیماند. ما با باورهـای هـمدیگر کلنجار رفتیم و در نهایت همگی به تعدیل رفتارهایمان پرداختیم.

نکته دیگر اینکه تا زمانی که ایدهها غیررسمی باشند و به قوانین تبدیل نشوند، پذیرششان مشکل است. ما ارتباط خانواده و دانشآموز با برنامه رسمی مدرسه را پیش از ثبتنام برقرار میکنیم و این سبب میشود آنها بهراحتی قوانین ما را بپذیرند. از همه مهمتر، در این سالها ما به نقاط ضعف مدرسه نیز پی بردهایم. از جمله اینکه چرا برای خدمتگزارانمان لباسی را که دانشآموزان هنگام تمیز کردن سرویسها استفاده میکنند تهیه نکردهایم و یا چرا باوجود اینکه میوه و غذای گرم به دانشآموزان میدهیم، این همه تولید زباله پلاستیکمان بالاست؟ اینها آگاهی ما را برای رفع نواقص فعلی بالا بردهاند.

 

آقای موسیزاده؛ خدمتگزار

در این مورد بیش از اینکه من کمکی در بهاجرا درآمدن طرح داشته باشم، خودم سود بردم، چون وظایف خودم به نسبت کمتر شد. خود ما از تی فرودگاه استفاده میکردیم، اما چون آن تیها برای نوجوانی که هیچوقت تی نکشیده بود سنگین بود، من پیشنهاد دادم از تیهای سبکتر استفاده کنند. جاروهای چوبی را هم اگر درست استفاده نکنید، همهجا بیشتر کثیف میشود، تا تمیز! کار من یادآوری این نکات و تحویل گرفتن وسایل بود. جایی را هم در نظر گرفتیم تا دانشآموزان وسایل را از همانجا بردارند و همانجا بگذارند. در اوایل مواردی از آسیب زدن به وسایل و شکستن تی و جارو داشتیم، اما حالا کمتر شده. شاید چون بچهها دیدند این کار همیشگی است و با آسیب زدن به وسایل، کار خودشان (که به هر حال باید انجامش بدهند) سختتر میشود، از وسایل مراقبت کردند.

 

از زبان دانشآموزان

علی تبارکی؛ پایه یازدهم

من قبل از اینجا به مدرسهای میرفتم که خیلی سختگیر بود. بین بچهها هم فقط فضای رقابت حاکم بود. اما حالا در اثر صمیمیتی که بین ما ایجاد شده است، استرس کنکور را هم کمتر داریم. من در خانه در حد تمیز کردن اتاق خودم کمک میکنم، اما تابستان سرکار رفتم. مدرسه قبلی به درد کار کردن بیرون از فضای دانشگاهیام نمیخورد. اینکه اینجا به جز درس چیزهای دیگر را هم یاد میدهند خوب است. مثلاً «توانایی نه گفتن» زمان کار به درد من خورد و این از مسائلی بود که مدرسه ما بر آن تمرکز کرد.

 

احمدرضا کاظمی؛ پایه دهم

به نظر من کار خاصی از مدرسه برنمیآید؛ اما در وضعیت فعلی لااقل همین که نوع چیدمان میزها پشت هم نیست یا همین که حق آوردن تبلت و موبایل را داریم و یواشکی حملش نمیکنیم، خوب است. از ضعفهای مدرسه هم اینکه هیچ سایهای در حیاط نداریم. به خاطر نداشتن فضای سبز، من یکی پینگپنگ را (که ورزش سالنی است) انتخاب کردم تا لااقل آفتاب وسط مغزم نتابد!

 

بابک روانبد؛ پایه یازدهم

من این را که معلمها هم با ما کار میکنند دوست دارم. حس میکنم آنها غرورشان را میشکنند تا با ما در مدرسه سهیم شوند. البته قسمت سرویس بهداشتی فقط برای ماست. آزاد بودن موبایل و ... هم باعث شد کلاً موبایل برایمان عادی شود و از چشممان بیفتد. من تابستان کلاس کارآفرینی رفتم و در دوچرخهفروشی مونتاژ دوچرخه میکردم. بد نیست از این فرم کارهای متنوع در مدرسه هم داشته باشیم و یاد بگیریم اگر استاد دانشگاه هم نشدیم، از علممان برای تجارت و ... استفاده کنیم.

 

مرتضی سیدی؛ پایه یازدهم

من برادرم آلمان است و خودم هم احتمالاً از ایران میروم، اما مدرسه را به خاطر اینکه ما را برای زندگی آماده میکند دوست دارم. لااقل الان میدانم اول باید جارو کنیم، بعد تی بکشیم! به نظر من، کنکور یک امتحان است که میتوان از روی یک تعداد کتاب مشخص و در یک زمان مشخص در آن موفق شد. ما اگر بیشتر از آنچه «واقعاً» نیاز است برای کنکور وقت بگذاریم، از وقتی که میشود برای باقی زندگی گذاشت کم کردهایم و همین عامل استرس و سردرگمی همه میشود! از اینکه بچههای پیش با پیژامه در مدرسه میگردند، خوشم میآید. احساس خانه به آدم دست میدهد. البته بعضی مسائل هم بیکاربرد است. مثلاً سال اول به همه ما تبلت دادند، اما استفادهای از آنها نمیشود. یا مثلاً چرا برای چند دقیقه دیر و زود رسیدن، وقتی خود معلمها هم گاهی دیر میرسند؛ (و هیچ اتفاقی هم نمیافتد، یعنی طبیعی است)، قانونی میگذارند که ربطی به واقعیت موجود ندارد؟ در مورد موارد غیردرسی هم دلم میخواهد فوقبرنامههای بیشتری

داشته باشیم. من روابط اجتماعی ضعیفی دارم. به جز زنگ دینی، فرصتی برای صحبت نیست. باید در شنیدن و تجزیه و تحلیل مطالب قویتر باشیم.

 

امیر لواسانی؛ پایه دهم

تمیز بودن مدرسه و اینکه باید زمان وارد شدن به ساختمان کفشهایمان را درآوریم، باعث شده است فضای بیشتری داشته باشیم. الان از راهروی هر طبقه استفاده میشود. مراسم صبحگاهی مثل بقیه مدرسهها در حیاط و زیر آفتاب یا سرما نیست. هر پایه هم مراسم صبحگاهی مخصوص خودش را در طبقه خودش دارد. مثلاً بعضی وقتها در مراسم صبحگاهی در مورد شیمیدانهایی که در کتاب اسمشان را میشنویم حرف میزنیم و ... بعد از مدرسه هم آزادیم تا در حیاط بمانیم و بازی کنیم.

 

پوریا هشترودی؛ پایه یازدهم

با اینکه اکثر مدرسههای خوب رقابت معدلی برای پذیرش دانشآموز دارند، تأکید مدرسه ما چندان بر نمره و معدل نیست. این موضوع، چینش میزها، کار کردن در کنار هم، اصول بهتر زندگی کردن و دادن کارت بانکی به خود بچهها، استرس نمره را بین ما کمتر کرده است. اگر فقط برای نمره درس بخوانیم، موفق هم که بشویم، باز یک «که چی؟» بزرگ ته ذهنمان میماند. اینجا برخلاف مدرسههایی که میگویند دانشآموز به صورت هفتگی باید 40 ساعت در خانه درس بخواند، به 20 ساعت کفایت کردهاند. به نظر من، بین خود معلمها هم وحدت فکری وجود دارد. فوقبرنامهها هم با توجه به علاقههای دانشآموزان متفاوت است. میتواند بهتر هم باشد. اما همین که بستر فکر کردن و ایده دادن درباره بهتر شدنش را داریم، حسن است.

۱۰۱۱
کلیدواژه (keyword): مدرسه در دست بچه ‌ها، گزارش
Loading
نام را وارد کنید
ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید

۴۵ نفر
۳۲,۶۶۶,۲۵۳ نفر
۸,۹۷۵ نفر
۸,۳۱۸ نفر
۲۲,۶۰۵,۹۷۹ نفر