چگونه با نقاشى هاى کودکان رو به رو شویم

مریم ذاکرنژاد  ۱۳۹۷/۰۳/۰۸
  فایلهای مرتبط
چگونه با نقاشى هاى کودکان رو به رو شویم
نقاشی برای کودکان نوعی بیان لذت بخش است که به آنها کمک می کند خودشان را به دیگران معرفی کنند. در واقع، این یکی از بهترین راه ها برای رشد خلاقیت ها و اعتمادبه نفس آنهاست. نقاشی یکی از فعالیت های پیچیده کودکان است که تا اندازه ای ادراکات و احساسات آنان را به تصویر می کشد. از دیدگاه پیاژه، نقاشی چیزی درحد فاصل بازی و تصویر ذهنی است که کودک به واسطه آن دنیای واقعی خود را باز می نمایاند. کودک همه مسائل زندگی خود را به واسطه نقاشی به تجربه درمی آورد. خطوط ترسیمی، انعکاسی از دنیای هیجانی او هستند و نقاشی به تنهایی به منزله جهانی است که به موازات افزایش هشیاری و دگرگونی های کودک، متحول می شود. گاهی برخی از مربیان و والدین با ارزشیابی های نادرست و مقایسه آثار کودکان با همکلاسی هایشان، اعتمادبه نفس را در آنها می کشند یا آنان را به تقلید از یکدیگر وامی دارند. حتی دیده ام مادرانی فرزندشان را بی استعداد یا نابغه خطاب می کنند! این نوع برخوردها با آثار کودکان، نه تنها هیچ کمکی به آنها نمی کند، بلکه باعث سرخوردگی یا اعتماد به نفس کاذب در آنها می شوند.

چگونه با آثار کودکان برخورد کنیم؟

همه میدانیم که نقاشی کودکان نوعی بیان صادقانه است. آنها نقاشی نمیکنند، که امتیاز بگیرند یا خود را بهعنوان نقاش معرفی کنند، بلکه این کار را صرفاً برای بیانی لذتبخش انتخاب میکنند و در عینحال دوست دارند دیگران را هم غافلگیر کنند. بنابراین، عکسالعمل ما برایشان اهمیت دارد. خوب است به کار آنها به چشم یک اثر هنری نگاه نکنیم، بلکه مثل آنها از دیدنش لذت ببریم، به بیان آنها احترام بگذاریم، آنها را برای ادامهی کار تشویق کنیم و در جمع، به همهی آنها به طور یکسان توجه نشان بدهیم.

 

کودکان 7 تا 9 ساله

کودکان هفت ساله که تازه وارد دبستان شدهاند، خود را از کودکان پایههای بالاتر بیشتر باور دارند، زیرا هنوز جو و قوانین مدرسه روی آنها تأثیر نگذاشته است. اگر آموزگار در زمینهی آموزش نقاشی این سنین مهارت کافی داشته باشد، کودک به راحتی مسیر طبیعی خود را ادامه میدهد. اما اگر آموزگار با بیمیلی و بیاعتنایی به اثر کودک نگاه کند یا نقاشی همکلاسی او را بالا ببرد و بهعنوان اثر برتر به همه نشان بدهد، یا بدتر از اینها در حضور همه، از نقاشی او ایراد بگیرد، یا از سر خیرخواهی تصویری را روی تختهی کلاس بکشد و از دانشآموزان بخواهد آن را عیناً بکشند، باعث دلزدگی کودک میشود، زیرا او ذاتاً یک هنرمند است، با اعتمادبهنفس کافی و درست مثل یک هنرمند بزرگ خود را باور دارد. در این زمان است که کودک خودش را در میانهی راه گم میکند. دنیای قشنگی که تا آن روز برای خود ساخته است، بر سرش آوار میشود! تا آن روز، نقاشی برای او سرزمین آرامش بود و حالا او در آن سرزمین گم شده است. از همین زمان است که کودک در منزل موقع نقاشی بهانهگیری میکند و مدام از دیگران میخواهد به او کمک کنند یا به جای او نقاشی بکشند تا بتواند در کلاس خودی نشان دهد. گاهی کودک سعی میکند خودش راه چارهای پیدا کند. اینجاست که پدیدهی تقلید از دیگران، جای خلاقیت و نوآوری را میگیرد. البته باید گفت در بعضی موارد و تا حد کمی، تقلید به شرطی که راه چاره نباشد، میتواند نوعی یادگیری و رسیدن به شکلی جدید برای لذت بردن از نقاشی باشد و در کودکان نوعی تعامل و همفکری ایجاد کند، اما بهتر است زیاد تکرار نشود.

 

کودکان 9 تا 12 ساله

کودکان از سن 9 سالگی به بعد، کمکم زبانهای دیگری برای بروز احساساتشان پیدا میکنند و ذره ذره خودشان و تواناییهایشان را در مییابند. همین احساس باعث میشود درک کنند بعضی آدمها در نقاشی و برخی در بقیهی امور مثل ورزش، موسیقی، انشا و ریاضیات توانایی دارند. در سالهای پایانی دورهی دبستان، کودکان کمکم به یادگیری طراحی و نقاشی و پرداختن به تکنیکها علاقهمند میشوند و دوست دارند در دنیای بزرگترها جایی برای خود پیدا کنند. از این رو، کمکم با تقلید از هنرمندان دور و برشان، تلاش میکنند طراحی کنند و آن را سایه روشن بزنند. در این زمان نیز یکی دیگر از سردرگمیها اتفاق میافتد و نقش مربی و پدر و مادر مهم میشود. از یک طرف هنر یک درس است و باید ارزشیابی شود و از طرف دیگر این درس با بقیهی درسها فرق دارد، چون دنیایی متفاوت دارد.

بنابراین، خوب است کودک را در این مسیر راهنمایی و یاری کرد تا بتواند در عین لذت بردن از هنرمندیاش، همچنان خود را باور داشته باشد و برای انجام و نمایش اثرش تلاش و ذوق به خرج دهد.

این میسر نمیشود، مگر با تشویق و توجه نشان دادن به اثر او. در این مرحله، کودک دوست دارد از مربیاش بیشتر یاد بگیرد و مربی بهتر است نظراتش را به او پیشنهاد دهد، نه اینکه تحمیل کند!

در این صورت، مسیر خلاقیت او همچنان باز خواهد بود.

 نقاشى هاى کودکان

 

 ارزشیابی اثر دانشآموز

به واقع، هنر یعنی بروز احساس با بیانی دلنشین، همراه با خلاقیت. اما اگر به چشم یک درس به آن نگاه کنیم، نکاتی را میتوان به عنوان ارزش در نظر گرفت: 1. نظم و تلاش در یادگیری روشهای جدید طراحی، هر چند ساده و کودکانه، 2. ایجاد  اثر هنری خلاق و زیبا.

تفکیک این دو ارزش به این دلیل است که همهی دانشآموزان بهطور یکسان و طبیعی خلاق و مستعد نیستند، اما همه میتوانند به یک میزان تلاشگر و منظم باشند. پس نمرهی تلاش باعث میشود، دانشآموزانی که چندان مستعد نیستند، در گرفتن نتیجهی عالی از بقیه عقب نمانند. نباید فراموش کرد که این دانشآموزان، همان هنرمندان بالفطرهای هستند که خردسالی را پشت سر گذاشتهاند و حالا کمکم با تواناییهای خود آشنا شدهاند. هرگز این دستهبندی را در حضورشان مطرح نکنید، چرا که ممکن است کسی در مقطعی از زمان آفریننده نباشد، اما زمانی دیگر این اتفاق در او رخ دهد. پس با تعیین اینکه تو مستعدی یا نیستی، راه را بر او نبندیم و اجازه دهیم نقاش کوچک درونش زنده بماند. از این رو، گاهی از او بخواهیم فارغ از سن و شرایطش، احساسات ذهنی و درونیاش را آزادانه نقاشی (نقاشی آزاد) کند و از آن لذت ببرد، بدون آنکه نظر یا ارزشیابی در کار باشد.

در پایان، پس از سالها کار در این زمینه، به این نتیجه رسیدهام که قرار نیست همهی دانشآموزان کلاس هنرمند شوند، اما قرار است همهی آنها از درس هنر لذت ببرند و در آینده خاطرهی شیرینی از کلاس هنر در ذهنشان به یادگار بماند.

 

 

 

۱۷۲۱
کلیدواژه: نقاشى هاى کودکان
نام را وارد کنید
ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید