شنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۷ ۰۶:۱۹

جهانی شدن و تحول در آموزش و پرورش

ماندانا معدولی بهبهانی,الهام حیدری  ۱۳۹۷/۰۱/۲۲
  فایلهای مرتبط
جهانی شدن و تحول در آموزش و پرورش
پدیده جهانی شدن از موضوع های بحث برانگیز روز جهان به شمار می رود. پدیده ای که در تصمیم گیری ها و فعالیت های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی انسان ها نقش تعیین کننده ای دارد و مرزهای جغرافیایی را به حداقل کاهش می دهد و علاوه بر کالا و خدمات، افکار و دانش بشری نیز آسان تر و بی حد و مرزتر از گذشته مبادله می شود. این پدیده موجب ظهور فناوری های جدید، به ویژه فناوری های مربوط به عرصه اطلاعات و ارتباطات در جهان شده است. چالش های برآمده از این تحولات زمینه نگاهی نو را به آموزش و پرورش فراهم ساخته است. نتایج تحقیقات به دست آمده از پژوهش حاضر درمورد نحوه تأثیرگذاری جهانی شدن بر آموزش و پرورش ایران و عمده ترین چالش های احتمالی که نظام آموزش و پرورش در آینده با آن رو به روست و نیز راهبردهای آموزشی مطلوب و مؤثر در برخورد با این چالش ها اشاره می کند.

مقدمه

امروزه تقریباً تمام کسانی که به هر نحو طرفدار توسعه و اصلاحات هستند در همه جای دنیا از آموزش و پرورش شروع میکنند. در عصر حاضر تأکید نظام آموزش و پرورش بر انتقال دانش نیست. آموزشوپرورش به جای پرداختن به مواد درسی به کل انسان میپردازد و به تمام ابعاد زندگی او توجه میکند. معلم در نظام آموزش و پرورش در مقام یاور در بالندگی انسان ایفای نقش میکند نه انتقالدهنده اطلاعات. دانشآموز پرسشگر، خردگرا و فعال است نه شنوندهای منفعل و پذیرا.

 

جهانی شدن و ضرورت تحول در آموزش و پرورش:

امروزه با دسترسی دانشآموزان به اینترنت و تأثیرپذیری از فرهنگ جهانی و غیربومی، اقتدار علمی معلم رفتهرفته رنگ میبازد. از همین روســــت که اثربخشی آموزشوپرورش ناگزیر است کارکردهای نوینی را متناسب با روح زمانه برای خویش برگزیند. گزینش و دستیابی به کارکردهای نو مستلزم نگاهی نو به نظام آموزشوپرورش است.

تا قبل از نیمه دوم قرن 20 اغلب نظامهای آموزشی در ساختارهای سنتی خود و مشابه آنها و غالباً اقتباسگونه از الگوهای متداول اروپایی عمل میکردند. ساختار کلی این الگوها در آموزشکدهها یا واحدهای آموزشی به نام دانشسراها یا کالجهای  تربیت معلم در کشورهای مختلف جهان، با اعتبارهای علمی ـ آموزشی متفاوت خلاصه میشود.

بررسی اسناد و کتابهای نوشته شده عمدتاً در کشورهای پیشرفته این واقعیت را روشن میکند که نظام آموزشوپرورش تا اواسط قرن 20 کجراهه رفته و بین آموزش و زندگی شکافی عمیق به وجود آورده بود. شکاف بین واقعیتهای زندگی و آموزشهای مدرسهای، گرفتاریها و سرخوردگیهای دردآوری درست کرد.

در اواخر قرن 20 جهانیان دریافتند که آموزشوپرورش نمیتواند و نباید از واقعیتهای زندگی دور بماند. این موضوع نظام آموزشی تازهای را در پی داشت که معلم را در شالوده خود قرار داد. از آن به بعد در گیرودار دگرگونیهای محتوایی برنامهها و نوآوریهای آموزشی نقش معلم عمدهترین موضوعی بود که بیشترین توجه را به خود جلب کرد و پس از گردهماییهای بینالمللی درباره آینده آموزشوپرورش که در پاریس تشکیل شد به جمعبندیهایی رسیدند که اهم آنها عبارت بودند از:

ـ اهمیت دادن به نقش معلم و طولانی کردن مدت کارآموزی و بازآموزی تربیت معلم

ـ گسترش کمی و کیفی تربیت معلم متناسب با رشد و گسترش آموزشوپرورش

ـ تحول در برنامههای آموزشی، محتوای کتابهای درسی و اضافه شدن منابع دانش از قبیل کتابخانه، فیلم، موزه، رایانه، میکروالکترونیک و ...

ـ رسانههای گروهی و ارتباطات جمعی نیز به مسائل آموزشوپرورش پرداختند و در واقع نوعی آموزش غیرمدرسهای هم بهوجود آمد.

 

جهانی شدن و یاددهی

مهمترین مؤلفه آموزش و پرورش مؤلفه یاددهی ـ یادگیری است. از این رو هرگونــه اصلاح یا بازنـگری در نظام آموزشوپرورش در درجه اول باید معطوف به فرایند یاددهی ـ یادگیری باشد. چرا که این مؤلفه نقـش اساسی و مستقیم در تجربههای یادگیری یادگیرندگان و آنچه در محیط آموزشی به وقوع میپیوندد و یـا عملاً به اجرا گذاشته میشود ایفا میکند.

 

تربیت معلم بهعنوان پایه اصلی آموزش

امروزه معلمی تنها شغلی است که وظیفه ایجاد جامعه در حال یادگیری و تولید دانش و توانمندی افراد برای نوآوری و انعطاف‌‌پذیری در نسل جوان و متعهد کردن وی به تغییر و توسعه را بهعهده دارد. در عین حال، سهم آموزش از بودجه ملی به دلایل مختلف در حال کاهش است.

شغل معلمی با معمای بزرگی روبهروست زیرا از یک سو از آنها انتظار میرود که عامل توسعه در جامعه اطلاعاتی باشند و از سوی دیگر فرصتهای آموزشی و مادی به مراتب کمتری در اختیار آنها قرار میگیرد. به عبارتی از معلمان و مدارس انتظار میرود که کودکان را از فقر و جهل نجات دهند کلیه افراد جامعه را به سواد پایه مجهز کنند تا شرایط برای توسعه اجتماعی و اقتصادی جوامع مهیا شود، مهارت کار را در نیروی کار فراهم آورند و در عین حال 70 درصد معلمان زیر خط فقر زندگی میکنند.

 

آموزش در جامعه جهانی

مقایسه بین  دانش سنتی و دانش جدید

با توجه به مطالب فوق، دانش جدید وابستگی شدیدی به شواهد و اسناد دارد و در عین حال زودگذر است و حل یک مسئله لزوماً به این معنا نیست که بتواند مسائل مشابه تحت همان مفهوم را نیز حل کند. کاملاً غیرمحتمل است که مسئله مشابه، به همان شکل دوباره رخ دهد. از این رو فراگیری دانش به تنهایی کافی نیست. بنابراین، نقش آموزشوپرورش آماده کردن یادگیرندگان است برای آنکه دانش را از میان بافت فرهنگی و حوزههای دانش دریافت کنند. به عبارت دیگر، جهانی شدن بهعلاوه سرعت دانش جدید به نحوی است که مؤسسههای آموزشی علمی دیگر برای آماده کردن دانشآموزان و ورود به بازار کار کافی نیستند. دانش کسب شده در مدارس و یا دانشگاهها به سرعت کهنه و منسوخ خواهد شد. کاربردی بودن دانش جدید، ناپایداری و بافت خاص آن، بر این تأکید دارند که هر کشور برای سهیم شدن در نیروی کار، ناچار است که خود را برای یادگیری در تمام عمر آماده کند. بنابراین، جهانی شدن حکم میکند که هر جامعهای به جامعه یادگیرنده تبدیل شود. در یک جامعه یادگیرنده هر یادگیرندهای باید خودانگیخته باشد و یک چرخه خودیادگیری و خودارزیابی را ایجاد کند. یادگیرندگان، معلمان و والدین شبکهای هستند که برای یادگیری، کلاس درس را شکل میدهند. کلاسها نیز شبکهای هستند که یادگیری در مدرسه را شکل خواهند داد و مدارس و انجمنها هم شبکهای هستند که جوامع را شکل میدهند و بالاخره جوامع یادگیرنده نیز شبکهای در بین ملتها هستند. پس نقش مربیان گسترش نگرشها و توانمندیهای فردی یادگیرندگان است. در این شرایط است که دیدگاه آرمانی آموزشوپرورش جهانی، تحقق خواهد یافت.

جهانی شدن و تحول در آموزش و پرورش

چالشهای آموزش و پرورش ایران:

به منظور تبیین بهتر موضوع، ابتدا برخی از چالشهای آموزشوپرورش کشور از منظر بینالمللی و جهانی بررسی و سپس عملکرد آموزشوپرورش در راستای رویارویی با این چالشها مورد بررسی قرار میگیرد:

 

فرصتها

الف. آموزش زیست محیطی

امروزه بحران محیط زیست یک مسئله جهانی است و آنچه بهعنوان عوامل تهدیدکننده محیط زیست انسان مطرح میشود بسیارند از جمله: افزایش آلودگیها، کاهش منابع طبیعی نظیر جنگلها، افزایش جمعیت، نابودی لایه اوزون و... مانند آن، این مسئله که نسبت آموزشوپرورش با بحثهای زیست محیطی چیست و آموزش محیط زیست از کجا و چه زمانی باید آغاز شود؟ جایگاه این آموزشها در مدرسه و در کلاس درس کجاست؟ مشکلات محیط زیست و خطراتی که انسان برای محیط زیست به وجود آورده کداماند؟ و چگونه میتوان از افزایش آنها جلوگیری کرد؟ موضوعهایی است که نیاز به آموزش را بیشتر ساخته و مسئولیتهای بیشتری را برای نظام آموزشوپرورش ایران به همراه آورده است. کشورهای پیشرفته با برنامهریزی به هنگام سعی کردهاند این آموزشها را به خانواده، مدرسه و کلاس درس بیاورند.

در ایران هم باید این مباحث به شکل جدیدی در برنامههای آموزشی و درسی و حتی آموزش خانواده وارد شود و این فرصتهای یادگیری در اختیار کودکان و نوجوانان قرار گیرد. فرصتهای یادگیری که دانشآموزان را بهطور عینی با این مسائل آشنا و جامعه را متوجه این مباحث سازد. بهطوری که یک مادر هم بتواند این آموزشها را به فرزندانش منتقل کند.

 

ب. حقوق شهروندی، مردم سالاری و مشارکت اجتماعی

دومین موضوعی که امروزه در سطح بینالمللی خیلی اهمیت دارد، دموکراسی، مدنیت و نقش آموزشوپرورش در آن و نقش و حقوق انسان در جامعه و مدرسه است. بهعبارت دیگر نسبت انسان با جامعه، جامعه با مدرسه و بالاتر از آن نسبت جوامع با یکدیگر نقشی است که آموزشوپرورش در این میان دارد. بحث دیگری که در این حوزه مطرح است بحث مشارکت انسان در جامعه است. مشارکت در اداره جامعه، فعالیتهای مدنی و مطالبه حقوق شهروندی نیاز به شناخت لازم، مهارتهای خاص و نگرشهای سازنده دارد. مشارکت آموختنی است و باید آن را از همان کلاس درس و خانواده بیاموزیم و تمرین کنیم. آموزشوپرورش نقش ویژهای در آموزش و تمرین این مشارکت در میان کودکان دارد. بهعلاوه مشارکت تنها در سطح خانواده، منطقه یا محل جغرافیایی خاصی که انسان در آن متولد شده و زندگی میکند نیست، بلکه هنگامی که این مهارتها در انسانها شکل میگیرند از سطح خانواده، محل زادگاه، منطقه و... خارج میشوند و به سطح ملی و بینالمللی ارتقا مییابد. در واقع این همان چیزی است که دنیای امروز به آن نیازمند است.

فناوری نوین بهویژه فناوری اطلاعات و ارتباطات و نسبت آن با آموزشوپرورش است و آنچه در اینجا بهعنوان یک بحث نو مطرح است، بهرهگیری از فناوری نوین اطلاعات و ارتباطات در فرایند یاددهی ـ یادگیری است. استفاده از فناوری ارتباطات در آموزشوپرورش بدین معنی است که ما باید این فناوری را به کلاس درس بیاوریم و در فرایند یادگیری از آن بهره گیریم تا دانشآموزان نسبت به این فناوری نگرش سازندهای پیدا کننـد.

از مهمترین دستاوردهای فناوری اطلاعات میتوان به موارد زیر اشاره کرد:

ـ افزایش کیفیت یادگیری و آموختههای دانشآموزان

ـ سهولت دسترسی به حجم بالایی از اطلاعات و دانشهای موجود در جهان

ـ دسترسی سریع و به موقع به اطلاعات در زمان بسیار اندک

ـ کاهش برخی هزینههای آموزشی

ـ بالابردن کیفیت، دقت و صحت مطالب درسی و علمی

 

ارتقای علمی دانشآموزان

تهدیدها

الف. ورود رایانه به آموزشوپرورش

خطراتی که ممکن است ورود رایانه به تعلیموتربیت داشته باشد، عبارتاند از: منزوی شدن دانشآموزان از جامعه، خدشهدار شدن رابطه معلم و دانشآموز، در معرض خطر قرار گرفتن آموزش ارزشهای انسانی و بیش از حد قالبی شدن تعلیموتربیت.

 

ب. اینترنت

امروزه آسانترین کار برای دانشآموزان و دانشجویانی که با اینترنت سر و کار دارند، کاربرد نابجای آن است. آنها از موضوع مورد تحقیق خود واژههایی را انتخاب و با استفاده از موتورهای جستوجوگر مطالب را پیدا، و با قرار دادن مطالب از منابع مختلف کنار هم، چیزی بهعنوان تحقیق ارائه میدهند. امروزه، دانشآموزان و دانشجویان با استفاده از اینترنت تحقیقات خود را انجام میدهند. شبکه اینترنت، تحقیق را بسیار سادهتر از آنچه که هست، نشان میدهد. چون نتایج بیشماری را ارائه میکند و نیز منابع فراوان، تصاویر و خلاصه مطالب را به سهولت و سرعت بر روی صفحه نمایشگر پدیدار میکند.

 

ج. تک فرهنگی و از بین رفتن فرهنگهای بـومی

هویت ملی که ناشی از مفهوم هویت است، ملتها را قابل شناسایی و از هم متمایز میکند. هویت ملی، ابزاری برای تفکیک یک ملت از ملت دیگر با تکیه بر آگاهی مشترک حول مفهوم یا مفاهیم تعریف شده جمعی است و تا زمانی که آگاهی مشترکی برای تفکیک خود از دیگری به وجود نیاید، هویت ملی، امکان شکلگیری ندارد. در ارتباط با مقوله جهانی شدن مسئله نگرانکننده، رشد تکفرهنگی جهانی است، فرهنگی که از سوی رسانههای جهانی غرب و شبکههای روابط عمومی آنها تبلیغ میشود، فرهنگی که به مردم دیکته میکند که چه بپوشند، چه بخورند، چگونه  زندگی و چگونه فکر کنند.

البته این تفسیر بیشتر از نگاه کسانی است که این پدیده را بهعنوان یک پروژه در نظر میگیرند که توسط جهانیسازان آمریکایی برنامهریزی و هدایت میشود. از طرفی فرهنگ آمریکایی در پی دستیابی به رهبری ایدئولوژیک جهانی است. این فرهنگ، با آنکه در بستر روشنگری اروپا شکل گرفته، امروزه تفسیری کاملاً آمریکایی پیدا کرده است. این فرهنگ، به انسان، نگاهی تکبعدی و مادی دارد. بر این پایه، در حوزه رهبری ایدئولوژیک آمریکایی همه تجزیه و تحلیلها در حیطه فناوری مادی صورت میگیرد و همه دلمشغولیها، به بهینهسازی و بهرهوری این دنیایی محدود میشود. بهعلاوه، رهبری ایدئولوژیک آمریکا، دامنه انتخاب را برای غیرآمریکاییها محدود میکند و بههمین دلیل، فرهنگ آمریکایی، همانند یک پالایشگاه، تنها به خود حق میدهد که بگوید چه چیزی خالص و درست، و چه چیزی نادرست و ناخالص است. این سلطهجویی فرهنگی با موانعی چون فرهنگ انقلاب اسلامی مواجه است که سعی دارد، براساس دو پایه توأمان مادیت و معنویت، نقشی جهانی ایفا کند. جدال بین این دو فرهنگ جهاننگر از بدو پیروزی انقلاب اسلامی آغاز شده و با طرح پروژه جهانیسازی شدت یافته است.

یکی از ابعاد جدال بین فرهنگ انقلاب اسلامی ایران و فرهنگ جهانیسازی آمریکایی، در معناسازی فرهنگی است. فرهنگ، گاه بهعنوان یک نظام معنادهنده تعریف میشود. در این معنا، فرهنگ در پی کنترل دیگران است و برای دستیابی به این امر، فرهنگ آمریکایی میکوشد تا ارزشهای همسو و همگن با آمریکا را در کشورهای اسلامی از جمله ایران ترویج کند. در صورت تحقق این همسویی، تفسیر واحدی از پدیدههای پیرامونی، در میان مردم و مسئولان دو کشور صورت خواهد گرفت و این، آغاز تأثیرگذاری و تأثیرپذیری فرهنگی خواهد بود. یکی از راههای معناسازی فرهنگی، هویتزدایی فرهنگی است. مسخ تاریخی یا هویتزدایی تاریخی، بدین معنا است که گذشته افتخارآمیز یک ملت از آنان سلب و در ذهنیت آنان نسبت به آینده، بیتفاوتی ایجاد گردد؛ به گونهای که صرفاً در مسائل روزمره محصور شوند. ملت بیتاریخ یا مبتلاً به گسُل تاریخی، مجذوب دیگران میشود و برپایه تفسیر غیربومی به ارزیابی حوادث میپردازد؛ نتیجه آنکه چنین ملتی در سه حوزه معرفت،  قدرت و اخلاق، به پذیرش سلطه فرهنگی بیگانه تن میدهد.

 

د. کاهش ارزش زمان گذشته و افزایش ارزش زمان حال

از جمله اصول مهم در نظام آموزشی سنتی جامعه ایران، ارزش فوقالعادهای است که زمان گذشته داراست. همواره در گفتمانها، از این ارزش بهعنوان تجربه یاد میشود و پیوسته افراد بزرگتر را درسآموز و صاحبان تجربه دانسته و سعی همگانی بر این است که با استفاده از تجربه ایشان، بر دانش خود بیفزایند. این تلقی، اصول نظری و عملی خاصی را در نظام آموزشی حاکم ساخته که معمولاً بهعنوان «ادب تحصیل» از آن یاد میشود. این در حالی است که تحولات رخ داده در عرصه فناوری و روشهای نوین آموزشی، به شدت این اصل را دستخوش تحول ساخته است؛ چرا که جوان امروزی خود را نیازمند تجربه نسل قبل نمیبیند و احساس میکند به توانمندیها و دانشهایی دست یافته که بهمراتب بیشتر از دانستههای نسل پیشین است. با توجه به سرعت فزاینده رشد امکانات جدید آموزشی و ارتباطاتی در جامعه ما، این تحول در حال وقوع است. پس باید توجه داشت که نسل جدیدی از دانشآموزان در راه هستند که تصور و تلقی متفاوتی از زمان گذشته دارند و بنابراین نمیتوان از آنها توقع ادب تحصیلی پیشین را داشت.

 

ه. پدیده بیسوادی مدرن

افزایش جمعیت خواهان دسترسی به اطلاعات و کسب مدارج عالی علمی، محدودیتهای مادی و انسانی موجود بر سر راه تأمین این نیازها و تحول فزاینده تغییرات اجتماعی، مانع از آن میشود که همچنان روشهای سنتی آموزش بتوانند برای پاسخگویی به نیازهای جهانی معاصر مورد توجه قرار گیرند. در این خصوص میتوان به پیدایش پدیدههای نوینی همچون: دانشگاههای مجازی و استفاده از روشهای الکترونیکی اشاره کرد، که متأسفانه مشارکت و سهم ما در طراحی یا کاربرد این مقولات بسیار پایین است. بهعنوان مثال در بحث مهم «آموزش الکترونیکی» در برخی از دانشگاهها مانند: تهران، صنعتی شریف و شیراز، اقدامات محدودی صورت گرفته است و درصد بسیار ناچیزی از کل نظام آموزشی ما را به خود اختصاص داده است. بر این اساس، میتوان ادعا کرد که ما با روشهای سنتی و غیرکارامد وارد عرصه پیشرفته آموزشی در عصر اطلاعات شدهایم و بههمین دلیل نه توان جذب تمامی علاقهمندان دارای استعداد را داریم و نه امکان آموزش مناسب به معدود افرادی که جذب میکنیم. نتیجه این مهم، پیدایش پدیده منفی مهاجرت سرمایههای علمی است که بهمنظور دستیابی به علوم و دانش مورد نظرشان راهی کشورهای دیگر میشوند. لازم به ذکر است که استمرار این فرایند، در آینده میتواند، منجر به بروز اشکال جدیدی از بیسوادی در کشور شود. هماکنون نیز در بعضی از قسمتهای علم و دانش، این آفت نمود یافته است. برای مثال میتوان به «فناوری برتر»  اشاره کرد. در حالیکه در کشور مالزی 54 درصد، کره 32 درصد، انگلیس 30 درصد، ژاپن 27 درصد، آلمان 17 درصد و ترکیه 4 درصد از کل صادرات صنعتیشان در سال 1999 به حوزه فناوری برتر اختصاص داشته است، این بخش در ایران، در بهترین حالت چیزی کمتر از یک درصد است که نوعی از فقر و محرومیت را تداعی میکند. این تحلیل با توجه به تعداد افرادی که بهصورت حرفهای در این بخش شاغل هستند، نیز قابل ارزیابی است. از سوی دیگر درصد شاغلان در این حوزه از کل نیروی کار شاغل در سال 1999 میلادی، برای آلمان 2/11 درصد، انگلیس 6/7 درصد، ژاپن 3/6 درصد و آمریکا 3/5 درصد بوده است. ولی در کشور ما عملاً درصد قابل ذکری برای این بخش مهم وجود ندارد. آمارهایی از این قبیل بسیار نگرانکننده است و به شکلگیری نوعی جهل و بیسوادی جدید دلالت دارد، که در صورت استمرار میتواند به افت شدید سطح آموزشی در کشور بینجامد. از این منظر، حوزههای عالی دانش مورد توجه قرار نگرفته است و در نتیجه فقر کارشناس و برنامهریز در سطح مدیریتی، راه را بر بومیشدن این حوزههای علمی مسدود میسازد. در نتیجه، جامعه نخبگان ما از مزیت آشنایی علمی و کاربرد عملیاتی این دانشهای حساس محروم میشوند و این محرومیت به درون پیکره جامعه نفوذ میکند و نسلی آموزشدیده وارد جامعه میشوند که اگرچه استانداردهای سنتی آموزش را دارند، اما از معدل خوبی در فضای جهانی برخوردار نیستند.

 

و. پدیده آموزشهای ناهمسان

جهانی شدن و تحول در آموزش و پرورش

رشد فناوریهای ارتباطاتی، تنوع محصولات و روشها و متون آموزشی منجر به آن شده است که بسیاری از کشورهای در حال توسعه به ویژه ایران دچار معضل و پدیده آموزشهای ناهمسان یاد شده شدند که بر اثر آن بخشی از دانشآموزان در حالی که در درون یک نظام آموزشی رسمی واحد در حال تحصیل هستند، به واسطه دسترسی به امکانات تازه (به ویژه شبکه اینترنت)، بهصورت غیررسمی از آموزشهای دیگری نیز بهرهمند میشوند. آموزشی که چون جامعه مورد نظر در آن نقشی ندارد، با آموزش رسمی، همسان نیست. این ناهمسانی بین این دو فضا، میتواند لطمات جبرانناپذیری به نظام آموزشی ایران وارد کند.

 

ز. عدم همراهی ذهنیات با عینیات

آموزشوپرورش رسمی کشور بر محفوظات تکیه دارد و این روند برای هر دانشآموزی تا دوازده سال ادامه مییابد. لذا اغلب آموزشهایی که طی این مدت ارائه میشود تا مرحله «ذهن» است و به مرحله «عین» نمیرسد. عدم همراهی ذهنیات با عینیات و تماس نیافتن آموزههای نظری با تجربهها و واقعیتها، نتیجهای جز بیگانهسازی دانشآموزان با دنیای پرتنوع و فعال بیرونی ندارد. بهعبارتی آموزشوپرورش رسمی ایران، دانشآموزان را با فرایندهای اجتماعی درگیر نمیسازد لذا دانشآموزان برخاسته از این نوع نظام آموزشی، در رویارویی با موج فرهنگ جهانی دچار انحرافات فکری خواهند شد.

 

ح. آموزش زبان خارجی

جهان امروز از کشورهای متعدد و گوناگونی تشکیل شده که هر یک به سبب تاریخ خاص خود از فرهنگ و زبان متفاوتی برخوردار است و این تنوع و گوناگونی، گاهی امکان زندگی مشترک انسانها در کنار یکدیگر را دشوار میسازد؛ چرا که زبان روش انتقال دانش را نیز بیان میکند (پیام یونسکو، 1379). به علاوه، انتقال یک مفهوم از فرهنگی به فرهنگ دیگر، همواره مستلزم چالش تغییر از یک نظام فکری به نظام فکری دیگر است و این نظامهای فکری غیرقابل مقایسه میتوانند منبع متقابل عدم درک، سوءتفاهم و حتی تحقیر و بیاعتنایی افراد و اقوام به یکدیگر شوند.

از طرف دیگر، با ظهور پدیدهای به نام(جهانی شدن) و تأثیر آن بر کلیه ابعاد اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و اخلاقی، ضرورت برقراری ارتباط بین ملتها و بین آحاد مردم در درون هر کشور، درک متقابل و تحمل یکدیگر، روزبهروز بیشتر میشود. از این رو، تشویق مردم به یادگیری زبانهایی که بخشی از میراث آنها را تشکیل میدهد و یا زبانهایی که امکان ارتباط متقابل را در صحنههای بینالمللی فراهم میکند از شروع دوران جدید در زندگی مردم اکثر کشورها ادامه داشته است. امروزه، کسب مهارتهای مربوط به یک یا چند زبان خارجی بهوسیله شهروندان کشورهای مختلف، پیششرط لازم برای مشارکت همهجانبه در جامعه بینالمللی و استفاده از فرصتهای آن است. این ضرورت در حدی است که برای مثال، در اروپا توصیه میشود که حداقل دو زبان خارجی مربوط به سایر کشورهای اروپایی بهوسیله نسل جوان این قاره فرا گرفته شود تا امکان تفاهم و ارتباط بیشتری بین مردم این کشورها ایجاد گردد.  حتی پارلمان اروپا، سال 2001 را بهعنوان(سال اروپایی زبانها)  اعلام میکند و هدف از این کار این است که آگاهی مردم را نسبت به تنوع فرهنگی و زبانی و غنای این منطقه بالا ببرد و یادگیری زبان دیگر ملتها را بهعنوان کلید توسعه روابط فردی و شغلی با دیگران توصیه کند.

 یادگیری زبان خارجی همچنین بهمنظور استفاده از میراث فرهنگی سایر کشورهاست و همانطور که قبلاً گفته شد، یادگیری زبانهای لاتین، یونانی و عربی در دورههای مختلف تاریخی بهدلیل محور بودن این کشورها از ابعاد مختلف بوده و با توسعه فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی و از همه مهمتر، با توسعه علم و دانش در (شمال) و لزوم همگامی با جهان از این نظر، ضرورت یادگیری زبانهای کشورهای خارجی بیش از پیش توجیهپذیر شده است. به استناد آمار، امروز حدود یک میلیارد نفر از زبان انگلیسی بهعنوان زبان رسمی و یا زبان دوم خود استفاده میکنند (نورانی خجسته، 1379) شاید مهمترین دلیل این توجه به زبان انگلیسی، استفاده گسترده از آن در شبکههای بینالمللی (اینترنت)  است. از نظر تعداد صفحات وب 1، انگلیسیها با 89 درصد بر بقیه زبانها برتری دارند و نیز 58 درصد کاربران اینترنت، انگلیسی زباناند (همان). بدون تردید، گستردگی زبان انگلیسی در سراسر جهان و تبدیل آن به یک زبان مسلط نیز خطرات خود را در پی دارد و سلطه فرهنگی انگلیسیزبانان بر سایر کشورهای جهان را موجب میشود. از اینرو، توصیه شده است که آموزش زبان خارجی به یک زبان خاص محدود نشود و در واقع، چند زبانی، تنها راه حلی است که میتواند جلوی این سلطه را بگیرد. لذا، آموزش زبانهای خارجی در کشور باید زبان فرانسوی، آلمانی و سایر زبانهای مورد نیاز را نیز شامل شود.

پدیده جهانی شدن بر آموزشوپرورش نیز تأثیر گذاشته و یکی از ابعاد آن، مسئله جابهجایی استاد، دانشجو و دانش در سراسر جهان است. از اینرو، فارغالتحصیلان مدارس و دانشگاهها تنها با بازار کار در داخل کشور روبهرو نیستند و در صورت دستیابی به تخصص مورد نیاز و قابل رقابت در منطقه و یا صحنههای بینالمللی میتوانند در هرجا که مایل باشند به آموزش بپردازند. بدون شک، دانستن زبان خارجی و تسلط بر آن یکی از پیششرطهای این جابهجایی و تحرک برای جستوجوی تحصیل و اشتغال در سایر مناطق جهان است و آموزشوپرورش باید این مسئولیت را بپذیرد که آموزش زبان خارجی را بهعنوان یک ابزار ارتقای علمی و نیز وسیله اشتغال و تحصیل شهروندان کشور در نظر بگیرد و با رعایت کیفیت این آموزش و اعتلای آن در سطح استانداردهای منطقهای و جهانی، شرایط را برای حضور نیروهای کیفی و برتر جامعه فراهم سازد. از اینرو، تصادفی نیست که تدریس زبان خارجی با افزایش نیاز کشورها به ارتباط جهانی فزونی یافته و تدریس آن به سراسر دوره راهنمایی و دوره متوسطه (و در بسیاری از کشورها به ابتدایی) صورت گرفته است.

بدون شک، توجه به زبان خارجی و آموزش آن تنها به تعمیم فراگیری زبان به سراسر تحصیلات قبل از دانشگاه محدود نمیشود و توجه به جنبههای مختلف یادگیری زبان از نوشتن، خواندن و مهارت در ترجمه تا توانایی کلامی در برقراری ارتباط با کشورهای دیگر در نوسان بوده است.

 

نتیجهگیری

همانگونه که در قبل اشاره شد جهانی شدن بهعنوان یک پارادایم اصلی در دوران حاضر، همه شئون زندگی بشر را دستخوش تغییر کرده است. امروزه دیگر هویت انسانها تحتتأثیر یک جامعه و یا یک ساختار اجتماعی ثابت قرار ندارد، بلکه از یک هویت اجتماعی در عرصه بینالمللی نیز متأثر میشود. بسیاری از نویسندگان ویژگی‌‌های اصلی جهانی شدن را در مفاهیمی چون ظهور دهکده الکترونیک جهانی، انقلاب اطلاعاتی، فشردگی زمان و مکان، گسترش جهانی آگاهی، کمرنگ شدن مرزهای جغرافیایی و ظهور عصر سیبرنتیک خلاصه کردهاند.

با این حال، با حرکت شتابآلود این فرایند، جایگاه کشورها در ساختار سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جهانی در حال تعریف مجدد است. آنچه مسلم است فرایند جهانی شدن نظام اجتماعی جامعه ما را بهویژه از نظر آموزشوپرورش تحت تأثیر قرار داده است. لذا با توجه به یافتههای تحقیق و با توجه به گستردگی جهانی شدن، رهیافتها و پیشنهادهایی برای سیاستگذاران و برنامهریزان آموزشی کشور ارائه میشود.

 

پیشنهادها

در تعیین راهبرد حرکت آموزشوپرورش، باید بهدنبال یافتن راههایی برای ایجاد ساختارهای اجرایی مردمسالار و جلب مشارکت عمومی و استفاده از همه قابلیتها و امکانات جامعه و افزایش ظرفیتها بود تا زمینهای فراهم شود که کلیه نخبگان فکری و اندیشمندان و صاحبنظران مسائل فرهنگی و سیاسی خود را در امر تعلیموتربیت و در نظام آموزشی کشور سهیم بدانند. در چنین نظامی کلیه عناصر تأثیرگذار در جامعه برای ایجاد یک محیط برانگیزاننده و بالنده در جهت تحقق اهداف و برنامههای آموزشوپرورش کار میکنند و به منظور بهتر بودن و بهتر شدن و ارائه خدمات آموزشی باکیفیتی برتر، مشارکت فعال دارند.

 تا زمانی که خط مشیها و برنامهریزیها متکی بر ارزشیابی و ارزیابی نظامیافته نباشد و برنامهها با دور تند بازنگری نشده و کیفیت برنامهریزیها کنترل نشود نه فقط موجب پیشرفت نمی‌‌شود بلکه در برابر خیلی از واقعیتهای موجود در جامعه و حتی نوآوریهای علمی و فنی و باورهای نوین مقاومت میکند.

1. با توجه به نقش مؤثر آموزشوپرورش در تربیت شهروند فعال، باید گفت که عدم معیارهای صحیح در انتخاب افراد فرهنگی و وجود روشهای فرسوده نقش بسزایی در بهوجود آوردن شرایط نامطلوب در ساختار آموزشوپرورش ایفا کرده و میکند. در جایی که باید فرهیختهترین افراد بهکار گرفته شوند، برعکس عمل میشود. چرا که صرف داشتن یک مدرک فرد را قادر نمیسازد که بتواند معلم باشد. لذا همانطوریکه برخی کشورهای پیشرفته از جمله آمریکا برای مقاطع آموزشی خود، افرادی با مدرک دکترا استخدام میکنند، انجام اصلاحات اساسی در آموزشوپرورش ایران نیز نیاز به پیوند اساسی دانشگاهها و آموزشوپرورش دارد؛ در غیر این صورت نمیتوان امید داشت که توسعه در جامعه ما معنای واقعی خود را پیدا کند.

2. تمام فعالیتها در بنبستی نوین بهنام روش معلم، گرفتار میشود، تا معلمان نیاز به تغییر روش را حس نکنند و به روشهای نوین یاددهی ـ یادگیری بیتوجه باشند فعالیتها خنثی شده و عقیم خواهد ماند. پس بایستی ابتدا با تأکید بر تغییر نقش معلم از دانای کل به راهنمایی که خود احتیاج به آموزش دارد و سپس آموزش روشهای نوین تدریس، درگیر کردن معلمان در محیطهای واقعی و نظارت بر فعالیتها در کلیه دورههای تحصیلی، اقدام کرد.

3. با توجه به مطالب فوق، رسیدگی به وضع معیشتی معلمان و ایجاد جاذبههای شغلی برای این حرفه، محوریترین نکتهای است که میتواند نارساییهای جانبی را بازسازی کند. زیرا که دیوارهای بنای عظیم آموزش که با مصالحی همچون برنامهریزی آموزشی، برنامهریزی درسی، خلق روشهای نو در تدریس، فراهمسازی امکانات و تجهیزات و فضاسازی لازم و... ساخته میشوند هرچند اصولی، دقیق و حسابشده باشند اما در برابر وضعیت نامناسب زندگی اجتماعی معلمان مقاومت میکند.

4. تربیت نقش عمدهای در اصلاحات بازی میکند. تربیت با مبنای عمل و رعایت حقوق دیگران ازحدود سهسالگی آغاز میشود. بر همین اساس تربیت فرد مقدم بر تربیت جمع است. بنابراین آموزشوپرورش باید با برنامهریزی دقیق و منسجم به تربیت صحیح افراد در راستای دستیابی به معیارهایی چون اخلاقیات، دانش و معرفت، درک، بینش و مهارتها گام بردارد. چرا که معیارهای آموزش جهانی نیز چنین است. بنابراین با توجه به این معیارها آموزشوپرورش وظیفه دارد دانشآموزان را برای شهروندی جامعه جهانی آماده کند. تنها درک و فراگیری تاریخ، فرهنگ و زبان و ادبیات فارسی کشور بومی کافی نیست، بلکه مطالعه و بررسی تاریخ، فرهنگ و زبان جهان و کسب اطلاع از بازارهای جهانی، دانشآموزان را در مسیر شهروندگرایی جهانی سوق میدهد.

5. تقویت باورهای دینی، فرهنگی و اجتماعی باعث میشود که فرد از خود تعریف مشخصی داشته باشد. بنابراین آموزشوپرورش باید هویت دینی و ملی انسانهای جامعه ایران را ارتقا بخشد، آن هم به شکلی که آنها به مسلمان بودن و ایرانی بودن خود افتخار کنند.

6. دستگاهها و نظامهای مختلف آموزشی و فرهنگی اعم از دولتی، نمونه مردمی و غیرانتفاعی هر کدام راه خود را میروند و فاقد یک برنامهریزی کلان و منسجم هستند. لذا اولین ضرورت در آموزشوپرورش، نظم بخشیدن به این نوع رفتارهاست که به نظر میرسد ایجاد هستههایی که بتواند تحول در نظام آموزشی را با توجه به تجارب کشورهای موفق مورد ارزشیابی قرار دهد، مورد نیاز است.

7. آموزشوپرورش باید امری تأثیرگذار، فراگیر و تعهدی مادامالعمرتلقی شود. یادگیری در دنیایی که فناوری به سرعت در حال تغییر است ایجاب میکند که آموزش بیش از توجه به موضوع یک رشته علمی، استعدادها و ظرفیتهای گوناگون یادگیری را در دانشآموزان تقویت کنند.

8. آموزشوپرورش باید با مراحل رشد دانشآموزان، یعنی درست به هنگام و در زمان لازم شکل گیرد. دسترسی به آن در همهجا، خواه در خانه، خواه از طریق اینترنت و یا رسانههای جمعی و کلاسهای درس آسان باشد. نهادهای آموزشی، سازمانهای حرفهای و رسانههای گروهی تمهیدات و تسهیلات آموزش مداوم را فراهم کنند.

9. آموزشوپرورش باید به تفکر انتقادی، ارتباطات اثربخش و روش حل مسئله توجه کند، تنها به انتقال دانش و حقایق اکتفا نکند. از فرصتها و شرایط جدید برای یادگیریهای به هنگام دانشآموزان بهره بگیرد، راهحلهای برقراری ارتباط و تبادل ایدهها را بهطور مؤثر در دانشآموزان با توجه به تفاوتهای فردی ارائه دهد.

10. آموزشوپرورش بسترساز فرهنگ همکاریهای گروهی در مدرسه و تشریک مساعی با نهادهای بازرگانی و صنعتی و نهادهای آموزشی دیگر است. دانشگاه نیز که خود از نهادهای آموزش عالی محسوب میشود در قرن بیست و یکم باید پاسخگوی نیازهای متغیر جامعه باشد.

11. با توجه به اهمیتی که در برنامه ملی توسعه کاربری فناوری اطلاعات و ارتباطات (تکفا) در سال 1381 برای توسعه منابع انسانی، تجهیز مدارس به رایانه و شبکهای شدن آنها و آموزش معلمان با مبحث ICT و... در نظر گرفته شده بود و نیز اهمیت  دادن این طرح از سوی آموزشوپرورش تاکنون(با توجه به گزارش عملکرد)، لذا توسعه هر چه بیشتر و سریعتر زیرساخت ارتباطی از اولویتهای مهم است. از اینرو با توجه به چشماندازهای آینده آموزشوپرورش در پنجساله چهارم توسعه، به کارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات در مدارس و تحول در فرایند آموزش و تحصیل را میتوان بهعنوان مهمترین حلقه و پایه توسعه ملی در نظر گرفت. لذا در این خصوص نکتههای ضروری پیشنهاد می‌‌شود:

ـ برای ایجاد فرهنگ مناسب دراستفاده از فناوریهای مربوطه، به ویژه فناوری، آموزش باید از زمان کودکی، بهویژه در دورههای کودكستان و ابتدایی در برنامه آموزشی گنجانده شود.

ـ استفادههای گوناگون از فناوری باید در برنامههای آموزشی مدارس لحاظ شود؛ کتابهای درسی نه تنها باید به توزیع دانش نظری بپردازد، بلکه همراه با آن به معرفی فناوریهای تولیدشده از دانش هم اقدام کند.

ـ دانشآموزان باید برای جمعآوری اطلاعات به رسانههای گوناگون مراجعه کنند و این کار بهوسیله معلم کلاس تشویق شود.

ـ کار با رایانه در برنامه درسی مدارس پیشبینی و تمهیدات لازم برای این هدف در نظر گرفته شود.

ـ آموزگاران آموزشهای لازم برای کار با فناوری را ببینند و ترس و واهمهای از کاربرد فناوری نداشته باشند.

ـ در تمام دورههای تحصیلی، کار با رایانه منظور شود، بهویژه برای انجام دادن امور پژوهشی (دبیرستان و دانشگاه)

ـ نشانی وبگاه رایانهای مربوط به دروس گوناگون به دانشآموزان معرفی شود.

ـ در استفاده از فناوریهای نوین در آموزشوپرورش به همکاری همهجانبه از سوی سازمانها و وزارتخانههایی چون علوم- تحقیقات و فناوری، وزارت پست و تلگراف و مخابرات، و حتی سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران نیاز است.

 

 

 

 منابع

1.آلبرو، مارتین، عصر جهانی، ترجمه نادر سالارزاده، انتشارات آزاداندیشان، تهران 1380.

2. بهادرینژاد، امیر، نوآوری در حوزه آموزشوپرورش، لپتاپ به جای کتاب درسی، روزنامه همشهری، دوشنبه 31 مرداد 1384- سال سیزدهم -شماره 3780.

3. جاریانی، ابوالقاسم، نگاهی به آموزشوپرورش الکترونیکی در کشورهای عضو اتحادیه اروپا، ماهنامه رشد تکنولوژی آموزشی، شماره155، 1383.

4. حیدریفر، محمد رئوف، مجموعه مقالات جهانیشدن، جهانیشدن و آموزشوپرورش، پژوهشکده مطالعات راهبردی،1383.

5. خانیکی، هادی، جهانی شدن تهدیدی برای اسلام نیست، ویژهنامه همایش جهانی شدن و دین، شماره 2، اردیبهشت 1382.

6. سرکارآرانی، محمدرضا، اصلاحات آموزشی و مدرنسازی(با تأکید بر مطالعه تطبیقی آموزشوپرورش ایران و ژاپن)، انتشارات روزنگار، چاپ اول، تهران 1382.

7. صبوری، حبیب، کاوسی، اسماعیل، حقیقی، محمدرضا، جهانی شدن و تحول در آموزشوپرورش، انتشارات مشق شب، 1392.

8. Eurydice, Foreign language teaching in schools in Europe, Eurydice European unit, Belgium,2001.

 

۱۰۱۵
کلیدواژه: جهانی شدن,تحول در آموزش و پرورش,دانش سنتی,دانش جدید,جهانی شدن و تحول در آموزش و پرورش,ماندانا معدولی بهبهانی,الهام حیدری,پژوهش

نام را وارد کنید
پست الکترونیک را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید