سه شنبه ۳ مهر ۱۳۹۷ ۰۵:۱۸
در رشد آموزش پیش‌دبستانی
۱۷ شهریور ۱۳۹۷ ۰۹:۰۹
پرورش هوش در دوران پیش از دبستان
فصلنامه «رشد آموزش پیش‌ دبستانی» مقاله ‌ای را به موضوع پرورش هوش در دوران پیش از دبستان، اختصاص داده است

در ابتدای این مقاله می‌خوانیم: «هوش تعریف واحدی ندارد اما عناصری از هوش مورد توافق غالب پژوهشگراناند. اسپیرمن در نظریه دو عاملی (1927) خود هوش را دارای دو بخش میداند:

1. یک عامل کلی (g) که معرف یک توانایی کلی است و زیربنای همه رفتارهای هوشمندانه به حساب می آید.

2. یک یا چند عامل اختصاصی (s) که نشاندهنده تواناییهای اختصاصی است.»

در ادامه آمده است: «هاوارد گاردنر (1983) به گونهای  نسبتاً ظریفتر به مقوله هوش نگریسته است! گاردنر در زمینه هوش نظریهای با عنوان کثرت هوش (هوشهای چندگانه) را مطرح نموده که منشأ بازنگری در روی کرد تعلیموتربیت گردیده است. او در این نظریه هفت و سپس در تجدید نظرهای بعدی هشت و نه نوع استعداد را در افراد شناسایی کرده است که عبارتاند از: هوش زبانی، ریاضی ـ منطقی، موسیقیایی، درونفردی، میانفردی، فضایی، جسمی، طبیعتگرایی، و وجودگرایی. گاردنر معتقد است که در میان افراد از نظر هوشهای مختلف، تفاوت وجود دارد؛ مثلاً فردی ممکن است در یک زمینه هوشی بسیار توانا باشد ولی در زمینههایی از هوش چندان توانمند نباشد. بنابراین، استعدادها و توانایی را میتوان در قالب فعالیتهای برنامهریزی شده از همان دوران کودکی به نحوی مطلوب شناسایی کرد و سپس پرورش داد. در خلال فعالیتها یا بازیهای کودکان در دوران پیش از دوره دبستان میتوان نقاط ضعف و قوت را شناسایی کرد و در جهت رفع ضعفها و تقویت قوتها با روشهای جذاب و متنوع عمل نمود.»

نویسنده در ادامه به چند نمونه فعالیتهای پیشنهادی برای پرورش هوشهای چندگانه در دوران پیش از دبستان اشاره کرده است. در رابطه با هوش درون‌فردی می‌خوانیم: «هوش درون‌فردی: شناخت دقیق فرد از خویشتن، علایق و تمایلات، کشف توانمندیها و نقاط ضعف خود در زمینههای مختلف که در قالب فعالیتها و بازیها سریعتر نمایان میگردد. درک از خود و اینکه بدانیم چه کسی هستیم، چه کاری میتوانیم انجام دهیم و چه کارهایی را نمیتوانیم انجام دهیم.گاردنر و چاکلی معتقدند که انسانها معمولاً خیلی زود جذب افرادی با هوش درون فردی میشوند؛ چون تکلیفشان با خود معلوم است، میدانند از عهده چه کارهایی برمیآیند و چه کارهایی را نمیتوانند انجام دهند و هنگامی که به کمک نیاز دارند باید به چه کسی مراجعه کنند. هوش درونفردی به افراد این توانایی را میدهد که یک الگوی ذهنی بسازند؛ با استفاده از این الگو راه خود را پیدا کنند. نیز توانایی تشخیص احساسات، روحیات و اهداف خود و نیز پیشبینی واکنش خود نسبت به کارهای آینده را شامل میشود. کودکان معمولاً از میان ابزارهای متنوع پیرامون، بیشتر به سوی وسایل مورد علاقه خود سوق مییابند و بد نیست بزرگترها به این نکته عنایت داشته باشند.»

نویسنده در ادامه پس از اشاره به دیگر نمونه‌ها برای انواع هوش، چنین نتیجه‌گیری کرده است: «گاردنر و استرنبرگ معتقدند که هوش در فرهنگهای مختلف به شکلهای متفاوتی ظاهر میشود؛ برای مثال، در فرهنگ آمریکا هوش فضایی احتمالاً در مجسمهسازی، هندسه، نقاشی و از این قبیل نشان داده میشود اما در میان مردم کیکویو در کشور کنیا این هوش ممکن است در توانایی اشخاص در تشخیص دادن حیوانات مختلف و شناسایی دامهای خود از میان دامهای کسان دیگر انعکاس یابد. بهطور کلی، هوش دارای ابعاد مختلف است و هر شخص توانایی و استعداد خاص خود را دارد که باید در جهت صحیح هدایت شود.

 بنابراین، هر جامعهای با توجه به شرایط (نیازها، امکانات و تواناییها) و نوع فرهنگی که برآن حکمفرماست، همچنین با عنایت به اصل تفاوتهای فردی (علایق، توانایی و ضعفها، نیازهای کودکان) میتواند بستر مناسبی برای شناسایی استعدادها و ضعفها ـ از همان دوره پیش از دبستان ـ فراهم آورد و در ارتقاء آگاهی والدین و آموزش کودکان  نقش اساسی داشته باشد.»

 

نویسنده: دکتر ژیلا عزیزی، دکترای تخصصی علوم تربیتی

 

• لینک مقاله

 

منبع: فصلنامه رشد آموزش پیش‌دبستانی، شماره ۳۶، بهار ۱۳۹۷ |
تعداد بازدید : ۸۹
کد خبر : ۲,۸۲۵