عکس رهبر جدید

معلم یا معلمی؟

 ۱۴۰۰/۰۲/۰۸
  فایلهای مرتبط
معلم یا معلمی؟
معلمی یکی از پرفراز و نشیب‌ترین مشاغلی است که روزانه شخص معلم را با تجربه‌های متعددی روبه‌رو می‌کند. در هر کدام از این شرایط نیز رفتارها و بازخوردهای خاصی را از معلم طلب می‌کند. این رفتارها از عوامل تعیین‌کننده نگرش دانش‌آموزان نسبت به معلم هستند که به شخصیت و منش معلم بسیار وابسته‌اند. بنابراین، شخصیت و منش معلم را می‌توان یکی از تأثیرگذارترین عوامل بر رفتار دانش‌آموزان در کلاس درس و میزان علاقه و مسئولیت‌‌‌پذیری آن‌ها در قبال وظایف محول‌شده از معلم، مدرسه و حتی جامعه دانست.

معلمی یکی از پرفراز و نشیبترین مشاغلی است که روزانه شخص معلم را با تجربههای متعددی روبهرو میکند. در هر کدام از این شرایط نیز رفتارها و بازخوردهای خاصی را از معلم طلب میکند. این رفتارها از عوامل تعیینکننده نگرش دانشآموزان نسبت به معلم هستند که به شخصیت و منش معلم بسیار وابستهاند. بنابراین، شخصیت و منش معلم را میتوان یکی از تأثیرگذارترین عوامل بر رفتار دانشآموزان در کلاس درس و میزان علاقه و مسئولیت‌‌‌پذیری آنها در قبال وظایف محولشده از معلم، مدرسه و حتی جامعه دانست.

متأسفانه، بهدلیل کمبود یا حتی نبود تجربههای حضور در کلاس درسِ برخی معلمان تازهکار بهعنوان کمکمعلم یا کارورز، استرس و ترس آنها از حضور در کلاس بهعنوان معلم افزایش پیدا میکند. به این منظور، آنها به کسب اطلاعات از افراد دارای تجربه اقدام میکنند. در این میان، برخی از افراد که شاید حتی تجربه یک بار حضور و معلمی در کلاس درس را نداشتهاند، راهکارهایی برای تسلط بر کلاس درس و ترغیب یا حتی مجبور کردن دانشآموزان به انجام تکالیف و مطالعه درسها ارائه میکنند که عمل به آنها، آغازگر بسیاری از مشکلات در معلمی است. از جمله این موارد عبارتاند از:

 

مانعشدن از ترس دانشآموز

یکی از باورهای نادرستی که بین بسیاری از افراد بهعنوان راهی برای انجام صحیح وظایف محولشده به دانشآموز شناخته شده، ترساندن دانشآموز است. نهتنها دانشآموز، بلکه هر انسانی، با ترسیدن، تنها بهدلیل وجود اجبار بیرونی اقدام به انجام کار میکند و با برطرف شدن منبع ترس ممکن است آن اقدام را برای همیشه کنار بگذارد. این یکی از مهمترین دلایلی است که بسیاری از افراد پس از به پایان رساندن دوره تحصیل در مدرسه یا دانشگاه، برای همیشه از مطالعه و کتابخوانی خداحافظی میکنند. بنابراین، ما بهعنوان معلم باید برای همیشه با ترس بهعنوان محرکی برای مجبور کردن دانشآموز به انجام دادن یا ندادن کار خداحافظی کنیم و بهجای آن دانشآموزان خود را افرادی ذیشعور بدانیم که با توضیح دادن و اقناع آنها میتوان بذری در ذهنشان کاشت که ثمرهاش امتداد آن است. برای مثال، دانشآموز نباید مطالعه را راهی برای فرار از تنبیه به خاطر کسب نمره بد بداند، بلکه خوب است به آن به چشم راه دریافت پاداش از معلم یا خانواده نگاه کند یا حتی هدفی والاتر و بهتر را تصور کند؛ مثل اینکه از تجربههای عالِم یا نویسندهای برای رسیدن به اهداف زندگی بهرهمند شود.

 

احترام گذاشتن

برخورداری از احترام در مقابل دیگران در اجتماع و خانواده یکی از نیازهای موجود در هرم مازلو است. ذکر احترام بهعنوان یک نیاز، خود گویای اهمیت این موضوع است. قطعاً هر انسانی که به منزلت انسانی خود بهعنوان خلیفه الهی واقف باشد، خود و دیگران را شایسته احترام میداند و هرکجا بیاحترامی نسبت به او صورت گیرد، حس ناخوشایندی به او دست خواهد داد. در نقطه مقابل، در صورت دریافت احترام از طرف دیگران، احساس مثبت و خوشایندی نسبت به خود و طرف مقابل در ما ایجاد خواهد شد؛ همانگونه که جناب سعدی میفرماید:

رسد آدمی به جایی که بهجز خدا نبیند

 بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت

هر انسانی استعداد رسیدن به کمال نفسانی را دارد و ما موظفیم به هر انسان و حتی خودمان، بهخاطر داشتن این مرتبه و توان، احترام بگذاریم. بنابراین، ما بهعنوان معلم وظیفه داریم با احترام گذاشتن به شخصیت دانشآموز و پذیرفتن او، همانگونه که هست، عامل ایجاد حس مثبت در او باشیم. براساس اصل شرطیسازی، دانشآموزان حس مثبت حاصل از تعامل با معلم را به درس و حضور در کلاس نسبت میدهند و این نقطه آغازی است برای ایجاد پیوند بین دانشآموز و مدرسه. اگر هم نقطهضعفی در دانشآموزانمان مشاهده میکنیم، ابتدای امر باید به دانشآموز بفهمانیم او را همانگونه که هست پذیرفتهایم تا در او برای ایجاد تغییرات شوقی ایجاد کنیم؛ همانگونه که کارل راجرز، روانشناس انسانگرا، میگوید: «تناقض عجیبی اینجاست؛ تنها زمانی میتوانم خود را تغییر دهم که خود را آنگونه که هستم پذیرفته باشم.»

 

توجه به تواناییها و تفاوتهای فردی

یکی از نگرشهایی که در گذشته نسبت به کودکان وجود داشته، نگاه به کودک بهعنوان بزرگسال کوچک است. این نگاه سرآغاز بسیاری از توقعات نابجا و نامتناسب با تواناییها و سن کودک است. بسیاری از ما، بدون در نظر گرفتن استعدادها و رسشهای زیستی کودکان، از آنها انتظاراتی داریم که برآورده نشدنشان موجب سرخورده شدن کودک میشود و نگرش کودک را نسبت به تواناییهای خودش مخدوش میکند. بنابراین، ما بهعنوان معلم، ابتدا باید به تفاوتهای زیستی کودکان با بزرگسالان توجه داشته باشیم و بدانیم که دانشآموزان کمسنوسالتر، بنا بر محدودیتهای جسمی و شناختی، قادر به انجام بسیاری از کارهایی که بزرگسالان انجام میدهند نیستند. درخواست این قبیل رفتارها از کودکان، تنها به ناکامی معلم و دانشآموز میانجامد و احساس دانشآموز را نسبت به معلم دچار آسیب میکند. نکته دیگر اینکه به تفاوتهای فردی دانشآموزان نیز نگاهی داشته باشیم و هیچگاه دانشآموزان را با یکدیگر مقایسه نکنیم تا شاهد موضعگیری آشکار یا پنهان دانشآموزان نسبت به خودمان نشویم. این اتفاق نیز بهنوبه خود ممکن است اثرگذاری معلم بر دانشآموزان را کم کند شود. مولانا میفرماید:

گر نداری دانش ترکیب رنگ بین گلها زشت یا زیبا نکن

خوب دیدن شرط انسان بودن است عیب را در این و آن پیدا نکن

 

عمل کردن به تعهدات

یکی از عواملی که معلم را بین دانشآموزان بهعنوان فردی راسخ و با اراده میشناساند، تعهد و پایبندی به گفتههاست. رعایت نکردن این موضوع و پایبند نبودن معلم به تعهدات خویش ممکن است موجب تغییر نگرش و ایجاد نگرش منفی دانشآموز نسبت به معلم شود. دانشآموز این پایبند نبودن را به همه گفتههای معلم تعمیم میدهد. بنابراین، یکی از مهمترین ویژگیهای شخصیتی، عمل به تعهدات است. جدای از این موضوع، وفای به عهد در همه معاهدات اجتماعی لازم و ضروری و از مواردی است که در دین مبین اسلام بر آن تأکید شده است: «و به عهد و پیمان وفا کنید، زیرا درباره پیمان بازخواست خواهد شد (اسرا، آیه 34)».

 

پرهیز از نزاع و جدل

یکی از عواملی که ممکن است مقاومت بسیار شدید دانشآموزان را نسبت به معلم ایجاد کند، نزاع معلم با آنهاست. خداوند در قرآن کریم، در آیه 46 سوره انفال میفرماید: «از خدا و پیامبرش فرمان ببرید و با یکدیگر نزاع و اختلاف نکنید که سست و بددل میشوید و قدرت و شوکتتان از میان میرود. شکیبایی ورزید، زیرا خداوند با شکیبایان است». بنابراین، نزاع و جدل موجب از بینرفتن شوکت و حرمت انسان میشود. معلمی که عادت دارد بعد از انجام نشدن تکالیف دانشآموزان یا توفیق نیافتن آنها در آزمونها و یادگیری درسها، با آنها به نزاع برخیزد و شروع به شماتت و سرزنش دانشآموز کند، نگرشی منفی در دانشآموز نسبت به خودش ایجاد میکند. دانشآموزان بهدلیل حرمتی که برای معلم قائل هستند، احساسات درونی و نظرات خود را بهطور عیان بیان نمیکنند، اما این امکان وجود دارد که با ادامه این رفتارها از معلم، روزی این حرمت بهاندازهای کم شود که دانشآموزان جرئت انتقاد تخریبگرانه معلم را به خود بدهند.

 

۹۴
کلیدواژه: رشد معلم، به قلم معلم،
نام را وارد کنید
ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید