جمعه، ۲ تیر ۱۳۹۶, ۲۳:۳۲
به سایت مجلات رشد خوش آمدید. ثبت نام کنید ورود
 

سخنی با شما

توران میرهادی:

منادی آموزش بدون رقابت

 

راجع به زندگینامة زندهیاد توران میرهادی، یکی از عاشقترین عاشقانِ کودکان ایران زمین، بسیار گفته و نوشته شده است. وی از جمله کسانی است که با بینش عمیق وخدمات بیمنتش، توانست چند نسل از فرهنگیان و آموزشگران ایران را دور هم گِرد آورده و با مشارکت آنان، کارهای ماندگار تولید نماید. کسانی هم که ارزش کارهای ایشان را درک میکردند، در زمان حیاتش و با انواع قدرشناسیهای دوستانه و اغلب غیررسمی از وی، مُهر باطلی بر این طلسم بی‌‌پشتوانه زدند که «ایرانیان، مردهپرستاند» یا اینکه «در ایران، زندة خوب و مردة بد، وجود ندارد»! بسیاری از فرهنگیانِ اندیشمند و عاشقان آینده کودکان ایران، از این گوهرِ ناب، بسیار آموختند و نشان دادند که ایرانیان، سره را از ناسره، تشخیص میدهند. بدین سبب در این نوشته کوتاه، قصد ندارم به وقایعنگاری درباره زندگی و خدمات آموزشی و فرهنگی وی بپردازم، زیرا که از طریق رسانههای گوناگونِ مکتوب و مجازی، قابل بازیابی هستند. ولی در این نوشته، تنها به چند موردِکمتر شناخته شده در مورد ایشان اشاره میکنم، شاید تلنگری بر خود و جامعه آموزشی ایران باشد. 

توران میرهادی، علاوه بر دانش نظری و چشمانداز وسیعی که برای تربیت کودکان داشت، آموزشگری تجربی و عملگرا بود. وی با تأسیس کودکستان فرهاد در سال 1334 و بعد، دبستان و مدرسه راهنمایی آن، مبتکر فعالیتهای تربیتی/ آموزشی بسیاری شد و هم او بود که با کمکِ دانشآموزان و معلمان مدرسه، به تدریج آن فعالیتها را به محک تجربه، پالوده نمود، برای شرایط اجراییشان امکانسنجی کرد، برنامه درسی مدرسه‌محور را از سطح آرمانی، به واقعیت مدرسه کشاند و ایدههای نوآورانه متعددی را محقق نمود. همچنین، روحیه همکاری را در دانشآموزان، ایجاد و تقویت نمود، رؤیای مدرسه بدون رقابت را به واقعیت تبدیل کرد و نتایج آن فعالیتهای ارزشمند را منتشر نمود. میرهادی از طریق این فعالیتهای معنادار، معلمان را بر صدر نشاند و شأنیتشان را محترم شمرد و برایشان، فرصتهای مغتنمی جهت تمرین عملیِ تصمیمگیریها و تصمیمسازیهای آموزشی در سطح مدرسه، آفرید. این آموزشگر کمنظیر، در تمام سطوح آموزشی و فرهنگی، مسئولیت پذیر و تأثیرگذار بود و دهها و دهها ابتکار آموزشی/ تربیتی به نامش ثبت شده است. با این همه اما، از منظر تربیت و آموزش کودکان، شاهبیت غزلهای آموزشی وی، تجربه مدرسه فرهاد (1334 تا 1359) و بنیانگذاری شورای کتاب کودک در سال 1341 به همراه جمعی از همفکران خود و بعد، سرپرستی فرهنگنامه کودکان و نوجوانان از سال 1358تا واپسیندمِ حیاتش بود. با این وجود، ایشان هر جا که توانست و هر موقع که فرصتی پیدا نمود، خدمت کرد و به دور از هیاهو، آنچنان تأثیرات عمیقی در آموزش مدرسهای ایران گذاشت که تا همیشه، در حافظه تاریخیِ فرهیختگان ایران زمین، باقی خواهد ماند. بهطور مشخص، فعالیتهای مربوط به تغییر نظام آموزشی از سال 1343و تألیف کتابهای درسی «تعلیمات اجتماعی» برای پایههای سوم و چهارم در همان سال، راهنمای تدریس این کتابها در سال 1352 و مشارکت در تألیف کتاب فارسی پایه اول و دهها کار دیگر در رابطه با آموزشوپرورش و جمعآوری ادبیات کودکان در ایران، از جمله خدمات وی هستند.

توران میرهادی، بهعنوان «مدیر کودکستان و دبستان فرهاد»، در تهیه پیشنویس «طرح جدید آموزشوپرورش کشور» که مسئولیت آن را « ادارة کُلّ مطالعات و برنامهها» به عهده داشت و در آبان 1343 به اتمام رسید، مشارکت داشت. این پیشنویس با عنوان «طرح مقدماتی اصلاح آموزشوپرورش کشور» در شهریور 1344 منتشر شد. پس از آن، «برنامه تفصیلی دورة پنج ساله ابتدایی (مرحلة اول تعلیمات عمومی)» در خرداد سال 1345، «برنامه تفصیلی دورة سه سالة راهنمایی (مرحلة دوم تعلیمات عمومی)» در تیرماه 1346، و «طرح اصلاحی تربیت معلم کشور (برای دورة پنج ساله ابتدایی و دورة سه سالة راهنمایی تحصیلی)» در مرداد 1346، همگی توسط همان اداره، منتشر شدند. توران میرهادی در «طرح مقدماتی اصلاح آموزشوپرورش کشور» (1344)، به عنوان «رئیس کمیسیون تهیه و تنظیم برنامه مرحله پنج سال اول تعلیمات عمومی» و «عضو کمیسیون تهیه برنامه تربیت معلم»، ایفای نقش نمود. وی در «برنامه تفصیلی دورة پنج ساله ابتدایی» هم که در سال 1345 تدوین شد، «رئیس کمیسیون تنظیم برنامه پنج سالة ابتدایی» بود و در سال 1346 نیز، بهعنوان عضو کمیسیون تهیة «طرح اصلاحی تربیت معلم کشور»، اثرگذار شد. افزون بر اینها، یکی از جاودانگیهای زندهیاد میرهادی، تلاش وی برای جمعآوری و اعتلای ادبیات کودکان در ایران است. او در تمام دوران فعالیتش، هر دری را که به روی خود بسته دید، با اراده و مثبتاندیشی که داشت، دروازهای به روی دنیایی وسیعتر برای پیشبرد فرهنگ ایران، گشود. بهطور مشخص، در بحبوحه تعصیلی مدرسه فرهاد، دانشآموختگان آن در هر سِمَت و موقعیتی که بودند، وی را در تولید «فرهنگنامه کودکان و نوجوانان» که از سال 1358 شروع شد، یاری نمودند. آنان که در مکتب تربیتی «آموزش بدون رقابت»، «آموزش صلح»، «آموزش مشارکتی» و «مثبتاندیشی» میرهادی پرورش یافته بودند، به همراه جمع دیگری از علاقهمندان حوزة آموزش کودکان، عملاً بهطور رایگان و تحت سرپرستی ایشان، تا کنون چندین جلد از این فرهنگنامه را تهیه کردهاند. این اثر، هم از نظر کیفیت و هم نحوه تولید، اگر خوب به جهانیان معرفی شود، قابل الگوبرداری و توسعه در محیطهای فرهنگی مشابه یا متفاوت با ایران بوده و امید است که این کار عظیم، به سرانجامِ مقطعی خود برسد.

با دیدگاههای تربیتی توران میرهادی، میتوان در پیشگفتاری که برای کتاب «تعلیم و تربیت: علمی برای همگان» که بیان نظریههای تربیتی/ آموزشی و تجربههای مدرسه سوخوملینسکی (ترجمه رضی هیرمندی (خدادادی)، 1372، نشر آروین، تهران) است، به اختصار، آشنا شد. در این نوشته، وی ابتدا، به طیف غالب دیدگاههای آموزشی؛ یکی رفتاری و دیگری شناختی، اشاره میکند تا بتواند تمایز این دو را، روشنتر نشان دهد؛ تمایزی که خوب شناخته نشدن آنها در طراحی انواع برنامههای آموزشی، در زمان کنونی مسئلهساز شده است. به گفته وی، «در زمان ما، دو گرایش متفاوت را در مطالعات و پژوهشها و تجربهها در آموزشوپرورش میتوان دید». او به اجمال، «هدف از گرایش نخستین» را «دستیابی به نتایج و بهرهدهی بهتر و قابل سنجش در کار آموزشوپرورش، از راه علمی کردنِ هر چه بیشتر مبانی آن» دانسته و توضیح میدهد که «در این گرایش، سعی میشود آموزشوپرورش، هر چه بیشتر به علومتجربی نزدیک شود. به همین سبب، به تجزیه و تحلیل عوامل جسمی، روانی، عاطفیِ رشد، انگیزهها و عکسالعملها از یک سو و آموختنیها از سوی دیگر، میپردازد». سپس تأثیر این گرایش را بر روشهای آموزشیِ مبتنی بر آن، بیان میکند: «پیشگامان این گرایش، بیشتر در دانشگاههای ایالات متحده آمریکا مستقر هستند و پیروانشان در سراسر جهان، میکوشند در آموزشوپرورش، محیطهای آزمایشگاهی بهوجود آورند، عوامل تأثیرگذار در هر مرحله از آموزش را مجزا کنند، به آزمایش و جمعآوری نتایج از راه آزمونها و تمرینها بپردازند، با استفاده از آمار، نتایج را تحلیل کنند و با بهکار گرفتن فنون بهتر در تدوین برنامه و تدریس و پدیدآوردن کتابهای درسی و وسایل آموزشی کاراتر، زمینههای پیشرفت را بهوجود آورند». در صورتی که از نظر میرهادی، «هدف از گرایش دوم، دستیابی به شناختی کلی است از انسانِ در حال رشد و آنچه در درون و برون، او را به تلاش و حرکت وامیدارد. در این گرایش، سعی میشود از راه شعلهور کردن عشق به شناختن، کار فعال و خلاق و مسئولیتپذیری، فرد خود به سوی یادگرفتن، از آنِ خود کردن دانشها، فنها و هنرها بپردازد و نهایتاً در دادوستد فرهنگی و اجتماعی با محیط، هدفهای والای زندگی خود را بیابد». 

به گفتة وی، «تلاش در هر دو جهت را در همة کشورها به شکلهای گوناگون، میتوان دید. یکی زایندة ابزارها، ماشینهای آموزشی و برنامهریزیهای آموزش انفرادی است و دیگری، زایندة مدرسههای بدون دیوار، بدون کلاسبندی، شیوههای توأم شدن کار تولیدی و آموزش، شرکت در برنامههای حفاظت از محیط زیست و استفاده خردمندانه از منابع طبیعی. در یکی تکیه بر دقت علمی و آزمایشگاهی است و در دیگری، تکیه بر زیبایی و آفرینشِ زیبایی نه تنها در هنر که در رفتار و خلق و خو و روابط اجتماعی». میرهادی معتقد است که «وقتی کودک و نوجوان و جوان به عنوان انسانهای در حال رشد، مورد احترام آموزشوپرورش قرار میگیرند و به کل موجودیت آنها نگاه میشود، چه روشهای خلاق و بِکر و یگانهای میتوان برای پیشرفت آنها به کار گرفت». ایشان به نظام آموزشی اطمینان میدهد که «یکایک این اندیشههای بهدست آمده در خلال کار پربار، هر معلمی را سر شوق میآورد و آرزوهای خفته در عمق وجودش را بیدار میکند». در همین حال، این معلمِ آگاه و عاشق کودکان، نگرانی خود را از فشار انواع آزمونها بر دانشآموزانی که «زیر بار کوهی از مسائل طاقتفرسای شیوههای نادرست» قرار گرفتهاند، ابراز میکند و هشدار میدهد که «محیط رقابت، نمره، امتحان کنکور و مدرکگرایی، سبب شده است که خانوادهها، مدرسهها، دانشگاهها و محیط اجتماعی، همة فشارها را متوجه دانشآموز کنند و از همان دوره پیشدبستان، باری سنگینتر از توان جسمی و ذهنی و عاطفی، بر دوش او بگذارند». وی در ادامه، میافزاید که:

پیرویِ ناشیانه از گرایش اول، بیداد میکند و تستهای گوناگون استاندارد نشدة غیرمعتبرِ هوش و پیشرفت تحصیلی، از سنین خردسالی تا آخرین مدارج دانشگاهی، تعیین کننده شدهاند و به پریشان کردن ذهن و دل فرزندان این سرزمین و تحقیر آنها از همان آغاز پرداختهاند. بدیهی است که در چنین محیطی، تنبیه به شکلهای ویرانکنندهاش، نسل جوان را زیر ضربه بگیرد و حاصل آن، بیزاری از ادب و هنر، دانش و فن، حکمت و فلسفه باشد و دانشآموزان و دانشجویان ما، تبدیل به حافظههای کامپیوتری شوند؛ بدون شوق و عشق، بدون تعادل لازم، در میدان تلاشهای پایانناپذیر زندگی. 

در مجموع، درگذشت توران میرهادی، میتواند بار دیگر، به ما یادآور شود که قدر بزرگان خود را بدانیم و بهجای آنکه از بعضی دیدگاههای نظری و نامأنوس و غریبه با فرهنگ بومی استفاده کنیم، به تبیین نظرهای ارزندة آموزشگران یکتای خود بپردازیم و در شناساندن آنها به جهانیان، تلاش کنیم. بدانیم که ناکارآمدی آموزشی که در سطح مدرسه و دانشگاه در حال وقوع است، از زمانی سرعت یافته که بیش از پاسخگویی به خود، میخواهیم از طریق عرضه «مقاله»هایمان به دیگران، از آنان حقانیت علمی بگیریم. مثلاً، جای تأسف و تعجب است که چرا یکسره، شناخت و تبیین ایدههای تربیتیِ اندیشهورزان معاصر خود را نادیده گرفتهایم و دانشآموختگان ما، اغلب جز نامی و تعریفی، با ایدههای بدیع آموزشیِ بزرگانی مانند بیرشک و شهریاری و کاردان و شکوهی و میرهادی، بیگانهاند و در کمتر کلاس درسی، فرصتی برای شناخت آنان، فراهم میشود. البته این در حالی است که در کوچه و بازار ایران، نام «والدروف» و «مونتهسوری» و امثال آنها، بر سر زبانهاست. یا این که در رشتههای علوم تربیتی و برنامه درسی، بسیاری از دانشجویانمان، قبل از اندک آشنایی با بزرگان علوم تربیتی در ایران، و شناخت برنامههای درسی دقیق و اجراییِ تهیه شده در دورههای مختلف در کشور، بیشتر دغدغه شناخت و فهم نظریههای کهن یا «پُست مدرن» را دارند! 

در هر صورت، زمان تنگ است و عمرها گذرا. افرادی مانند شادروان توران میرهادی، در هر زمانی و در هر کشوری، پدیدههایی تکرارناپذیرند و حیف است که تنها، به آئینهای بزرگداشت آنها بسنده شود و دیدگاهها و راهحلهای بکرشان برای تربیت کودکان این سرزمین، ناشناخته باقی بمانند. میرهادی، منادی صلح، آموزش بدون رقابت و توأم با احترام و مشارکتی بود و مدرسه را قلب فعالیتهای تربیتی در جامعه میدانست. هیهات که به تازگی، از «کف مدرسه» بهعنوان پدیدهای جدید در آموزش، صحبت میشود! آشنایی و فهم «تجربه مدرسه فرهاد»، شاید جزو گامهای اولیه برای بازخوانی و درک ایدههای تربیتی/ آموزشی یکی از گوهرهای ناب آموزشی در جامعه ایرانی، زندهیاد توران میرهادی باشد.

 

دکتر زهرا گویا، سردبیر رشد آموزش ریاضی


تاریخ بروزرسانی : ۱۶ خرداد ۱۳۹۶ ۱۲:۲۹
کلیه حقوق این وب‌سایت متعلق به دفتر انتشارات و تکنولوژی آموزشی می‌باشد.